هواداران فوتبال - ورزش

Notice: Undefined offset: 0 in /home/akairan/domains/akairan.com/public_html/sq/includes/content.php on line 750

Notice: Undefined index: in /home/akairan/domains/akairan.com/public_html/sq/includes/content.php on line 752

Notice: Undefined index: time in /home/akairan/domains/akairan.com/public_html/sq/includes/content.php on line 763

Notice: Undefined offset: 0 in /home/akairan/domains/akairan.com/public_html/sq/includes/content.php on line 750

Notice: Undefined index: in /home/akairan/domains/akairan.com/public_html/sq/includes/content.php on line 752

Notice: Undefined index: time in /home/akairan/domains/akairan.com/public_html/sq/includes/content.php on line 763

ورزش - ورزش گروهی - هواداران فوتبال

سکوهای هواداری از آن مردم اند. تمایلات و خواسته هایی در این سکوها وجود دارند که شاید برای برخی از ما پنهان باشند. این موضوع با ندانم کاری های ما به یک معضل اجتماعی بدل خواهد شد. این تمایلات از حقوق اجتماعی مردم به شمار می رود و کتمان کردن آن به غیر از پیش بینی ناپذیری حرکت های مردمی، موجبات خشم و هیجان مردم خواهد شد. در سکوها انگیزه های گوناگونی برای تشویق و فریاد کشیدن وجود دارد و صورت قانونی آن تا زمانی موجه است که به کنش های ناهنجار نینجامد.

هواداران فوتبال - ورزش

هواداران فوتبال ایتالیا

هواداران با توجه به این محدوده می توانند بر علایق و خواسته های خود پافشاری کنند. حقوق هواداری امروزه باید جدی گرفته شود چرا که انبوه تماشاگران گاه از دیگر شهرها نیز به آمارها افزوده می شود. این انبوه تماشاگران نیازمند یک حقوق شهروندی ست تا ناهنجاری ها به کم ترین کاهش یابد. هر فرد حاضر در سکوی بازی مسؤولیتی بر دوش ماست و با احتساب انگیزه ها و علایق گوناگون آنان دشواری کار روشن می شود. از سوی دیگر خالی بودن سکوی تماشاگر نیز به منزله ی کاری بی هوده است؛ و قطعا هزینه ی آن بیش تر از این خواهد بود.

هوادار و خبرنگار در کنار هم دیگر سیر قانونی را رقم خواهند زد. دست کم گرفتن رسانه ها در این امور سبب شده است بدون انتقال آگاهی لازم به مردم، برخوردهای رو در رو انجام گیرد. رسانه ها تاکنون هم چون هواداران تراختور از خود مایه گذاشته اند. هر آن چه تاکنون انجام یافته برحسب احساس مسؤولیت خود رسانه ها بوده است. با تثبیت جایگاه رسانه ای، حقوق هواداری مورد بحث و تبادل افکار قرار گرفته و صورت مدونی به خود خواهد گرفت.

این که سکوها چه می توانند انجام دهند و چه نمی توانند، یک پرسش اساسی ست. مردم در سلیقه ی خود آزادند که چه بخواهند و چه نخواهند و کسی نمی تواند خواسته های درونی آنان را مهار یا تخریب کند. اما از آن جایی که گاه این سلایق خام و ناپخته عرضه می شوند مشکلاتی پدید می آورند. این پختگی در روابط اجتماعی زیاد و بدون چالش ممکن می شود. یکی از بهترین پدیده های اجتماعی را می توان همین هواداری اعلام کرد که در تبریز روی می دهد. گرد آمدن انبوهی از سلیقه ها در یک جا و تحت یک شعار «یاشاسین آذربایجان یاشاسین تراختور» یکی از نادر پدیده هایی ست که برای یک پژوهش گر اجتماعی ارزش و اهمیت به سزایی دارد. با انکار و تحریم آن به خطرناک ترین کار متوسل می شویم. برای غلبه بر مشکلات اجتماعی باید در وهله ی نخست آن را پذیرفت. اما دشواری کار نباید ما را دچار هراس کرده و از ریشه انکارش کرد. پس پدیده های اجتماعی پیش از این که انکار شوند باید پذیرفته شده و سپس مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد و قطعا راه کارهای سودمندی برای دوری از ناپختگی ها و ناهنجاری ها ارایه خواهد شد.

سکوهای ورزشی یکی از جای گاه های مردمی ست. خالی بودن این سکوها ورزش ما را همواره با دست اندازهای بزرگی رو به رو کرده است. امروزه اهمیت آن دیگر بر کسی پوشیده نمانده است. سکوهای خالی یک دهن کجی به سیاست های ورزشی ماست. این در حالی ست که در بیش تر جاها با آن مواجه ایم و در شهرهای دیگر به «دردسر» از آن یاد می شود. تور دوچرخه سواری ما هنوز نتوانسته است هواداران زیادش را به خود بکشد. هواداران دوچرخه سواری آذربایجان تنها در پشت تلویزیون های خود آن را رصد می کنند. ظاهرا کشاندن مردم به پای ورزش به این سادگی ها نیست. وقتی خواسته های آنان را محدود به سیاست های ناکام خود می کنیم نه از ورزش چیزی می ماند و نه از تماشاگر. خالی بودن اش یک مشکل دارد و پر بودن اش مشکلی دیگر. ظاهرا رودررو شدن با مردم دشوارتر از آن است که به حساب اش می آوریم. رو در رو شدن با مردم نیازمند مسلح شدن به نظریه های اجتماعی ست.

هواداران بر خواسته های خود پافشاری می کنند و در صورت برخورد نامناسب یا بی توجهی به پرخاش گری بدل می شوند. در این سه فصل بازیِ تراختور به اندازه ای تجربه به دست آورده ایم که هم هوادار، هم رسانه ها و هم مدیران ورزشی باید بتوانند از عهده ی تحلیل و پیش بینی آن برآیند. باید این سه ضلع بازی چنان با هم چفت شوند که ورزش ما دچار بحران نشود. در این فصل ما باید راه کارهایی را ببینیم که امیدمان را نسبت به بازی شایسته و ورزشی بیش تر کند. رشد و آگاهی هواداری سبب کم تر شدن آسیب های اجتماعی خواهد شد و این امر بر عهده ی رسانه ها و برنامه ریزان ورزشی ست. پس لزوم ادامه ی بازی های چند هزار نفری را می توان اثبات شده گرفت. این تجربه ها را نباید مفت و ارزان از دست داد.

سکوهای پر شامل انسان هایی با خواسته ها و انگیزه های گوناگون است. با لحاظ کردن این تنوع در سکوها می توان سراغ برنامه ریزی خوب و شایسته را گرفت و با کم رنگ کردن اش می توان هم چنان تجربه های تلخ برخی بازی ها را چشید. مهار آن در پرتو آگاهی سازی، بهتر از برخورد فیزیکی خواهد بود.
ویرایش و تلخیص:آکاایران

هواداران با توجه به این محدوده می توانند بر علایق و خواسته های خود پافشاری کنند. حقوق هواداری امروزه باید جدی گرفته شود چرا که انبوه تماشاگران گاه از دیگر شهرها نیز به آمارها افزوده می شود. این انبوه تماشاگران نیازمند یک حقوق شهروندی ست تا ناهنجاری ها به کم ترین کاهش یابد. هر فرد حاضر در سکوی بازی مسؤولیتی بر دوش ماست و با احتساب انگیزه ها و علایق گوناگون آنان دشواری کار روشن می شود. از سوی دیگر خالی بودن سکوی تماشاگر نیز به منزله ی کاری بی هوده است؛ و قطعا هزینه ی آن بیش تر از این خواهد بود.

هوادار و خبرنگار در کنار هم دیگر سیر قانونی را رقم خواهند زد. دست کم گرفتن رسانه ها در این امور سبب شده است بدون انتقال آگاهی لازم به مردم، برخوردهای رو در رو انجام گیرد. رسانه ها تاکنون هم چون هواداران تراختور از خود مایه گذاشته اند. هر آن چه تاکنون انجام یافته برحسب احساس مسؤولیت خود رسانه ها بوده است. با تثبیت جایگاه رسانه ای، حقوق هواداری مورد بحث و تبادل افکار قرار گرفته و صورت مدونی به خود خواهد گرفت.

این که سکوها چه می توانند انجام دهند و چه نمی توانند، یک پرسش اساسی ست. مردم در سلیقه ی خود آزادند که چه بخواهند و چه نخواهند و کسی نمی تواند خواسته های درونی آنان را مهار یا تخریب کند. اما از آن جایی که گاه این سلایق خام و ناپخته عرضه می شوند مشکلاتی پدید می آورند. این پختگی در روابط اجتماعی زیاد و بدون چالش ممکن می شود. یکی از بهترین پدیده های اجتماعی را می توان همین هواداری اعلام کرد که در تبریز روی می دهد. گرد آمدن انبوهی از سلیقه ها در یک جا و تحت یک شعار «یاشاسین آذربایجان یاشاسین تراختور» یکی از نادر پدیده هایی ست که برای یک پژوهش گر اجتماعی ارزش و اهمیت به سزایی دارد. با انکار و تحریم آن به خطرناک ترین کار متوسل می شویم. برای غلبه بر مشکلات اجتماعی باید در وهله ی نخست آن را پذیرفت. اما دشواری کار نباید ما را دچار هراس کرده و از ریشه انکارش کرد. پس پدیده های اجتماعی پیش از این که انکار شوند باید پذیرفته شده و سپس مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد و قطعا راه کارهای سودمندی برای دوری از ناپختگی ها و ناهنجاری ها ارایه خواهد شد.

سکوهای ورزشی یکی از جای گاه های مردمی ست. خالی بودن این سکوها ورزش ما را همواره با دست اندازهای بزرگی رو به رو کرده است. امروزه اهمیت آن دیگر بر کسی پوشیده نمانده است. سکوهای خالی یک دهن کجی به سیاست های ورزشی ماست. این در حالی ست که در بیش تر جاها با آن مواجه ایم و در شهرهای دیگر به «دردسر» از آن یاد می شود. تور دوچرخه سواری ما هنوز نتوانسته است هواداران زیادش را به خود بکشد. هواداران دوچرخه سواری آذربایجان تنها در پشت تلویزیون های خود آن را رصد می کنند. ظاهرا کشاندن مردم به پای ورزش به این سادگی ها نیست. وقتی خواسته های آنان را محدود به سیاست های ناکام خود می کنیم نه از ورزش چیزی می ماند و نه از تماشاگر. خالی بودن اش یک مشکل دارد و پر بودن اش مشکلی دیگر. ظاهرا رودررو شدن با مردم دشوارتر از آن است که به حساب اش می آوریم. رو در رو شدن با مردم نیازمند مسلح شدن به نظریه های اجتماعی ست.

هواداران بر خواسته های خود پافشاری می کنند و در صورت برخورد نامناسب یا بی توجهی به پرخاش گری بدل می شوند. در این سه فصل بازیِ تراختور به اندازه ای تجربه به دست آورده ایم که هم هوادار، هم رسانه ها و هم مدیران ورزشی باید بتوانند از عهده ی تحلیل و پیش بینی آن برآیند. باید این سه ضلع بازی چنان با هم چفت شوند که ورزش ما دچار بحران نشود. در این فصل ما باید راه کارهایی را ببینیم که امیدمان را نسبت به بازی شایسته و ورزشی بیش تر کند. رشد و آگاهی هواداری سبب کم تر شدن آسیب های اجتماعی خواهد شد و این امر بر عهده ی رسانه ها و برنامه ریزان ورزشی ست. پس لزوم ادامه ی بازی های چند هزار نفری را می توان اثبات شده گرفت. این تجربه ها را نباید مفت و ارزان از دست داد.

سکوهای پر شامل انسان هایی با خواسته ها و انگیزه های گوناگون است. با لحاظ کردن این تنوع در سکوها می توان سراغ برنامه ریزی خوب و شایسته را گرفت و با کم رنگ کردن اش می توان هم چنان تجربه های تلخ برخی بازی ها را چشید. مهار آن در پرتو آگاهی سازی، بهتر از برخورد فیزیکی خواهد بود.
ویرایش و تلخیص:آکاایران

هواداران با توجه به این محدوده می توانند بر علایق و خواسته های خود پافشاری کنند. حقوق هواداری امروزه باید جدی گرفته شود چرا که انبوه تماشاگران گاه از دیگر شهرها نیز به آمارها افزوده می شود. این انبوه تماشاگران نیازمند یک حقوق شهروندی ست تا ناهنجاری ها به کم ترین کاهش یابد. هر فرد حاضر در سکوی بازی مسؤولیتی بر دوش ماست و با احتساب انگیزه ها و علایق گوناگون آنان دشواری کار روشن می شود. از سوی دیگر خالی بودن سکوی تماشاگر نیز به منزله ی کاری بی هوده است؛ و قطعا هزینه ی آن بیش تر از این خواهد بود.

هوادار و خبرنگار در کنار هم دیگر سیر قانونی را رقم خواهند زد. دست کم گرفتن رسانه ها در این امور سبب شده است بدون انتقال آگاهی لازم به مردم، برخوردهای رو در رو انجام گیرد. رسانه ها تاکنون هم چون هواداران تراختور از خود مایه گذاشته اند. هر آن چه تاکنون انجام یافته برحسب احساس مسؤولیت خود رسانه ها بوده است. با تثبیت جایگاه رسانه ای، حقوق هواداری مورد بحث و تبادل افکار قرار گرفته و صورت مدونی به خود خواهد گرفت.

این که سکوها چه می توانند انجام دهند و چه نمی توانند، یک پرسش اساسی ست. مردم در سلیقه ی خود آزادند که چه بخواهند و چه نخواهند و کسی نمی تواند خواسته های درونی آنان را مهار یا تخریب کند. اما از آن جایی که گاه این سلایق خام و ناپخته عرضه می شوند مشکلاتی پدید می آورند. این پختگی در روابط اجتماعی زیاد و بدون چالش ممکن می شود. یکی از بهترین پدیده های اجتماعی را می توان همین هواداری اعلام کرد که در تبریز روی می دهد. گرد آمدن انبوهی از سلیقه ها در یک جا و تحت یک شعار «یاشاسین آذربایجان یاشاسین تراختور» یکی از نادر پدیده هایی ست که برای یک پژوهش گر اجتماعی ارزش و اهمیت به سزایی دارد. با انکار و تحریم آن به خطرناک ترین کار متوسل می شویم. برای غلبه بر مشکلات اجتماعی باید در وهله ی نخست آن را پذیرفت. اما دشواری کار نباید ما را دچار هراس کرده و از ریشه انکارش کرد. پس پدیده های اجتماعی پیش از این که انکار شوند باید پذیرفته شده و سپس مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد و قطعا راه کارهای سودمندی برای دوری از ناپختگی ها و ناهنجاری ها ارایه خواهد شد.

سکوهای ورزشی یکی از جای گاه های مردمی ست. خالی بودن این سکوها ورزش ما را همواره با دست اندازهای بزرگی رو به رو کرده است. امروزه اهمیت آن دیگر بر کسی پوشیده نمانده است. سکوهای خالی یک دهن کجی به سیاست های ورزشی ماست. این در حالی ست که در بیش تر جاها با آن مواجه ایم و در شهرهای دیگر به «دردسر» از آن یاد می شود. تور دوچرخه سواری ما هنوز نتوانسته است هواداران زیادش را به خود بکشد. هواداران دوچرخه سواری آذربایجان تنها در پشت تلویزیون های خود آن را رصد می کنند. ظاهرا کشاندن مردم به پای ورزش به این سادگی ها نیست. وقتی خواسته های آنان را محدود به سیاست های ناکام خود می کنیم نه از ورزش چیزی می ماند و نه از تماشاگر. خالی بودن اش یک مشکل دارد و پر بودن اش مشکلی دیگر. ظاهرا رودررو شدن با مردم دشوارتر از آن است که به حساب اش می آوریم. رو در رو شدن با مردم نیازمند مسلح شدن به نظریه های اجتماعی ست.

هواداران بر خواسته های خود پافشاری می کنند و در صورت برخورد نامناسب یا بی توجهی به پرخاش گری بدل می شوند. در این سه فصل بازیِ تراختور به اندازه ای تجربه به دست آورده ایم که هم هوادار، هم رسانه ها و هم مدیران ورزشی باید بتوانند از عهده ی تحلیل و پیش بینی آن برآیند. باید این سه ضلع بازی چنان با هم چفت شوند که ورزش ما دچار بحران نشود. در این فصل ما باید راه کارهایی را ببینیم که امیدمان را نسبت به بازی شایسته و ورزشی بیش تر کند. رشد و آگاهی هواداری سبب کم تر شدن آسیب های اجتماعی خواهد شد و این امر بر عهده ی رسانه ها و برنامه ریزان ورزشی ست. پس لزوم ادامه ی بازی های چند هزار نفری را می توان اثبات شده گرفت. این تجربه ها را نباید مفت و ارزان از دست داد.

سکوهای پر شامل انسان هایی با خواسته ها و انگیزه های گوناگون است. با لحاظ کردن این تنوع در سکوها می توان سراغ برنامه ریزی خوب و شایسته را گرفت و با کم رنگ کردن اش می توان هم چنان تجربه های تلخ برخی بازی ها را چشید. مهار آن در پرتو آگاهی سازی، بهتر از برخورد فیزیکی خواهد بود.
ویرایش و تلخیص:آکاایران

گردآوری توسط بخش فوتبال سایت آکاایران
تبلیغات