loading...

پرتگاه عصبانیت در خانه


در اوج عصبانیت با مشت حمله کنید منتها به کیسه بوکس ( قسمت اول)

مهم لحظه ای است که شما باید تصمیم خطیری در زندگی بگیرید. اگر بگویم که آینده زندگی مشترک شما وابسته به این موضوع است. چندان اغراق نکرده ام؛ درست مثل زمانی که شما در تاریکی شب لبه پرتگاهی ایستاده اید؛

پرتگاه عصبانیت در خانه - آکا

برداشتن قدمی اشتباه به معنی از دست رفتن زندگی شماست. در زندگی مشترک هم وقتی که سایه های عصبانیت، ذهنتان را تیره و تار کرده است. برداشتن قدمی اشتباه درست مثل سقوط در پرتگاه است؛ سقوطی که می تواند خطرات جدی و بدی برای زندگی مشترکتان به دنبال داشت باشد.      





با عصبانیت از جا می پرید، آخه چطور به خودش اجازه داد که این طوری با من صحبت کنه؟ فکر کرده کیه؟... چند لحظه صبر کنید. یادتان باشد که به قول معروف برای دعوا همیشه وقت هست.

در همان اتاق چند لحظه تنها تامل کنید و با خودتان به عاقبت کاری که می خواهید انجام دهید، فکر کنید. نتیجه سرزنش کردن همسرتان، غر زدن یا حتی داد و فریاد چیست؟ خب البته اولین نتیجه ای که بسیاری از ما هم دنبال آن هستیم، خالی شدن دل خود ماست. وقتی چیزی ما را تحت فشار قرار داده است و دارد از درون ما را می خورد و ویران می کند، فشارمان بالا رفته و حتی از عصبانیت نفسمان تنگ شده است، اولین چیزی که به ذهن ما می رسد این است که باید موضوع را مطرح کنیم و در کوتاه ترین زمان ممکن خودمان را خالی کنیم.

این تصور هم معمولاً از آنجایی نشأت می گیرد که همه ما فکر می کنیم تا زمانی که تمام حرفهای دلمان را به کسی که باعث دلخوری ما شده نگوییم، راحت نمی شویم. اما اگر کمی به تجربیات گذشته خودتان توجه کنید، متوجه خواهید شد که این قانون خود ساخته چندان هم درست نیست و همیشه نتیجه مطلوبی در پی نخواهد داشت.

هیچ چیز و هیچکس قادر به خشمگین ساختن شما بدون اراده و خواسته شما نبوده و هنگامی که به فردی چنین اجازه ای را میدهید تا شما را خشمگین سازد در واقع کنترل خود را بدست آن فرد سپرده اید.

داستانی آشنا

این بار که از عصبانیت از جا پریدید و خواستید با تندترین لحن تمام حرف های دلتان را بزنید، یک لحظه در اتاق، تنها با خودتان فکر کنید که بعد از حرف های شما، بین شما و همسرتان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ احتمالا او هم ساکت نخواهد ماند، بالاخره برای جبران آنچه شنیده است، چیزی می گوید.



بعد چه می شود؟ شما مطمئن بودید که حق با شماست اما حالا همسرتان به جای پذیرش اشتباهش در مقابل شما مقاومت کرده است و نمی خواهد بپذیرد که باید جبران کند شما انتظار دارید او معذرت بخواهد و حق را به شما بدهد؛ پس در مقابل حرف او ساکت نمی نشینید؛ سریع حرفتان را ادامه می دهید و تلاش می کنید که با مطرح کردن موضوعات تازه، دلخوری های پیشین. اشتباهات قبلی و خلاصه گفتن هر چیزی که به ذهنتان می رسد کفه ترازو را به نفع خودتان سنگین کنید و همسرتان را که حالا تبدیل به رقیب شده، شکست دهید.


همسر شما هم که می بیند به طرز غیرمنصفانه ای از طرف شما مورد حمله قرار گرفته است، با توان بیشتری شروع به دفاع خواهد کرد و... بعد از نیم ساعت مبارزه، شما هنوز ناراحت هستید. البته بین خودمان باشد، بالاخره دلتان تا حدی خنک شده است اما با این حال ته دلتان می دانید که رفتارتان درست نبوده است اما حالا دیگر به این زودی ها نمی شود، معذرت خواهی کرد.



پس دلخوری همسرتان و ناراحتی شما ادامه پیدا می کند. همسرتان کمتر با شما صحبت می کند و احساس می کند دلش شکسته و با او منصفانه برخورد نشده است، زحماتش دیده نشده و احتمالا با خودش فکر می کند که چه همسر ناسپاسی دارد؛ همسری ناسپاس که لیاقت دوست داشتن ندارد و... .

درست است که بالاخره در بیشتر موارد افراد کوتاه می آیند و دوباره سعی می کنند که به نوعی به روابط قبلی برگردند اما باید گفت که متاسفانه اتفاقی که نباید می افتاد، افتاده است.



کنترل عصبانیت مهارتی است که برای زندگی لازم است اما  برای زندگی خانوادگی لازم تر و ضروری تر .در ارتباط با همسر و فرزندان و در محیط خانواده که روابط نزدیک تر است ، ضرورت بیشتری حس می شود که افراد بتوانند در اختلافات و ناراحتی ها  خود را کنترل کنند.  علاوه بر این عدم کنترل خود در خانواده می تواند به تنش های بیشتر و ماندگار و خدایی نکرده جدایی منجر شود.



بهتر است تکنیک های کنترل خشم را تمرین کنید. می توانید از یک متخصص و مشاور در این زمینه کمک بگیرید. حفظ روابط متعادل و زندگی بانشاط ارزش این کار را دارد.


فرآوری : داودی

بخش خانواده ایرانی تبیان

منابع : همشهری خانواده - سیمرغ

گردآوری توسط بخش عشاق موفق سایت آکاایران
تبلیغات