loading...

رفاقت را تمرین کنید

روح حاکم بر خانواده « همگرا »، صمیمیّت، یکدلی، یکرنگی و در یک کلمه « رفاقت » است و جوّ غالب بر خانواده « واگرا »، بیگانگی، فاصله عاطفی و در یک کلمه « لجاجت » است.

رفاقت را تمرین کنید - آکا

همگرایی در خانواده متعادل، حوزه وحدت یافته ای را می آفریند که بستر مساعدی برای شکوفایی و خلاقیّت اعضای خانواده می باشد. « واگرایی » به نوبه خود طرحی از خانواده را در می افکند که همچون دو حوزه جدا گانه، شاهد به هدر رفتن انرژی های زندگی است که صرف اصطکاک و تقابل می شود.

اولین گام برای تحصیل روحیه رفاقت در زندگی مشترک، پذیرش همسر است. آنهایی که همسرشان را آن گونه که « هست، می پذیرند » نه آن چنان که « می خواهند، باشد » به این مرحله ارزشمند نائل می شوند که دوستی و رفاقت در روابط متقابل شان موج می زند.

پذیرش همسر در نگرش تحلیلی، شامل پذیرش شخصیت، افکار، علائق و سهم او در مدیریت زندگی است.

این شما و این توصیه های تبیان برای داشتن خانواده ای شاد:

من تو را قبول دارم

اولین قدم:  برای عمل جراحی، آماده شدن برای آن است. هر آدمی حساب عزت نفس ویژه ی خود را دارد. لذا ممکن است صحبت شما از دید او سرزنش محسوب شده و در نتیجه احساس کند که دارید به عزت نفس او ضربه می زنید. در این زمان حالت دفاعی پیدا کرده و البته تعجبی ندارد که دیگر به صحبت های او گوش نکند. راه چاره چیست ؟ در آغاز صحبت های خود با کمی تعریف و تحسین از همسرتان این احساس را ایجاد می کنید که کلیت رفتارها و برخوردهای او را قبول دارید و برای او احترام قائل اید. نکته دیگری که در این زمان باید به آن توجه داشت، انتخاب زمان مناسب است. زمانی که همسرتان روز دشواری داشته، تعریف های شما قطعاً به درستی شنیده نخواهد شد، چه برسد به صحبت های بعدی شما.

« لجاجت » و « رقابت ناسالم »، چهره نامناسبی از روابط زن و شوهر را به تصویر می کشد. زنان و مردانی که به همسر خود همچون رقیبی آشتی ناپذیر می نگرند، تجسّم « واگرایی » و « تزلزل » در زندگی مشترک هستند. این امر به ویژه در زوج هایی که هم سنّ بوده و یا اختلاف سنّی کمی با یکدیگر دارند، مشهود است

می دانم همه اش ایراد تو نیست

مرحله دوم، نشان دادن نیت مثبت خودتان است. برای این کار، کمی از مسئولیت مشکل را شما به گردن بگیرید. مثلا اگر شما از دیر کردن های دائمی همسرتان دلخور و کلافه شده اید می توانید مسئله را به این صورت مطرح کنید که: وقتی تو دیر می آیی، من دچار اضطراب می شوم، چون مرا یاد دوران مدرسه و تأخیرهای صبحگاه می اندازد. شاید به نظر عجیب باشد، اما احساس خیلی بدی به من دست می دهد.

 

به نظر تو چه کار کنیم؟

اما مرحله سوم کار، زمانی است که شما قرار است به صورتی روشن بیان کنید که مشکل چیست و از او بپرسید که به نظر او برای حل این مسئله چه می توان کرد. فراموش نکنید که نظرخواهی از همسر نکته بسیار مهمی است. در غیر این صورت به احتمال بسیار با مقاومت شدید روبه رو خواهید شد. البته حتی اگر شما در مراحل قبلی دقت لازم را داشته باشید، باز ممکن است همسرتان در این زمان عکس العملی منفی نشان دهد. در این شرایط صحبت را به زمان دیگری موکول کنید.

اما ممکن است واکنش همسرتان بسیار متفاوت با حالت بالا باشد ممکن است او پیشنهاد بسیار خوبی برای تغییر کردن خودش بدهد؛ حالتی ایده آل. اگر این حالت پیش آمد، سعی کنید با تعریف از پیشنهاد او انگیزه لازم برای عمل کردن را در او تقویت کنید. اما شاید پاسخ او حالت دیگری باشد و آن اینکه بگوید چیزی به ذهنش نمی رسد. در این حال از او اجازه بخواهید تا شما پیشنهادهای خود را ارائه دهید. یادتان باشد در این مرحله لازم است شما حداقل دو پیشنهاد ارائه دهید تا همسرتان حق انتخاب داشته باشد.

« لجاجت » و « رقابت ناسالم »، چهره نامناسبی از روابط زن و شوهر را به تصویر می کشد. زنان و مردانی که به همسر خود همچون رقیبی آشتی ناپذیر می نگرند، تجسّم « واگرایی » و « تزلزل » در زندگی مشترک هستند. این امر به ویژه در زوج هایی که هم سنّ بوده و یا اختلاف سنّی کمی با یکدیگر دارند، مشهود است. آنان بعضاً در پذیرش مدیریّت زندگی دچار مشکل هستند و کانون اولیه اختلافات از همین جا نشات می گیرد.

 

نامه زیر گویای این واقعیت است:

"شوهرم همسن من است و از نظر تحصیلات چیزی از او کم ندارم. برخی از بستگانم به من می گویند: تو لیاقت بیشتر از اینها را داشتی، چرا با او ازدواج کردی؟» همین مسائل باعث شده که با وجود خوبی های شوهرم، نتوانم او را آن چنان که باید دوست بدارم و مدیریت او را در زندگی پذیرا شوم. آیا راهی برای خروج از این بن بست زندگی وجود دارد یا خیر؟"

اطرافیان و بستگان، باید به استقلال زوج های جوان احترام بگذارند و به آن ها فرصت دهند تا به تدریج به تفاهم و صمیمیت دست یابند و تجربیّات مفید و سازنده خود را خیرخواهانه و براساس رعایت حرمت زوجین در اختیارشان قرار دهند

تحلیل مشکل

بررسی نامه بالا، چند نکته را روشن می سازد:

* هم سن بودن زن و شوهر، مانعی بر سر راه پذیرش مدیریت مرد از جانب زن تلقی شده است؛ یعنی زوجین به چشم رقیب به یکدیگر می نگرند و این امر، سدّ راه تفاهم شده است.

* تحصیلات برای زن یک ارزش اجتماعی و فرهنگی دارد ولی با تلقینات غلط اطرافیان، او این موضوع را عاملی برای به رخ کشیدن امتیازات خود به همسر، تلقی نموده است و بستگان زن با دامن زدن به این مسائل، موجب سردی روابط این زوج را فراهم نموده اند.

* زن، شخصاً نتوانسته است به معیارهای دقیق و محکمی برای ارزشیابی رفتار دیگران دست یابد و خوبی های همسرش را آن چنان که شایسته است، درک نموده، مورد تقدیر قرار دهد. لذا به سادگی تحت تأثیر دیگران قرار می گیرد و به اصطلاح فردی است « دهن بین » و توانایی قضاوت مستقل و صحیح را ندارد.

* هم سنّ بودن زوجین و یا از نظر تحصیلات هم پایه بودن، هیچ کدام به تنهایی عامل عدم تفاهم محسوب نمی شود، بلکه زمانی اینها مسئله ساز است که زن یا شوهر هر یک از قبل زمینه لازم و مستعدی را برای تحریک احساسات طرف مقابل و رقابت و درگیری با یکدیگر داشته باشند.

*اطرافیان و بستگان، باید به استقلال زوج های جوان احترام بگذارند و به آن ها فرصت دهند تا به تدریج به تفاهم و صمیمیت دست یابند و تجربیّات مفید و سازنده خود را خیرخواهانه و براساس رعایت حرمت زوجین در اختیارشان قرار دهند.

 

توصیه های تربیتی

اینک مواردی را که در حصول هم گرایی (هماهنگی) زوجین، جنبه عملی و کاربردی دارد، بیان می کنیم:

همگرایی در زندگی مشترک میان زن و شوهر  امری نسبی است و جنبه مطلق ندارد؛ هرگز نمی توان انتظار داشت که زوجین در تمامی موارد توافق داشته و هم گرا باشند، بلکه منظور این است که در غالب موارد، انتظار می رود که بتوانند سیاستی هماهنگ را در برخورد با مسائل، اتّخاذ نمایند.

هم گرایی، نسبت مستقیم با شناخت دارد  به گونه ای که با پشت سرگذاشتن سال های اولیه زندگی، درجه شناخت و معرفت زوجین از یکدیگر، بیشتر و عمیق تر می گردد.

همه خصوصیّات همسر را نباید تغییر داد  این امر منجر به ایجاد مقاومت در او شده، اعتماد به نفسش را زایل می کند. تلاش زوجین باید مصروف تغییر خصوصیاتی در همسرشان شود که همچون عایقی از حصول تفاهم آن ها جلوگیری می کند.

پدر تصمیم گیری ها و انتخاب راه حل ها و برنامه ریزی های زندگی لازم است هر یک از زوجین، حقّی برای همسرشان در نظر گیرند.

مصلحت خانواده ایجاب می کند که هر یک از زوجین به مجرد نارضایتی از همسر، او را از زندگی کنار نگذارد و جایگاهش را در خانواده و در کانون قلب فرزندان به خوبی حفظ نماید. پدری که نقش سایه در زندگی داشته و به حاشیه خانواده رانده شده است، هیچ گاه تأثیر اخلاقی بر فرزندان نخواهد داشت. مادری که از موقعیّت اصلی اش محروم شده و هیچ گونه سهمی در مراحل تصمیم گیری زندگی ندارد، یقیناً مادر موفقی برای فرزندان و همسری لایق برای شوهرش نخواهد بود.

 

 

فرآوری : کهتری

بخش خانواده ایرانی تبیان

منابع:

کتاب خانواده متعادل نوشته دکتر شرفی

سپیده دانایی

منبع : tebyan.net

گردآوری توسط بخش عشاق موفق سایت آکاایران
تبلیغات