loading...

اختلافی با رنگ و بوی ناآگاهی

تا به حال به این مساله توجه داشته اید که هیچ رابطه ای به اندازه رابطه زناشویی، مستعد اختلاف نیست؟ زیرا در زندگی زناشویی، زن و مرد دایما با یکدیگر در تعامل و ارتباط بوده و بنابراین فرصت برای اختلاف بسیار است.

مسایلی مانند رابطه با اقوام، پول، فرزندان، مسافرت و... منشا اکثر اختلافات زوجین است. پس احتمال اینکه همسران با وجود این همه مشکل و اختلاف نظر، شادمانه زندگی کنند، خیلی کم است. ولی در صورتی که راه و رسم برخورد با مشکلات و اختلافات را بیاموزند و به دنبال راهکارهای موثر برای بهبود رابطه زناشویی باشند، روز به روز بر خوشبختی آنان افزوده می شود.

ازدواج کردن مقوله ای متفاوت از زندگی مشارکتی است چرا که انتظارات و توقعاتی که در زندگی مشترک میان زوجین وجود دارد، کاملا متفاوت از زندگی مشارکتی است. زندگی مشارکتی مانند زمانی است که در دوران دانشجویی با همسالان و همکلاسان خود هم خانه می شوید. در این سبک زندگی افراد در کنار هم هستند و با هم زندگی می کنند اما اهداف، روند و برنامه زندگی متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند و در ضمن هیچ اصراری برای ایجاد یک هماهنگی کامل بین اعضای یک خانه یا خوابگاه وجود ندارد. اما در زندگی مشترک برای اینکه زوجین در کنار یکدیگر احساس آرامش کنند لازم است که به دنبال یک زبان مشترک و هماهنگی با یکدیگر باشند و در ضمن روش رویارویی  با مشکلات و اختلافات را بیاموزند.

در ازدواج های نسبتا پایدار و بدون تنش های ویران کننده، زوجین به حل تنش و اختلاف می پردازند نه افزایش تنش، اما چطور این کار را می کنند؟

به زبان ساده در این ازدواج ها زوجین اینگونه فکر می کنند: « چرا اینطور شد، علتش چه بود، نقش من چه بود؟ آیا ممکن است اشکال از من باشد؟ »

اما برعکس زوجین تنش زا با پر حرفی و متهم کردن و تخریب یکدیگر و کشاندن موضوعات و اشخاص بی ربط به ماجرا، مشکل را چند برابر می کنند. یکی از نشانه های بارز آشفتگی روابط زوجین که حتی برای دیگران نیز قابل رویت است بی اعتنایی به هم و فاصله گرفتن از یکدیگر است.

درست فکر کنید تا درست رفتار کنید! چقدر مطمئن هستید درست استنباط کرده اید، معمولا افرادی که خیلی بر صحت دریافت های خود تاکید می کنند و از آنها دفاع می کنند دچار آشفتگی های بیشتری در روابط تان با همسرتان هستند

چرا زوجین نسبت به انتظارهای متقابل یکدیگر بی تفاوت می شوند؟

ناآگاهی: ناآگاهی؛ بسته به سطح هوشی، تحصیلی، تربیتی و فرهنگی هر یک از زوجین، بی تردید میزان آگاهی و ادراک شان از نیازهای یکدیگر متفاوت است. بدین معنا که عمدی در کار نیست بلکه سهوا و از روی بی اطلاعی از کنار نیازهای هم عبور می کنند. شاید نیازها و انتظارهای خود را بارها به همسرتان گفته اید، ولی نتیجه خوبی نگرفته اید، اما دلیل بی انگیزه بودن در انجام دادن کارها و تامین کردن نیازها چیست؟ آیا با مهارت های کلامی به طور شایسته ای توقعات خود را مطرح کرده اید؟ آیا اصلا انتظارهای طرح شده منطقی و عملیاتی است و... پاسخ به این سوالات و همچنین تحلیل و بررسی و واکاوی موضوع می تواند به شما کمک شایانی کند، پس بدانیم که صرف دانستن یا طرح کردن انتظارها همیشه نتیجه خوبی در پی ندارد.

 

ناتوانی در طرح خواسته ها: ناتوانی در طرح درست و کارآمد انتظارها و نیازها؛ اگر شما معتقد باشید که طرف مقابل شما از روی عمد به شما بی توجه است، خشم، محرک رفتار کلامی و هیجانی شما برای ابراز خود خواهد بود که معمولا در این شرایط با خشم هم پاسخ می گیرید،

ولی اگر معتقد باشید که او نمی داند چون بی تجربه است، او نمی داند چون من تا به حال به او نگفته ام، او نمی داند چون علم غیب ندارد و... بی تردید با آرامش و بدون هیجان های مخرب به طرف مقابل انتظارهای خود را منتقل می کنید. بخش زیادی از استنباط ها و تحلیل های من و شما از پدیده های رفتاری یکدیگر، ناقص و اشتباه است که متاسفانه بر پایه آنها رفتار هم می کنیم.

درست فکر کنید تا درست رفتار کنید! چقدر مطمئن هستید درست استنباط کرده اید، معمولا افرادی که خیلی بر صحت دریافت های خود تاکید می کنند و از آنها دفاع می کنند دچار آشفتگی های بیشتری در روابط تان با همسرتان هستند.

این باوری منعطف و منطقی است که ما انسانیم و بی تردید دچار اشتباه و خطای شناختی و فکری خواهیم شد، پس احتیاط کنیم. باور غیرمنطقی مقابل آن را خودتان می توانید حدس بزنید.

یکی از خصوصیات بسیار آسیب زا و مخل شکل گیری رابطه گرم در زوجین نپذیرفتن باور یاد شده است:

«من اشتباه نکردم او اشتباه کرده، او مقصر است، او رفتارش را درست کند تا من هم رفتارم را درست کنم و...»

 

دور باطلی که جز جر و بحث و قهر و کدورت نتیجه دیگری ندارد. پس نداشتن آگاهی و ناتوانی در طرح درست خواسته ها که معمولا ریشه در خطاهای شناختی ما دارد یکی از چندین عاملی است که به ناکام ماندن زوجین در برآورده کردن نیازها، خواسته ها و انتظارهای طرف مقابل هم منجر می شود.

 

نبود علاقه: نبود علاقه مندی زوجین نسبت به هم. اگر یکی از زوجین به دیگری علاقه ای نداشته باشد، بی توجهی هم پیامد آن است. دلایل زیادی وجود دارد که موجب بی علاقه گی می شود.

تجانس فرهنگی، شخصیتی، مذهبی، شکلی، اقتصادی و به زبان ساده هم کفو نبودن دختر و پسر، آماده نبودن دختر و پسر برای شروع یک زندگی مشترک، شخصیت های شکل نیافته و ناپخته با کلی توقعات و انتظارهای غیرواقعی و خیالی و دلایل دیگری که مجالی دیگر برای پرداختن به آنها نیاز است، همگی می تواند موجب بی علاقه گی زوجین به هم شود.

درمان این امر نیازمند این است که زوج (هر دو نفر) قلبا و از روی میل باطنی بخواهند در رابطه بمانند و به آن شکلی جدید بدهند، با چنین انگیزه قوی، کار درمانگر و مشاور نتیجه خوبی خواهد داشت، ولی در صورتی که یکی از طرفین رابطه را ترک کرده است و نمی خواهد بماند، کار بسیار دشوار و گاه نشدنی است.

 

البته اظهارنظر قطعی به بررسی و واکاوی حرفه ای نیاز دارد. امید اینکه زوجین و حتی آنها که در آستانه ازدواج هستند با تامل در آنچه گفته شد، بر کیفیت رابطه کنونی و آینده خود بیفزایند.

 

فرآوری: نسرین صفری

بخش خانواده ایرانی تبیان

منابع:سلامت نیوز/بیتوته

 

منبع : tebyan.net

گردآوری توسط بخش عشاق موفق سایت آکاایران
تبلیغات