"فرهنگ زیر غبار سیاست" فرهادی از کجا آمده است؟

فرهنگ کهن ما زیر کدام غبار سیاست پنهان شده است؟ این غبار از ناحیه غرب وارد منطقه فرهنگی ما شده است؟ یا خود ما گاهی ....

1. فرهنگ،سینما، ارشاد، سانسور، آزادی بیان، دهکده جهانی، ترور،سلاح هسته ای، جنگ نرم، اسکار. جایزه ، صلح دوستی و فرهنگ ایرانی. بعد از فروردین داغ سینمای ایران گویا زمستانی داغ تر در انتظار آن بود. فروردین سینما از دو جهت گرم بود یکی جنگ زرگری میان دو فیلم اکران نوروز( اخراجی ها و جدایی نادر از سیمین) و دیگری پر فروش بودن این دو فیلم و سالن های لبالب از مخاطب. اما زمستان گرم آن بعد از سفرهای متعدد فیلم جدایی و گرفتن جوایز گوناگون بود، رفتن روی پله اول گلدن گلوب و بعد هم اسکار.

اما همه این موفقیت ها برای چنین فیلمی با اظهار نظرها و  واکنش های گوناگون، از روز اول نمایش این فیلم، روبرو بود. عدهای فرهادی را سفارت خرس نشین می دانستند و از اول با فیلم او مخالف بودند و اکثرشان این توفیقات! را سیاسی می پندارند و  فیلم جدایی را پر از سیاه نمایی و عده ای هم در مقابل این فیلم کلاه از سرشان افتاده و هم چنان مبهوت ساختار این فیلم اند و اثری از سیاه نمایی در آن نمی بینند.

2. اگر نگاهی بیندازیم به فیلم،جز چندی اکثرا کلیت فیلم فرهادی را از نظر ساختاری فیلمی قوی می دانند که از نظر هنری، فیلم نامه، کارگردانی، تدوین، بازی گردانی و... توانسته بسیاری از قله ها را به خود اختصاص دهد و فرهادی مثل همیشه نشان داده است که می تواند کارگردانی متفاوت باشد اما سوال اینجاست که آیا فیلم را فقط ظاهر و ساختار تشکیل می دهد یا عنصر اصلی آن محتوا است و همه و همه ی عوامل اشاره شده، برای بیان محتوا در کارند. اما محتوا؛ حتی کسانی که اعتقاد به سیاه نمایی در این فیلم ندارند بدین امر اذعان دارند که فرهادی در این فیلم به نقادی گوشه ای از فرهنگ کنونی جامعه ی ایرانی پرداخته است. از یک هنرمند توقع اینکه با زبان هنر مشکلات و مسائل جامعه را به ورطه نقد بکشاند بیجا نیست، اصولا هنرمند دغدغه و دردمندی های خود را با زبان هنر بیان می دارد و برای رفع آن تلاش می کند اما فرض کنیم حتی اگر آنچنان که فرهادی به نمایش در آورده است جامعه ما اینچنین باشد، آیا آزادی بیان اسلامی می طلبد که ما خود این فیلم و این نقد را بر سر دست گرفته و آن را به همه دنیا نشان دهیم! یا یک بحث درون گروهی ست که توقع می رود حداقل در عصر رسانه ها که بستن مرزها ممکن نیست لااقل رسما خود..... .

3- فرهادی بعد از فتح نمودن ماراتن گلدن گلوب بر روی سن در مقابل چشم مخاطبان جهانی اینگونه اشک شوق بسیاری از ایرانیان را جاری کرد که:" وقتی داشتم به روی صحنه می آمدم، به این فکر می کردم که چه باید بگویم. اینکه از پدر و مادرم، دخترم، همسر مهربانم یا عوامل این فیلم صحبت کنم. اما اکنون ترجیح می دهم از مردم کشورم بگویم ؛ مردم کشور من مردمانی صلح جو هستند.» و متشکرم ."

و اما تاکید فرهادی بر صلح جو بودن هموطنانش در مراسم اسکار نیز مطرح شد که اینبار رنگ و بوی خاصی به خود گرفت:" سلام به مردم خوب سرزمینم. الان ایرانی های زیادی در سرتاسر دنیا نشسته اند و مراسم را نگاه می کنند. آن ها خوشحالند، نه فقط به خاطر این جایزه وسینما، بلکه بیشتر به این خاطر که در روزگاری که دائم حرف جنگ است و سیاست، نام ایران همراه فرهنگ است. فرهنگ کهن کشورم زیر غبار سیاست پنهان شده و این جایزه را به مردم کشورم تقدیم می کنم که به همه ی فرهنگ ها و تمدن ها احترام می گذارند."

4- فرهنگ پنهان شده زیر غبار سیاست از کجا می آید و این کدام فرهنگ است؟ این جمله فرهادی مانند تیغی دو لبه است، اما می توان با برداشت درست از این حرف به خاطر این چند جمله او را لب پرتگاه تهمت نبرد.  فرهنگ ایرانی آمیخته با سیاست است، فرهنگ ایرانی اسلامی آمیخته با سیاستی اخلاقی است . در باور ما سیاست از دین جدا نبوده، نیست و نخواهد بود و نه دین ما سیاست زده می شود و نه باید سیاست از دین دور بماند. فرهادی به نکته درستی اشاره می کند فرهنگ ایرانی که جمع همه محبت ها، عشق به خدا و آفریده های اوست وقتی در قالب درست خود یعنی نظام اسلامی روند رو به جلو را آغاز کرد و شروع به فتح دلهای مستضعفین جهان کرد، فرهنگ سلطه، آن را تاب نیاورد و سعی در تخریب آن و وجهه رحمانی اش کرد. و دیدیم که این فرهنگ زیر غبار سیاست استکباری جهان خواران پنهان شد و رسانه های امپریالیسم اسلام و ایران هراسی را سرلوحه برنامه ریزهای رسانه ای خود کردند.

بهتر است اکنون اسکار برای جدایی نادر از سیمین را؛ به چشم یک فرصت بنگریم تا بتوانیم با مطرح شدن سینمای ایران در جهان، غبار سیاست استکبار را از روی عنصر فرهنگ کهن خود برداشته و با تلاش فیلم سازان ایرانی اگر این راه به خاطر مسائل سیاسی دوباره بر ایران بسته نشود

. این فیلم تنها گام ما را باز کرد تا بتوانیم در عرصه جهانی بتوانیم زین بعد فرهنگ خود را معرفی کنیم و الا خود... .

از محتوای فیلم که بگذریم، آیا رفتار آقای فرهادی و عوامل همراه در این جشن و سایر مراسم های این چند سال ایشان، فرهنگ کهن و اسلامی را خارج از فیلم برای همگان به نمایش درآورده است؟ آیا همه دین و فرهنگ ما فقط صلح و دوستی است و یا آیا قسمتی از فرهنگ ما، شئونات اخلاقی دینمان نیست؟ فرهنگ ایرانی وقتی درست تبلیغ می شود که ما مردمی صلح طلب، مهربان و اخلاق مدار در کنار هم معرفی شویم آنهم نه فقط در بیان بلکه در عمل!

به عنوان مثال وقتی زبان ما بگوید ما دروغ نمی گوییم ولی فیلمان می گوید در ایران دروغ .... مخاطب ما کدام را باور می کند!

5- بهتر است اکنون اسکار برای جدایی نادر از سیمین را؛ به چشم یک فرصت بنگریم تا بتوانیم با مطرح شدن سینمای ایران در جهان، غبار سیاست استکبار را از روی عنصر فرهنگ کهن خود برداشته و با تلاش فیلم سازان ایرانی اگر این راه به خاطر مسائل سیاسی دوباره بر ایران بسته نشود، فرهنگ ایرانی اسلامی را هر چه بهتر و درست به چشم جهانیان بکشانیم. و بهتر است به جای اینکه همه پتانسل خود را برای بحث بر سر اینکه این جایزه به نفع ما بوده است یا خیر، بگذاریم؛ سعی کنیم این راه باز شده را با فیلم هایی قوی و صحیح که تمام وکمال معرف فرهنگ ما باشند همچنان در پیش روی خود نگه داریم.

در آخر باز به آقای فرهادی به خاطر کسب اسکار  و افتخار آفرینی برای ایران اسلامی تبریک می گوییم و امیدواریم که این توان هنری و حرفه ای، آمیخته با تعهد اخلاقی ادامه پیدا کند.

عطاالله باباپور

بخش ارتباطات تبیان

منبع : tebyan.net