بررسی عملکرد سازمان بورس

در دوره رکود قیمت های اخیر در بازار بورس، عده بسیاری از سهامداران از عملکرد سازمان بورس ناراضی شده و از آن به عنوان عملکردی ضعیف یاد کرده اند. خصوصا اعتراضات نسبت به گره معاملاتی بالا گرفته است. در این مقاله سعی شده تا با دیدی عادلانه (نه جانب دارانه) صدای سهامداران به گوش سازمان بورس رسانده شود.

بررسی عملکرد سازمان بورس - آکا

این در حالی است که قطعا سازمان بورس با محدودیت های بسیاری رو به رو است و شناخت پاره ای از این محدودیت ها باعث می شود نگاه بهتری به عملکرد این سازمان داشته باشیم و از طرح اعتراضات بی مورد پرهیز کنیم. در خصوص قانون گره معاملاتی به اعتقاد ابرار اقتصادی، در اصل طرح خوبی است چراکه به نقد شوندگی سهام بازار کمک می کند. اگر شما به جای مدیریت سازمان بورس بودید برای افزایش نقد شوندگی بازار چه می کردید؟ محدودیت حد نوسان را حذف می کردید یا حجم معاملات را بالا می بردید؟
قطعا محدودیت های بسیاری وجود دارد. اصولا افزایش حجم معاملات نقد شوندگی را بالا می برد و دیگر گره ای ایجاد نمی شود اما افزایش حجم معاملات نیاز به منابع مالی قابل توجه دارد. چه کسی حاضر است حجم نقدینگی بازار را بالا ببرد؟ مادامی که حجم معاملات بالا نرود، نقد شوندگی بازار بهبود نمی یابد. قانون گره معاملاتی دارویی است که خیلی زود اثر خود را از دست می دهد و عوارضی نیز دارد. از جمله عوارض این دارو می توان به موج روانی آن اشاره کرد. هنگامی که سهام شرکتی در گره معاملاتی قرار می گیرد، همه با خود می گویند: «قرار است ۳۰ درصد افت کند شاید هم بیشتر! اگر روزی که سهام ۳۰ درصد افت کرده بود خرید کنیم، مبادا که دوباره در گره معاملاتی قرار بگیرد! مبادا ناظر بازار تشخیص دهد این سهم بیش از این در گره بماند و...»
آیا قرار گرفتن سهامی در گره واقعا به نقد شوندگی آن کمک می کند یا اینکه موج هیجانی نزولی ایجاد می کند؟ چه کسی حاضر است سهامی را که در گره قرار گرفته خریداری کند تا از گره خارج شود؟ در طول افت قیمت در قالب گره معاملاتی (هر روز سه درصد) رفته رفته از حجم صف فروش کاسته می شود، اما به محض جمع آوری صف، آنهایی که از صف خارج شده بودند برمی گردند. چون می ترسند که مبادا دوباره در گره قرار بگیرند. موج نزولی جدید واقعا سهام شرکت را در گره ای جدید قرار می دهد و افت قیمت ادامه می یابد. به اعتقاد ابرار اقتصادی این دارو بیش از آنکه برای بازار مفید باشد، عوارض جانبی ایجاد می کند. چه می شود که بزرگان کشور برای قلب اقتصاد ایران فکری کنند و حجم معاملات را افزایش دهند؟ قلب اقتصاد کشور ضعیف شده، تپش هایش کند و نامنظم شده است! حل این مشکل از عهده سازمان بورسی که تنها مانده خارج است.
مگر این سازمان چقدر اختیارات و بودجه در اختیار دارد؟ باید مشکلات به صورت ریشه ای حل شود و حل اغلب مشکلات بازار به دست افزایش نقدینگی است. عده بسیاری را سراغ دارم که تنها به فرار از بازار بورس فکر می کنند. حجم معاملات بازار بورس ایران تنها چند میلیارد تومان است آنگاه گردش حساب روزانه برخی کارگزاران خارجی چندین برابر کل بورس ما است. مادامی که حجم معاملات بالاتر نرود هرگز بورس ایران در دنیا جایگاهی مطلوب نخواهد یافت. اگر بورس را اصلاح کنیم سرمایه گذاران خارجی هم به بورس ما می آیند اما حال و روز فعلی بورس ما از این رویا بسیار دور است. یکی دیگر از مشکلات اساسی بورس ما، توان تحلیلی فعالان بازار است. در بورس های دنیا اگر کسی تحلیل تکنیکال نداند نمی تواند معامله کند چراکه هر کارگزار پلتفورم معاملاتی منحصر به فرد خود را دارد و بر اساس نمودار ها و امکاناتی که در آن پلتفورم در اختیار کاربر قرار می گیرد، سفارش خرید و فروش از سوی کاربر صادر می شود. حتی پلتفورم ها، معاملات Demo (غیر واقعی) در اختیار کاربر می گذارند تا قبل از ورود به بازار واقعی، خود را امتحان کند.
یاد بگیرد و سپس از آموخته ها برای تحلیل شرایط بازار استفاده کند. هر کارگزاری تیم تحلیلی مجربی دارد که سیگنال خرید و فروش به کاربران خود ارائه می دهد. اما در بورس ما اگر شما بتوانید با کارگزارتان صحبت کنید باید خدا را شکر کنید. آیا رسیدن به پلتفورم اتوماتیک که مجهز به دکمه خرید و فروش (Buy & Sell) است، بدون افزایش حجم معاملات ممکن است. عمق کم بازار باعث می شود هر روز به کارگزارمان التماس کنیم که سهامی را بخرد یا بفروشد. در یک کلام باید گفت بورس با افزایش حجم معاملات جان می گیرد و پیشرفت می کند. به نمودار شماره سه توجه کنید. این نمودار سهام شرکت فولاد مبارکه اصفهان است. قیمت در قالب کانال، در محدوده بالای ۶۰۰ تومان با سقف کانال برخورد کرده است. الگوی برگشتی Hanging Man ایجاد شده و در اندیکاتور RSI نیز واگرایی مشهود است. با این سیگنال ها شکی برای افت قیمت باقی نمی ماند. کسانی که صفحه تحلیل تکنیکال را دنبال می کنند حتما سیگنال فروش فولاد مبارکه را در محدوده بالای ۶۰۰ تومان به یاد دارند. چرا این ابزار ساده و فوق العاده کارا، به مردم آموزش داده نمی شود. عده بسیاری از مردم با تحلیل تکنیکال آشنایی ندارند.
اغلب آنهایی هم که ظاهرا آشنا هستند اشتباهات فاحشی دارند به طوری که مشخص است اصلا فلسفه تحلیل تکنیکال را درک نکرده اند. به تصویر شماره چهار توجه کنید. نمودار فولاد خوزستان است. ایجاد الگوی کنج هم جهت با روند نشانه ای از افت هیجانی قیمت در آینده است. این الگو در محدوده ۱۰۰۰ تومان تا سقف بالای ۱۳۰۰ تومان ایجاد شده است. واگرایی در RSI کاملا مشهود است و در سقف الگوی نزولی Hanging Man ایجاد شده است. باز هم شکی برای افت قیمت باقی نمانده است. چند ماه پیش فکسی به ریاست جمهوری ارسال کردم و لزوم آموزش مردم و تجهیز به تحلیل تکنیکال را یادآورد شدم. فکس من به سازمان بورس فرستاده شد چراکه این سازمان مسئول این گونه مسائل است. از طرف سازمان با من تماس گرفته شد. در طی این جلسه تلفنی در یافتم که سازمان بورس این اختیار را ندارد که کلاس های آموزشی تکنیکال برگذار کند چراکه حق درآمدزایی از این طریق را ندارد. قطعا برگزار کردن کلاس های آموزشی در سطح وسیع نیاز به بودجه دارد. اگر هزینه کلاس ها نمی تواند از محل شرکت کنندگان در کلاس تامین شود و خود سازمان بورس هم بودجه ای برای این کار نداشته باشد دیگر چاره ای جز تشکر از شخص تماس گیرنده و خداحافظی نمی ماند.
به اعتقاد من سازمان بورس با وجود همه کاستی ها تلاش خود را می کند. قطعا مشکلات و معایبی نیز وجود دارد اما تلاش های این سازمان قابل تقدیر است. اگر دولت محترم دست این سازمان استراتژیک را باز تر گذارد شاید حجم معاملات نیز سر و سامان یابد. در ادامه تحلیلی از وضعیت شاخص بورس ارائه می شود. امید است که خطر جدی تلقی شده و هرچه زودتر بزرگان کشور چاره ای برای آن بیاندیشند. به تصویر شماره یک توجه کنید. نمودار بلند مدت شاخص TEPIX در تصویر شماره یک نمایش داده شده است. همان طور که در تصویر مشاهده می شود، خط روند صعودی رو به پایین شکسته شده است. پیکان قله شاخص را در اوج بازار امسال نشان می دهد. قله اخیر شاخص برای فتح قله قبلی ناکام مانده است. این اصلا سیگنال خوبی نیست. گرچه تمام بورس های جهان روندی نزولی در پیش گرفته اند اما روند بورس ما به موقعیت خطرناکی نزدیک می شود. به تصویر شماره دو توجه کنید.
در این تصویر دو قله مهم شاخص TEPIX نمایش داده شده اند. در روند شاخص، می توان کانالی با شیب نسبتا نزولی رسم کرد. عدد شاخص به حمایت کانال در محدوده ۸۶۷۵ نزدیک می شود. این در حالی است که عدد شاخص به تصحیح ۱۰۰ درصد در محدوده ۹۰۶۵ -۹۰۵۰ نفوذ کرده و تنها امید، حمایت شاخص قبل از شکسته شدن ۸۶۷۵ است. این سیاست که نماد ها فدای عدد شاخص شوند درست نیست اما افت شاخص به عنوان یک اندیکاتور مهم باید جدی تلقی شود. اگر ۸۶۷۵ رو به پایین شکسته شود، هدف شاخص در ۱۳۸‎/۲ درصد فیبوناچی در محدوده ۷۶۰۰ -۷۵۹۵ قرار خواهد داشت. با درنظر گرفتن کانال های قیمت، احتمال افت های سنگین تر نیز در بلند مدت وجود دارد به طوری که ممکن است شاخص به زیر ۶۰۰۰ کشیده شود. قطعا اتفاق افتادن این سناریوی شوم، با برگشت های صعودی و تصحیح شاخص همراه خواهد بود اما ادامه یافت روند نزولی شاخص، ضربه مهلکی بر بازار وارد می کند. با توجه به حجم کم بازار (چند میلیارد تومان) آیا در کشور پهناور و ثروتمندی چون ایران چند میلیارد تومان پول برای به تپش انداختن قلب اقتصاد کشور پیدا نمی شود؟
منبع : ویستا

تبلیغات