آکاایران: آیا می خواهید در مورد سبک زندگی ایرانیان باستان و نحوه زندگی ایرانیان در دوران باستان بیشتر بدانید این بخش گهر را بخوانید چرا که سبک زندگی ایرانیان باستان را شرح می دهیم.

سبک زندگی ایرانیان باستان چگونه بوده است؟

<>

روش زندگی ایرانیان در زمان های مختلف با هم تفاوت دارد. شاید بخواهید بدانید ایارنیان باستان چطور زندگی می کرده اند و سبک زندگی آنان به چه صورت بوده است.

دولت شاھنشاھی پارس، که در زمان داریوش بھ منتھا درجه بزرگی خود رسیده بود، شامل بیست ایالت می شد و مصر، فلسطین، سوریھ، فنیقیھ، لیدیا، فریگیا، یونیا، کاپادوکیا، کیلیکیا، ارمنستان، آشور، قفقاز، بابل، ماد، پارس، آنچھ امروز بھ نام افغانستان و بلوچستان معروف است، باختر رود سند در ھندوستان، سغدیانا، باکتریا، جایگاه ماساگتھا، و قبایل دیگری از آسیای میانھ جزو این امپراطوری بزرگ بود.

پارسی که در آن روزگار بر چھل میلیون ساکنان این نواحی حکومت کرد ھمان ایرانی نیست کھ  اکنون می شناسیم، بلکھ ناحیه کوچکی در مجاورت خلیج فارس بود کھ در آن زمان بھ نام« پارس » خوانده می شد و اکنون آن را « فارس » می نامند. سرزمین پارس سرای بیابانھای بیحاصل و کوھھای فراوان بود؛ رودخانه فراوان نداشت و در معرض گرمای سوزان و سرمای کشنده بود و بھ ھمین جھت بود کھ درآمد زمین، بھ تنھایی، کفاف زندگی دو میلیون ساکنان آن را نمی کرد، و ناچار باید کسری را از راه بازرگانی و کشورگشایی تأمین کنند. مردم کوه نشین اصلی سرزمین پارس، مانند مادھا، از نژاد ھند و اروپایی، و شاید از جنوب روسیھ بھ این نواحی آمده بودند.

از زبان ودین قدیم ایشان آشکار می شود کھ با آن دستھ از نژاد آرین کھ از افغانستان گذشتھ و طبقه حاکمھ را در سرزمین ھند تشکیل داده بودند نسبت نزدیکی داشتھ اند. داریوش اول خود را در نقش رستم چنین معرفی کرد:« پارسی، پسر پارسی، آریایی از نژاد آریایی ».

چنان بھ نظر می رسد کھ پارسیان زیباترین ملتھای خاور نزدیک در روزگارھای باستانی بوده اند. تصاویری کھ در آثار تاریخی برجای مانده نشان می دھد کھ آن مردم میانھ بالا و نیرومند بوده و، بر اثر زندگی کردن در نقاط کوھستانی، سختی و صلابت داشتھ اند، ولی ثروت فراوان سبب لطافت طبع آنان بوده است؛ در سیمای ایشان آثار تقارن مطبوعی دیده می شود، و مانند یونانیان بینی کشیده داشتھ اند، و در اندام و ھیئت ایشان آثار نجابت مشھود بوده است. غالب ایشان لباسھایی مانند لباسھای مردم ماد بر تن می کردند؛ بعدھا خود را بھ زیورآلات مادی نیز می آراستند.

جز دو دست، بازگذاشتن ھر یک از قسمتھای بدن را خلاف ادب می شمردند، و بھ ھمین جھت سر تا پای ایشان با سربند یا کلاه، یا پاپوش پوشیده بود. شلواری سھ پارچھ و پیراھنی کتانی و دو لباس رو می پوشیدند، کھ آستین آنھا دستھا را می پوشانید، و کمربندی بر میان خود می بستند. این گونھ لباس پوشیدن سبب آن بود کھ از گزند گرمای شدید تابستان و سرمای جانکاه زمستان در امان بمانند. امتیاز پادشاه در آن بود کھ شلوار قلاب دوزی شده با نقش و نگار سرخ می پوشید، و دکمھ ھای کفش وی بھ رنگ زعفرانی بود. اختلاف لباس زنان با مردان تنھا در آن بود کھ گریبان پیراھنشان شکافی داشت. مردان موی چھره را نمی ستردند و گیسوان را بلند فرو می ھشتند؛ بعدھا بھ جای آن گیسوان عاریھ رواج یافت کرد.

چون در دوران شاھنشاھی ثروت مردم زیاد شد، زن و مرد بھ زیبایی ظاھر خود پرداختند؛ جھت آراستن صورت، غازه و روغن بھ کار می بردند، و برای آنکھ درشتی چشم و درخشندگی آن را نشان دھند، سرمھ ھای گوناگون استعمال می کردند. بھ این ترتیب، در میان آنان طبقه خاصی بھ نام « آرایشگران » پیدا شد کھ کارشناس در ھنر آرایش بودند و کارشان تزیین ثروتمندان بود و یونانیان آنان را « کوسمتای » می نامیدند . پارسیان در ساختن مواد معطر مھارت فراوان داشتند، و پیشینیان چنان معتقد بودند کھ گردھا و عطرھای آرایش را نخستین بار ھمین مردم اختراع کرده بودند. شاه ھمیشھ با جعبھ ای از مواد معطر برای جنگ بیرون می رفت و، خواه پیروز می شد، خواه شکست می خورد، پس از ھر کارزار با روغنھای خوشبو خود رامعطر می ساخت.

پارسیان، در اثنای تاریخ دراز خود، بھ زبانھای گوناگون سخن می گفتھ اند. فارسی باستانی زبان دربار و بزرگان قوم در زمان داریوش اول بھ شمار می رفت؛ این زبان با زبان سانسکریت پیوند بسیارنزدیکی دارد، و این خود، نشان می دھد کھ آن دو زبان لھجھ ھایی از زبانی قدیمیتر بود ه اند؛ این ھردو لھجھ از خویشان بسیار نزدیک زبان انگلیسی بھ شمار می روند. از لغت فارس قدیم دو شاخه زند، یعنی زبان زند اوستا، و شاخه پھلوی بیرون آمد؛ از ھمین شاخھ است کھ زبان فارسی کنونی برخاستھ است.

در آن ھنگام که پارسیان بھ کار خط نویسی پرداختند، برای نوشتن اسناد خود، خط میخی و الفبای ھجایی آرامی را بھ کار بردند. پارسیان ھجاھای سنگین و دشوار بابلی را آسانتر کردند و عدد علامات الفبایی را از سیصد بھ سی و شش رسانیدند؛ این علامات رفتھ رفتھ، ازصورت مقاطع ھجایی بیرون آمد و شکل حروف الفبای میخی را بھ خود گرفت. ولی باید دانست کھ خط نویسی را پارسیان سرگرمی زنانھ می پنداشتند، و کمتر دربند آن بودند کھ از عشق ورزی وجنگاوری و شکار دست بردارند و بھ کار نویسندگی اشتغال ورزند و اثری ادبی ایجاد کنند.

مرد عادی معمولا بیسواد، و بھ این بیسوادی خرسند بود و تمام کوشش خود را در کار کشت زمین مصروف می داشت.کتاب مقدس “اوستا” کشاورزی را ستوده و آن را مھمترین و والاترین کار بشری دانستھ کھ خدای بزرگ اھورمزدا از آن بیش از کارھای دیگر خشنود می شود.

قسمتی از اراضی ملک مردم بود، و خود بھ کشاورزی در آن می پرداختند؛ گاھی این خرده مالکان جمعیتھای تعاونی کشاورزی متشکل از چند خانوار تشکیل می دادند و بھ صورت دستھ جمعی بھ کاشتن زمینھای وسیع می پرداختند؛ قسمت دیگر از اراضی متعلق بھ اشراف و زمینداران بزرگ بود، کھ دھقانان، در برابر قستی از درآمد زمین، بھ کشت و زرع در آنھا مشغول بودند؛ قسمتی را نیز بندگان بیگانھ (کھ ھرگز درمیان آنان ایرانی وجود نداشت) کشاورزی می کردند.

برای شخم کردن زمین، گاو آھن چوبی بھ کار می بردند، کھ بھ آن نوک آھنی بستھ بودند و با گاو کشیده می شد. آب را از نقاط کوھستانی بھ وسیله قنات بھ زمینھای خود می آوردند. محصول عمده کشاورزی، کھ مھمترین ماده غذایی نیزمحسوب می شد، گندم و جو بود، ولی مردم گوشت فراوان نیز می خوردند و شراب زیاد می نوشیدند.

کوروش بھ سربازان خود شراب می داد. مباحثه جدی درامور سیاسی آنگاه در مجامع پارسیھا صورت می گرفت کھ اھل مجلس مست باشند، چیزی کھ بود، بامداد روز بعد، در نقشھ ھای طرح شده تجدید نظر می کردند. یکی از نوشابھ ھای ایرانیان قدیم مشروبی بود بھ نام ھومھ کھ آن را بھ عنوان قربانی طرف توجھ بھ خدایان تقدیم می کردند، و چنان گمان داشتند کھ ھر کس از آن بنوشد، بھ جای روشن شدن آتش خشم و انگیختگی، تقوا و عدالت در او بیدار می شود.

.

منبع : gahar.ir