موسیقی کلاسیک

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد موسیقی کلاسیک ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک موسیقی کلاسیک را کلیک نمایید و یا در دسته از سایت اطلاعات عمومی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد موسیقی کلاسیک را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

به نقل از آکاایران: موسیقی کلاسیک به موسیقی هنریِ اروپا گفته می شود. شروع این موسیقی را از سده های میانه در حدود سال ۵۰۰ م می دانند. با ما همراه شوید تا مطالبی درمورد موسیقی کلاسیک مطالعه کنید.

موسیقی کلاسیک,موسیقی کلاسیک ایرانی,موسیقی کلاسیک چیست؟

موسیقی کلاسیک

آکاایران: تا حالا با خودتان فکر کردید که ما واقعا به چه موسیقی کلاسیک میگوییم؟ بله اگه سمفونی ۵ بتهوفن را گوش بدهیم میگوییم کلاسیک است، نه به خاطر این که میدانیم سمفونی ۵ بتهوفن کلاسیک است، بلکه به خاطر این که میدانیم آثار بتهوفن همه­گی جزو موسیقی کلاسیکند.

ما به دو دسته از آثار موسیقایی میگوییم کلاسیک. اولی آثاری هستند که در دوره­ی کلاسیک خلق شدند. دوره ای که بعد از باروک با هایدن شروع شد و یا بتهوفن تمام شد و به دوره­ی رمانتیک رسید و از حدود سال های  ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ میلادی طول کشید. ما فعلا با این موسیقی کلاسیک کاری نداریم و به موقع خودش بررسیش خواهیم کرد.

کلاسیک از واژه کلاسیوس (clasious)  به معنای شاهانه گرفته شده است. موسیقی کلاسیک نامی است که به سنت موسیقی هنری غرب داده شده است. این نام گذاری دقتی ندارد و کوشش ها و بحث های زیادی برای مشخص کردن معنی آن صورت می گیرد. معمولاً شروع این موسیقی را از سده های میانی می دانند. واژه ی کلاسیک و کلاسیسم , معمولاً به یک دوره از موسیقی اطلاق شده است, امّا اغلب با معانی مختلف, در اصل عنوان سبک یک دوره ی خاص یا سبک مشخصی از موسیقی نیست. ولی از سوی دیگر, واژه ی کلاسیک بر پدیده ای اطلاق می شود که می تواند در اکثر دوره های مختلف تاریخ موسیقی به کار برود و تکرار شود, مثلاً آوازهای شوبرت در آلمان نسبت به قرن نوزدهم نمونه ی کلاسیک به شمار می آید، در حالی که شوبرت از نظر تاریخی آهنگساز دوره ی رمانتیک محسوب می شود و افکار و عقایدش نیز رمانتیک است .

واژه ی کلاسیک در موارد استعمال کلی آن, هنگامی مفهومی بهتر و مفیدتر خواهد داشت که در ارتباط با نوع به خصوصی از آثار موسیقیایی (مانند نمونه هایی که از شوبرت و پالسترنیا ذکر شد) قرار گیرد. در این مفهوم می توان بتهوون را استاد کلاسیک در خلق سمفونی، سونات پیانو،کوارتت زهی محسوب گیرد. فرق میان کلاسیک به عنوان یک راه حل قاطع و استوار برای مسئله ی نقش خلاق در یک اثر هنری یا مقوله ی آهنگسازی از یک طرف و به عنوان یک مفهوم در تاریخ سبک ها از طرف دیگر، همیشه ستیز و اختلاف دایمی را به وجود می آورد که آثار آن نیز امروزه وجود دارد .

تاریخ نویسان قرن نوزدهم، کلمه ی کلاسیک را در آلمان به سبک دوره ای که با نسل ” کوانتس ” و ” هانس ” و بعداً پسران باخ و معاصرین آن ها شروع شد، اطلاق می کنند و در ایتالیا به سبک موسیقی دمینیکو اسکارلاتی و معاصرینش. آواخر این دوره را به طور واضح نمی توان معین کرد، زیرا جدال بین کلاسیک و رمانتیک تا قرن نوزدهم و حتی قرن بیستم ( با جریان نئوکلاسیسم ) ادامه داشت. این که چه وقت و کجا کلمه ی کلاسیک وارد فرهنگ موسیقی شد نیز به طور کامل روشن نیست . تعریف کلاسیک در ادبیات تا حدی بغرنج و گنگ است ولی این تعریف در موسیقی پیچیده تر می شود

شاید یکی از قدم هایی که به سوی موسیقی کلاسیک برداشته شد، آزاد شدن اثر موسیقی از قید و بند تقلیدها، بیان ،معرفی، در خدمت بودن حتی سرگرمی های اجباری بود و نتیجتاً خود اصل موسیقی مد نظر قرار گرفت. پس برای اولین بار در موسیقی این فکر و ایده ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها " مقصود وهدفی" ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد . در واقع موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی . به عبارت دیگر، در دوره ی کلاسیک با ایده" هنر به خاطر هنر " برخورد می شد که از آن زمان تا کنون هم خیال همراه موسیقی جریان دارد .

در کلاسیک هر چیز خارق العاده و افراطی کنار گذاشته شد و بیان موسیقیایی بیشتر با تاکید بر کمال، تمامیت و اعتبار جهانی با استفاده از عوامل ساده و قابل فهم تثبیت شد .مهم ترین ویژگی اوایل دوره ی کلاسیک،ساده کردن هر چه ممکن تمام فرم های موسیقی و عوامل سبکی است. در موسیقی دوره ی کلاسیک ملودی به عنوان یک عامل اساسی و پایدار جلوه گر می شود و تئوری ملودیک مهم ترین مسئله ای بود که موسیقیدانان به آن می پرداختند.

بعضی افراد معتقدند موسیقی کلاسیک موسیقی سطح بالایی است که فقط افراد تحصیل کرده و خیلی با شعور آن را میفهمند و گوش میدهند. دلیل رد این ادعا هم همان دوستانی هستند که در ابتدا در موردشان صحبت کردم. برای مثال در سمفونی های چایکوفسکی بیش از ۱۰۰ ساز هم­نوازی می کنند. فردی که تحصیلات موسیقی ندارد و گوش تربیت شده ای ندارد چطور میتواند تمام صد ساز که حداقل ۵ خط ملودیک و ریتمیک را به طور هم زمان اجرا میکنند بشنود و متوجه شود که روند هارمونیکی که در این موسیقی هست بسیار پیچیده­تر از موسیقی­های دیگر است. حتی اگر این فرد دکترای فیزیک اتمی داشته باشد و حتی اگر پارتیتور قطعه جلوی رویش باشد، از آن جا که علم هارمونی را بلد نیست؛ بر چه اساسی میتواند یک قطعه ی کلاسیک را برتر از یک قطعه­ی پاپ بداند؟ و بدتر از آن بر چه اساسی می­تواند موسیقی هایدن را با مالر مقایسه کند و یکی را برتر از دیگری بداند؟ بگذارید نظر خودم را برایتان بگویم که گوش کردن به موسیقی کلاسیک هیچ کلاسی ندارد و هیچ ربطی به میزان سواد و درک و شعور شما. من به موسیقی گوش می­دهم که می پسندم، نه به موسیقی که فکر میکنم کسی با تحصیلات من مجبور است بپسندد.

گردآوری: بخش اطلاعات عمومی آکاایران


شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله موسیقی کلاسیک شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

اهنگ بی کلام سریال ستایش 1 , شناخت موسیقی کلاسیک

219,000
120,000
75,000

پدال بین به همراه برس 5 لیتری

75,00075,000
تبلیغات