حاجی‌ فیروزه‌سالی‌ یک روزه‌
 
از اسفندماه‌ که‌ می‌ گذرد ولوله‌ برای‌ برپایی‌ جشن‌ نوروز دغدغه‌یی‌ همگانی‌ است‌ که‌ با خانه‌ تکانی‌ عید که‌ این‌ روزه‌ مرسوم‌ است‌ و خرید لباس‌ آغاز می‌گردد. شهرها رنگی‌ دیگر به‌ خود می‌گیرند و خیابانها مملو از مردمی‌ است‌ که‌ بدون‌ عصبانیت‌ به‌ همدیگر تنه‌ می‌زنند تا راه‌ خود را در دل‌ جمعیت‌ بازکرده‌ و به‌ سوی‌ مقصد خود بروند. اگر صدای‌ جیک جیک گنجشکها و جوانه‌های‌ سبز درختها و تک و توک شکوفه‌هایی‌ را که‌ زیبایی‌ خود را به‌ رخ‌ می‌کشند در نظر بگیریم‌ می‌توانیم‌ بگوییم‌ که‌ در آستانه‌ زنده‌ شدن‌ دوباره‌ طبیعت‌ و رستاخیز بهاری‌ هستیم‌، اما جشنی‌ که‌ ریشه‌ در فرهنگ‌ اصیل‌ ما ایرانی‌ها دارد و امروزه‌ پس‌ از گذار از فراز و نشیب‌ اعصار، برای‌ ما به‌ یادگار مانده‌، گرچه‌ نسبت‌ به‌ شکل‌ ابتدایی‌ خود تغییراتی‌ داشته‌ اما در اساس‌ خود تغییر نپذیرفته‌ است‌...

حاجی‌ فیروزه‌سالی‌ یک روزه‌

چند روز مانده‌ به‌ نوروز، مراسم‌ چهارشنبه‌سوری‌ که‌ مراسم‌ روشن‌ کردن‌ آتش‌ است‌، در آخرین‌ سه‌شنبه‌ سال‌ در هنگام‌ غروب‌ برگزار می‌گردد. در این‌ مراسم‌، بوته‌هایی‌ برای‌ روشن‌ کردن‌ آتش‌ جمع‌ آوری‌ می‌ کنند و در حیاط‌ خانه‌ها یا در کوچه‌ها می‌چینند و در هنگام‌ غروب‌ خورشید بوته‌ ها را روشن‌ کرده‌ و مردم‌ از روی‌ این‌ بوته‌ های‌ افروخته‌، می‌ پرند و آواز معروف‌:
«زردی‌ من‌ از تو سرخی‌ تو از من‌» را به‌ نیت‌ سلامتی‌ می‌خوانند.
از مراسمی‌ که‌ برای‌ جشن‌ شب‌ سوری‌ برگزار می‌شود، فالگوش‌ ایستادن‌ نیز رسمی‌ بوده‌ که‌ امروزه‌ هم‌ برگزار می‌ گردد و هر کس‌ که‌ نیتی‌ دارد در گوشه‌یی‌ می‌ایستد و به‌ سخنان‌ عابرین‌ گوش‌ می‌دهد و منطبق‌ بر نیت‌ خود، حرف‌های‌ آنها را تعبیر می‌کند. یا به‌ صورت‌ ناشناس‌ پس‌ از مراسم‌ آتش‌، با یک کاسه‌ و قاشق‌ پشت‌ درهای‌ خانه‌ها می‌ایستد و صاحبخانه‌، با شنیدن‌ صدای‌ قاشق‌ که‌ به‌ کاسه‌ می‌خورد، کاسه‌ را گرفته‌ و پس‌ از پر کردن‌ آن‌ با آجیل‌ و خشکبار یا شیرینی‌، آن‌ را بر می‌گرداند و مهم‌ این‌ است‌ که‌ کاسه‌ خالی‌ برنگردد.
و اما نوروز.... این‌ جشن‌ به‌ صورت‌ فرا دینی‌ و فرا ملی‌ توانسته‌، فارغ‌ از قید و بندهای‌ کشوری‌، امروزه‌ حتی‌ در هند، پاکستان‌، تاجیکستان‌ و سایر کشورهایی‌ که‌ به‌ صورتی‌ وابسته‌ به‌ جهان‌ فرهنگی‌ ایرانی‌ بوده‌اند برگزار بشود چراکه‌ جشن‌ اصلی‌ بسیاری‌ از مردم‌ آسیای‌ غربی‌ محسوب‌ می‌شود حتی‌ اگر این‌ کشورها تحت‌ سلطه‌ سیاسی‌ ایران‌ هم‌ نبوده‌ باشند.
مدارک موجود برگزاری‌ باشکوه‌ جشن‌ نوروز را به‌ زمان‌ ساسانیان‌ نسبت‌ می‌ دهند ولی‌ اعتقادی‌ هرچند کمرنگ‌ نیز موجود است‌ که‌ مجموعه‌ پارسه‌ یا همان‌ تخت‌ جمشید به‌ منظور بارعام‌ شاهنشاهان‌ هخامنشی‌ بنا شده‌ است‌ در مدارک مستند تاریخی‌ تا پیش‌ از ولاش‌ اول‌ اشکانی‌ که‌ در سال‌ ۷۸۵۱ پیش‌ از میلاد زندگی‌ می‌ کرده‌ مدرک قطعی‌ به‌ دست‌ نیامده‌ است‌ اما برعکس‌ کتیبه‌های‌ ساسانی‌ و قطعات‌ ادبی‌ میانه‌ و پندنامه‌ها نشان‌ از برگزاری‌ این‌ جشن‌ در دوران‌ ساسانی‌ به‌ صورت‌ گسترده‌ دارد.
نام‌ ماه‌های‌ تقویم‌ خورشیدی‌ که‌ در دوران‌ هخامنشی‌ مورد استفاده‌ بوده‌ است‌ تقریبا فراموش‌ شده‌ ولی‌ نام‌ ماه‌های‌ دوران‌ ساسانی‌ بر مبنای‌ نشانه‌های‌ زرتشتی‌ با کمی‌ تغییر به‌ امروز رسیده‌ است‌.
مشکل‌ گاهشماری‌ در قرن‌ ششم‌ توسط‌ عمرخیام‌ که‌ تقویم‌ جلالی‌ را تنظیم‌ نمود حل‌ شد.
فروردین‌ فره‌ وشی‌. ارواح‌ گذشتگان‌ Farwashi ) Farvarin)
اردیبهشت‌ .بهترین‌ بهتر Wahishta-asha) Ardiwehisht)
خرداد سلامتی‌ Hauwartat) Kordad)
تیر خدای‌ باران‌ Tishtria) Teer)
مرداد نامیرایی‌ Amartaat) Amordad)
شهریور پادشاهی‌ خواسته‌ شده‌ Khshathrawara) Shahrivar)
مهر خدای‌ مهر و قرارداد های‌ اجتماعی‌ Mithra) Mihr)
آبان‌ آبها (لقب‌ آناهیتا) Aban) Apan)
آذر آتش‌ Atar) Adhar)
دی‌ خدا Dawya) Dey)
بهمن‌ تفکر برتر Mana-Wahu) Wahman)
اسفند آرماییتی‌ مقدس armaiti-Spanta) Spandaarmdh)
اکثر جشنها معمولا مبدا دینی‌ مذهبی‌ دارند یا مبدا ملی‌ وطنی‌. یکی‌ از دلایل‌ اهمیت‌ نوروز، شاید به‌ این‌ خاطر است‌ که‌ در اولین‌ روز بهار آغاز می‌شود که‌ رستاخیز عالم‌ و اعتدال‌ ربیعی‌ طبیعت‌ از سپیدی‌ زمستان‌ به‌ سبزی‌ بهار بوده‌ و در دین‌ زرتشت‌ که‌ دین‌ رسمی‌ ملی‌ کشور در آن‌ روزگاران‌ بوده‌ ، ماه‌ فروردین‌ ماه‌
فره‌ وشی‌ها و ارواح‌ طیبه‌ است‌ و اولین‌ روز از هر ماه‌ به‌ نام‌ خداوند نامگذاری‌ می‌شود و نوروز نیز با نام‌ خدا آغاز می‌شود.
اما در باب‌ نوروز و پیوند غیرقابل‌ انکار آن‌ با جمشید جم‌ چنین‌ نقل‌ است‌ که‌ خداوند مقام‌ شهریاری‌ بر روی‌ زمین‌ را به‌ او می‌ بخشد و جمشید نیز به‌ برقراری‌ عدالت‌ همت‌ می‌ گمارد و روایت‌ است‌ که‌ کیاجم‌ (جمشید) پسر جهان‌ از تبار هوشنگ‌ ، پس‌ از پیروزی‌ بر دیوان‌ و برقراری‌ عدل‌ و عدالت‌، در این‌ روز که‌ روز هرمزد از فروردین‌ ماه‌ است‌ بر تخت‌ نشسته‌ و مردم‌ جشن‌ گرفته‌ و آن‌ روز را روز نو می‌ نامند.
در کشف‌ الحقایق‌ نیز آمده‌ است‌ که‌ شید در پارسی‌ به‌ معنای‌ روشنایی‌ بوده‌ و چون‌ جم‌ در ساعات‌ نخست‌ این‌ روز بر روی‌ تخت‌ روانی‌ مرصع‌ به‌ جواهرات‌ درخشان‌ به‌ آذربایجان‌ وارد می‌شود، خورشید طلوع‌ نموده‌ و تخت‌ جم‌ می‌ درخشد بسانی‌ که‌ گویا دو خورشید همزمان‌ طلوع‌ کرده‌ اند و از آن‌ روز جم‌ را جمشید می‌نامند و این‌ روز را نوروز. جمشید مردم‌ را می‌ گوید تا خود را شست‌وشو داده‌ وطاهر گردانند و هرساله‌ نیز این‌ مراسم‌ را تکرار نمایند. جمشید هزار و پنجاه‌ سال‌ شاهنشاهی‌ کرد و پس‌ از او اژی‌ دهاک به‌ مدت‌ هزار سال‌ شاهی‌ نمود که‌ توسط‌ فریدون‌ به‌ بند کشیده‌ شد و روز به‌ بند کشیده‌ شدن‌ اژی‌ دهاک که‌ باعث‌ رنج‌ بسیار مردم‌ شده‌ بود، جشن‌ گرفته‌ شد و این‌ جشن‌ به‌ نام‌ مهرگان‌ معروف‌ گشت‌ و اینچنین‌ است‌ که‌ نوروز ۲۰۵۰ سال‌ از مهرگان‌ قدیمی‌ تر است‌.
در نوروز دعای‌ سرسال‌، هفت‌ سین‌ و شست‌وشوی‌ قبل‌ از ورود به‌ سال‌ نو از ضروریات‌ است‌ و خوردن‌ شیر تازه‌ و پنیر در آغاز روز به‌ فال‌ نیک گرفته‌ می‌شود.
خوان‌ نوروزی‌ یا همان‌ هفت‌ سین‌ (به‌ تعبیر موبد سروش‌ پور، هفت‌ چین‌ به‌ علت‌ قرار دادن‌ آنها در ظروف‌ چینی‌ یا هفت‌ شین)، نماد و سمبل‌ های‌ خاصی‌ دارد و به‌ زبان‌ کنایه‌ و اشاره‌، با احترام‌ به‌ طبیعت‌ و عناصر آن‌ طلب‌ خیر و برکت‌ از خداوند می‌کند.
شروع‌ و آغاز هر ماه‌ در نزد ایرانیان‌ قدیم‌ ارزش‌ بسیاری‌ داشته‌ است‌ چون‌ با نام‌ خداوند آغاز می‌گردیده‌ و چون‌ ماه‌ فروردین‌ نیز ماه‌ نزول‌ فروهرها به‌ زمین‌ بوده‌ تقارن‌ تمامی‌ آنها نوروز را به‌ وجود آورده‌ است‌. البته‌ از آنجا که‌ تقویم‌ زرتشتی‌ با تقویم‌ قمری‌ که‌ اعراب‌ پس‌ از تسلط‌ بر ایران‌ بنا نهادند با همدیگر همخوانی‌ نداشته‌ اند، نوروز تا مدت‌ها در اول‌ فروردین‌ برگزار نمی‌شده‌ و گاه‌ سال‌ نو حتی‌ در آغاز تابستان‌ و فصل‌ برداشت‌ محصول‌ یا حتی‌ کاشت‌ آن‌ نیز بوده‌ است‌.در حدود ۲۳۰۰ سال‌ پیش‌ از میلاد، بابلیان‌ نیز جشن‌ بهاری‌ به‌ نام‌ زگموک داشته‌اند که‌ مانند مراسم‌ نوروزی‌ ما بوده‌ که‌ جشن‌ را به‌ افتخار خداوند بزرگ‌ خود مردوک می‌گرفته‌اند و تمامی‌ خدایان‌ در معبد بزرگ‌ مردوک که‌ خدای‌ اصلی‌ آنها بوده‌ حضور می‌ یافتند. در این‌ روز شاه‌ نیز با حضور در معبد و گرفتن‌ دست‌ تندیس‌ مردوک با او تجدید عهد و پیمان‌ می‌نمود و نظر مردم‌ این‌ بود که‌ در این‌ روز مردوک و خدایان‌ درباره‌ نزول‌ برکات‌ و بلایای‌ زمینی‌ و آسمانی‌، سرنوشت‌ مردم‌، محصول‌ و رویدادها تصمیم‌گیری‌ می‌نمایند.
کوروش‌ هم‌ بعد از تسخیر بابل‌ به‌ معبد مردوک رفته‌ و با احترام‌ به‌ خدای‌ مردم‌ بابل‌ مانند پادشاهان‌ بابلی‌ که‌ برای‌ جلب‌ حمایت‌ خدای‌ خود، دست‌ او را می‌گرفتند این‌ کار را انجام‌ داد که‌ این‌ رسم‌ تا زمان‌ خشایارشا از طرف‌ شاهان‌ پارسی‌ برای‌ احترام‌ به‌ مردم‌ بابل‌ انجام‌ می‌شده‌ است‌. پایان‌ جشن‌های‌ بهاری‌ زگموک نیز سیزدهم‌ فروردین‌ بوده‌ است‌ که‌ برای‌ رفع‌ نحسی‌ عدد سیزده‌ که‌ در فرهنگ‌ بابلی‌ شوم‌ بوده‌ ، مردم‌ به‌ صحرا می‌ رفته‌ اند که‌ امروزه‌ نیز در پی‌ تشابه‌ عید زگموک با نوروز ایرانی‌ ، این‌ مراسم‌ با عنوان‌ سیزده‌ بدر در آیین‌ و جشن‌ سالانه‌ ما ایرانی‌ها برگزار می‌گردد. از دیگر وجوه‌ اشتراک جشن‌ زگموک با نوروز این‌ بوده‌ که‌ شاهان‌ بارعام‌ داده‌ و مناسب‌ دولتی‌ را واگذار یا استرداد می‌کردند و حقوق‌ و مزایای‌ حکام‌، کارکنان‌ لشگری‌ و کشوری‌ و عام‌ مردم‌ را مشخا می‌کردند چنان‌که‌ از بیرونی‌ نقل‌ است‌ که‌ این‌ روز، روز تعیین‌ مقدرات‌ و برات‌ از سوی‌ شاه‌ بوده‌ است‌.
ایرانیان‌ در روزه‌ی‌ پایانی‌ زمستان‌ به‌ اهدای‌ نذورات‌ و صدقات‌ و یادبود مردگان‌ پرداخته‌ و مراسمی‌ نیز بویژه‌ در شرق‌ ایران‌ به‌ نام‌ سوگ‌ سیاوش‌ برگزار می‌ گردیده‌ و بلافاصله‌ پس‌ از آن‌ عید اعلام‌ شده‌ و جشن‌ می‌گرفته‌اند.
سوگ‌ سیاوش‌ مانند مراسمی‌ است‌ که‌ در یونان‌ و آسیای‌ علیا برای‌ آدونیس‌ که‌ خدای‌ گیاهان‌ بوده‌ برگذار می‌کرده‌اند. (آدونیس‌ دراساطیر یونان‌ از درختی‌ متولد شده‌ و اسطوره‌یی‌ تمثیلی‌ از مرگ‌ و رستاخیز طبیعت‌ است). بدین‌ ترتیب‌ که‌ ابتدا به‌ سوگواری‌ برای‌ مرگ‌ آدونیس‌ پرداخته‌ و تندیس‌ خدای‌ خود را با کفن‌ پوشانده‌ و با انبوهی‌ از زنان‌ سوگوار به‌ سمت‌ دریا یا رود مشایعت‌ کرده‌ و در آب‌ می‌انداخته‌اند. در این‌ روز زن‌ها گیاهانی‌ را نیز که‌ از هشت‌ روز پیشتر به‌ یاد و نماد خدای‌ خود سبز کرده‌ اند، در آب‌ می‌انداخته‌اند تا طلب‌ برکت‌ و سالی‌ پرباران‌ کنند و پس‌ از این‌ مراسم‌ بازگشته‌ و اکثرا فردای‌ آن‌ روز را عید اعلام‌ کرده‌ و برای‌ زنده‌ شدن‌ دوباره‌ خدای‌ خود جشن‌ می‌گرفته‌اند.
شباهت‌ دیگر این‌ مراسم‌ با مراسم‌ نوروزی‌ ایرانی‌ ها، سبز کردن‌ گیاهان‌ است‌ که‌ زنان‌ ایرانی‌ از پیش‌ از عید نوروز اقدام‌ به‌ سبز کردن‌ می‌ نموده‌ و این‌ سبزه‌ ها را تا روز سیزدهم‌ نیز نگاهداری‌ می‌کرده‌اند. علت‌ اینکه‌ زنها اقدام‌ به‌ سبزکردن‌ گیاه‌ می‌نمایند دلیلی‌ نمادین‌ از شباهت‌ زن‌ و زمین‌ در باروری‌ است‌.
رفتن‌ مردم‌ بر مزار درگذشتگان‌ و یادبود گرفتن‌ برای‌ آنها نمادی‌ از سوگ‌ سیاوش‌ است‌ که‌ همه‌ ساله‌ در آخرین‌ جمعه‌ سال‌ برگزار می‌شود.
در کتاب‌ جشن‌های‌ ایران‌ باستان‌ که‌ پژوهشی‌ است‌ در باب‌ اعیاد ایرانی‌، توسط‌ هاشم‌ رضی‌، آمده‌ است‌ که‌: در کتب‌ قدیمی‌ که‌ پس‌ از اسلام‌ درباره‌ ایران‌ نوشته‌ شده‌اند، راجع‌ به‌ جشن‌ها، به‌ ذکر چند نوروز برمی‌ خوریم‌ که‌ یکی‌ از آنها موسوم‌ به‌ نوروز روزه‌ بوده‌ که‌ در روز فروردین‌ از اسفند ماه‌ (۱۹ اسفند) برگزار می‌شده‌ و در این‌ روز مردم‌ چیزهای‌ خوشبو مانند گلاب‌ در آب‌ روان‌ می‌انداختند و به‌ شادی‌ می‌پرداخته‌اند.
نوروز معتضدی‌ نیز از دیگر نوروزه‌ست‌ که‌ منسوب‌ به‌ المعتضد بالله‌ است‌ که‌ دوران‌ حکومت‌ وی‌ ۲۸۹-۲۷۹ هجری‌ قمری‌ بوده‌ است‌. از آنجا که‌ مالیات‌ ها در آغاز سال‌ جمع‌ آوری‌ می‌ شده‌ و پس‌ از سرکار آمدن‌ خلفای‌ عرب‌ کبیسه‌ که‌ تا پیش‌ از آن‌ همواره‌ رعایت‌ می‌ شده‌، انجام‌ نشده‌ بود، نوروز از جایگاه‌ حقیقی‌ (یعنی‌ اعتدال‌ ربیعی‌) خود تغییر کرده‌ و این‌ مورد، امر وصول‌ مالیات‌ را با مشکل‌ مواجه‌ ساخته‌ بود. پس‌ المعتضد دستور اصلاح‌ تقویم‌ را که‌ المتوکل‌ علی‌الله‌ پیش‌ از او داده‌ بود، به‌ انجام‌ رساند و نتیجه‌ آن‌ شد که‌ در سال‌ ۲۷۹ هجری‌ قمری‌ تقویم‌ را کبیسه‌ کردند و نوروز با احتساب‌ گاهشماران‌ آن‌ با یازدهم‌ حزیران‌ ماه‌ رومی‌ و اول‌ خرداد ماه‌ پارسی‌ یکی‌ شد و به‌ نوروز معتضدی‌ معروف‌ گشت‌.
اما نوروز دیگر، نوروز عضدی‌ است‌ که‌ به‌ نقل‌ از ابوریحان‌، دو جشن‌ است‌ که‌ به‌ فناخسرو (عضدالدوله‌ دیلمی‌) منسوب‌ است‌ . یکی‌ در سروش‌ روز از فروردین‌ (هفدهم) که‌ علت‌ آن‌ رساندن‌ آب‌ به‌ قصبه‌ کرد فناخسرو در نزدیکی‌ شیراز بوده‌ و دیگر هرمزد روز از آبان‌ ماه‌ (اول) که‌ عضدالدوله‌ قصبه‌ کردفناخسرو را آباد کرده‌ است‌.
اما در نوروز دیگری‌ که‌ یادگاری‌ به‌ جا مانده‌ از عهد ملک شاه‌ سلجوقی‌ است‌ و تا به‌ امروز نیز برگزار می‌گردد، نوروز از حالت‌ سیار در سال‌ شمسی‌ درآمده‌ و در روز اول‌ بهار ؤابت‌ می‌گردد.
در روایات‌ کهن‌ آمده‌ است‌ که‌ حدود ۲۵ روز قبل‌ از نوروز به‌ نیت‌ شماره‌ مقدس‌ برج‌ های‌ سال‌، تعداد دوازده‌ ستون‌ از خشت‌ خام‌ در اطراف‌ حیاط‌ دربار برپا می‌کردند که‌ بر بلندی‌ هرکدام‌ یک نوع‌ از حبوبات‌، می‌کاشتند و در روز خرداد یا همان‌ نوروز بزرگ‌ همراه‌ با سرودخوانی‌های‌ مخصوص‌ و نواختن‌ ساز، محصول‌ فراهم‌ آمده‌ را برداشت‌ می‌کردند و این‌ ستون‌ ها تا ۱۶ یعنی‌ روز مهر از فروردین‌ همچنان‌ بر پا بود تا در آن‌ روز، برداشته‌ می‌شدند و محصول‌ های‌ مختلف‌ را می‌دیدند و هرکدام‌ که‌ رشد بهتری‌ داشته‌ برای‌ آن‌ سال‌ جهت‌ کشت‌ پیشنهاد می‌ شده‌ و نظر بر این‌ بوده‌ که‌ این‌ محصول‌، برداشت‌ بیشتری‌ خواهد داشت‌.
در بین‌ این‌ دانه‌ها به‌ خصوص‌ جو که‌ منسوب‌ به‌ عهد جمشید است‌، بررسی‌ می‌شد که‌ خوش‌ یمن‌ تر از دانه‌ های‌ دیگر فرض‌ می‌شده‌ است‌. این‌ سبز کردن‌ گیاهان‌ گاه‌ به‌ تعداد هفت‌ که‌ عدد مقدسی‌ است‌ نیز بود که‌ بیشتر شامل‌: گندم‌، جو، برنج‌، لوبیا، عدس‌، کنجد، نخود، ارزن‌، ماش‌، باقلا و ذرت‌ می‌شد.
مردم‌ عامی‌ نیز در خانه‌های‌ خود سه‌ ظرف‌ با نیت‌ و کنایه‌ از سه‌ اصل‌ اندیشه‌ نیک، گفتارنیک و کردار نیک، سبز می‌ریختند که‌ اغلب‌ ارزن‌، جو و گندم‌ بود.
در مراسم‌ نوروزی‌، شاه‌ صبحگاهان‌ جامه‌ نوروزی‌ دربر کرده‌ و به‌ بارعام‌ می‌ پرداخت‌. پیش‌ از بارعام‌ همگانی‌، بارعام‌ پیک نوروزی‌ انجام‌ می‌ شد که‌ در آن‌ خوش‌ قدمترین‌ کس‌، که‌ احتمالا در مراسم‌ سالهای‌ قبل‌ آزموده‌ شده‌ بود، در طی‌ سوال‌ و جوابی‌ با شاه‌ درباب‌ اینکه‌ کیست‌ و از کجا آمده‌ و به‌ کجا می‌رود، خود را پیکی‌ خجسته‌ نام‌ معرفی‌ می‌کرد که‌ از سوی‌ دو نیکبخت‌ آمده‌ و به‌ سوی‌ دو پربرکت‌ می‌رود و برای‌ شاه‌ و مردم‌ پیروزی‌ به‌ همراه‌ دارد و سال‌ نو را با خود به‌ ارمغان‌ آورده‌ است‌. او در برابر شاه‌ میزی‌ سیمین‌ می‌نهاد که‌ در کنارهای‌ آن‌ کلوچه‌هایی‌ پخته‌ شده‌ از حبوبات‌ مختلف‌ بوده‌ و هفت‌ دانه‌ از این‌ حبوبات‌ را نیز در کنار میز می‌ گذاشتند و در وسط‌ میز ، هفت‌ شاخه‌ از درختهایی‌ مثل‌ بید، زیتون‌، به‌ و انار می‌ نهادند و از روی‌ آنها و نام‌ و شکلشان‌ پیشگویی‌ کرده‌ و هر شاخه‌ را رو به‌ سمت‌ نام‌ یکی‌ از استان‌ها که‌ قبلا نوشته‌ اند گذاشته‌ و با کلماتی‌ مانند افزونی‌، ؤروت‌، دارایی‌، خوشبختی‌ و فراوانی‌ و سایر کلمات‌ خوش‌ یمن‌، سال‌ را به‌ فال‌ نیک می‌گرفتند.
بر روی‌ این‌ میز سیمین‌ ، هفت‌ جام‌ سپید همراه‌ با هفت‌ درهم‌ سفید که‌ ضرب‌ همان‌ سال‌ است‌ و یک دینار نو به‌ همراه‌ مقداری‌ اسپند می‌گذاشتند تا پیک نوروزی‌ برداشته‌ و برای‌ شاه‌ آرزوی‌ سلامتی‌ و خوشنامی‌ کند.
در این‌ روز شاه‌ در هیچ‌ کاری‌ شور و رایزنی‌ نمی‌ نمود تا مبادا اشتباهی‌ رخ‌ دهد که‌ تا پایان‌ سال‌ ادامه‌ یابد.شاه‌ روز را با نوشیدن‌ شیر تازه‌ دوشیده‌ آغاز می‌ کرد و در برابر شاه‌ جوز هندی‌ تازه‌ پاک شده‌ و قند یا شکر سفید در پیاله‌ های‌ زرین‌ و سیمین‌ قرار می‌ داده‌ اند. چون‌ نقل‌ بوده‌ که‌ در نوروز، جمشید با شکستن‌ شاخه‌ نیشکر و چشیدن‌ طعم‌ شیرین‌ آن‌ ، به‌ وجود شکر پی‌ برده‌ و از آن‌ دستور تهیه‌ شکر و شیرینی‌ می‌ داد، وجود شیرینی‌ و شکر از واجبات‌ خوان‌ نوروزی‌ محسوب‌ می‌شده‌ و می‌شود.
شاه‌ در دو زمان‌ از سال‌ بارعام‌ و دادخواهی‌ داشته‌: یکی‌ در نوروز و دیگری‌ در مهرگان‌ که‌ بیانگر اهمیتی‌ در حد نوروز برای‌ جشن‌ مهرگان‌ است‌.در مراسم‌ بارعام‌ و دادخواهی‌، پادشاه‌ تظلم‌ را از خود آغاز می‌ کرده‌، به‌ این‌ ترتیب‌ که‌ از چندین‌ روز قبل‌ از شروع‌ سال‌ جدید، منادیان‌ همه‌ جا جار می‌ زدند تا کسانی‌ که‌ قصد تظلم‌ و دادخواهی‌ دارند، مدارک و اسناد خود را آماده‌ سازندو در روز موعود نیز ماموری‌ بر درگاه‌ شاه‌ می‌ ایستاد و ندا می‌ داد که‌ هرگاه‌ کسی‌ کس‌ دیگر را از شکایت‌ خویش‌ بازدارد، بر خون‌ خود سعی‌ کرده‌ است‌.
سپس‌ طبق‌ رسوم‌ آن‌ زمان‌ همه‌ شکایات‌ مکتوب‌ را با حضور قاضی‌ بزرگ‌ که‌ همان‌ موبدان‌ موبد بوده‌ در برابر شاه‌ می‌ نهادند و شاه‌ ابتدا در نامه‌ها، شکایات‌ علیه‌ خود را جست‌وجو و مقدم‌ می‌ داشته‌ است‌ که‌ در صورت‌ وجود چنین‌ شکایاتی‌، تاج‌ از سر برداشته‌ و دو زانو در برابر قاضی‌ بزرگ‌ می‌نشسته‌ و دادخواه‌ را نیز حاضر می‌کرده‌اند و قاضی‌ بنابر گفته‌ خود شاه‌ که‌ می‌گفته‌: هیچ‌ گناهی‌ نزد خدای‌ بزرگ‌، فاحش‌ تر از گناه‌ شاهان‌ نیست‌، به‌ قضاوت‌ مشغول‌ می‌شده‌ و در صورت‌ پایمال‌ شدن‌ حق‌، آن‌ را باز می‌ستاند و شاکی‌ با رضایت‌ باز می‌گشت‌ و اگر دعوی‌ باطل‌ بود، شخص شاکی‌ عقوبت‌ می‌ شد. پس‌ از آنکه‌ داوری‌ شاه‌ تمام‌ می‌ شد، شاه‌ دوباره‌ تاج‌ بر سر نهاده‌ و به‌ کسان‌ خویش‌ می‌گفت‌: من‌ از خود آغاز می‌ کنم‌ تا هیچ‌کس‌ را طمع‌ نماند و ستم‌ کردن‌ بر کسان‌ را روا ندارد. این‌ رسوم‌ تا زمان‌ یزدگرد اول‌ ادامه‌ داشته‌ است‌.
یکی‌ از مراسم‌ انجام‌ شده‌ در نوروز جشن‌های‌ آب‌ پاشان‌ بوده‌ است‌ که‌ طبق‌ تقویم‌ زرتشتی‌ در آغاز تابستان‌ در تیرماه‌ برگزار می‌شود و احتمال‌ می‌رود که‌ ذکر آن‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از جشنهای‌ نوروزی‌ در نوشته‌های‌ قدیمی‌ آن‌ بوده‌ که‌ پس‌ از تسلط‌ اعراب‌، نوروز در هنگام‌ اعتدال‌ ربیعی‌ انجام‌ نمی‌شده‌ و به‌ علت‌ وجود کبیسه‌ و احتساب‌ نکردن‌ آن‌ از جای‌ خود تغییر کرده‌ و به‌ این‌ ماه‌ رسیده‌ است‌.
با این‌ حال‌ جشن‌ آب‌ پاشان‌ مختا فرهنگ‌ ایرانی‌ و رسوم‌ کهن‌ ما نیست‌ بلکه‌ این‌ مساله‌ پاشیدن‌ آب‌ یا شست‌وشوهای‌ فصلی‌ که‌ در زمان‌ معینی‌ انجام‌ می‌ گیرند، درخیلی‌ از مذاهب‌ و کشورها برگزار می‌شود. بیرونی‌ روایت‌ دیگری‌ برای‌ جشن‌ آب‌ پاشان‌ دارد و آن‌ اینکه‌ روز خرداد از فروردین‌ ماه‌ متعلق‌ به‌ هروذا یا هئوروتات‌، خرداد است‌ که‌ فرشته‌ آب‌ است‌ و از این‌ رو مردم‌ ، صبح‌ این‌ روز در سپیده‌ دم‌ با آب‌ قنات‌ یا حوض‌، خود را شست‌وشو داده‌ و به‌ نیت‌ دفع‌ امراض‌ و بلایا از آب‌ روان‌ بر روی‌ خود می‌ریخته‌اند که‌ در این‌ صورت‌ با استناد به‌ گفته‌ ابوریحان‌، این‌ جشن‌ آب‌ پاشان‌ با جشن‌ تیرگان‌ تفاوت‌ داشته‌ است‌ چرا که‌ در روز خرداد از فروردین‌ ماه‌ قید شده‌ که‌ به‌ تغییرات‌ کبیسه‌یی‌ ربطی‌ ندارد بلکه‌ نوعی‌ غسل‌ و تطهیر از آلودگی‌ زمستانی‌ بوده‌ در حالی‌که‌ جشن‌ تیرگان‌ که‌ برای‌ ازدیاد باران‌ برگزار می‌گردیده‌ در تیر روز از ماه‌ تیر (سیزدهم‌) بوده‌ است‌.
در سفره‌ هفت‌ سین‌ نیز، نهادن‌ ظرفی‌ آب‌ ضروری‌ است‌ چراکه‌ اعتقاد بر آن‌ بوده‌ که‌ وجود آن‌ باعث‌ خیر و برکت‌ و فراوانی‌ آب‌ و گیاه‌ در آن‌ سال‌ خواهد شد. در پاکستان‌ نیز مرسوم‌ است‌ که‌ پیش‌ از سال‌ تحویل‌، همه‌ افراد خانواده‌ کنار سفره‌ هفت‌ سین‌ نشسته‌ و در میان‌ سفره‌ نوروزی‌، کاسه‌یی‌ پر از آب‌ و گلاب‌ می‌ گذارند که‌ پس‌ از شادباش‌ سال‌، بزرگ‌ خانواده‌ دست‌ در درون‌ قدح‌ آب‌ کرده‌ و از آن‌ آب‌ بر سر و صورت‌ حاضران‌ می‌پاشد و الباقی‌ آن‌ را در باغچه‌ می‌ ریزند.
در ایران‌ قدیم‌ و همچنین‌ امروزه‌، در نوروز همه‌ چیز تمیز و پاکیزه‌ شده‌ و در اتاقی‌ سفره‌یی‌ می‌ گسترند که‌ بر بالای‌ آن‌ آیینه‌یی‌ ایستاده‌ قرار دارد و در این‌ سفره‌ هفت‌ چیز که‌ با حرف‌ سین‌ شروع‌ می‌ شوند و منشا گیاهی‌ داشته‌ و به‌ زبان‌ پارسی‌ هستند می‌ گذارند:
سرکه‌، سمنو، سیب‌، سبزه‌، سماق‌، سنجد و سیر
عدد هفت‌ که‌ در آیین‌ های‌ مختلف‌ نیز مقدس‌ شمرده‌ شده‌ است‌، در آیین‌ زرتشت‌ ،اشاره‌ به‌ هفت‌ امشاسپندان‌ و یا بزرگترین‌ فرشتگان‌ مزدیسنا دارد:
سرئوشه‌ ، سروش‌ یا اهورامزدا
وهومنه‌ یا بهمن‌
اشاوهیشته‌ یا اردیبهشت‌
خشتروییریه‌ یا شهریور
سپنته‌ آرمئی‌ تی‌ یا سپندارمذ
هئوروتات‌ یا خرداد
امرتات‌ یا امرداد
بنابراین‌ می‌توان‌ گمان‌ زد که‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ آیین‌ زرتشتی‌ دین‌ رسمی‌ ایران‌ در روزگاران‌ کهن‌ بوده‌، عدد هفت‌ برگرفته‌ از این‌ هفت‌ سپنته‌ باشد که‌ در آیین‌ زرتشتی‌ اهمیت‌ بسزایی‌ داشته‌ و دارند.
در قدیم‌ گیاهی‌ به‌ نام‌ برسم‌ قلضگ‌ضإ نیز در خوان‌ نوروزی‌ می‌ نهادند که‌ از گیاهانی‌ بوده‌ همپای‌ با شاخه‌ های‌ بید، انار، زیتون‌، انجیر و... که‌ به‌ سه‌ بند یا گره‌ بریده‌ شده‌ و به‌ تعداد سه‌، هفت‌، دوازده‌ یا بیست‌ و یک دسته‌ شده‌ و بر سفره‌ نهاده‌ می‌شدند که‌ امروزه‌ نهادن‌ شاخه‌های‌ گل‌ یا شاخه‌های‌ سبز کاج‌ و سرو نیز مرسوم‌ است‌.
در زمان‌ سال‌ تحویل‌ تمامی‌ اعضای‌ خانواده‌ باید کنار سفره‌ هفت‌ سین‌ بنشینند و بهتر است‌ سکه‌یی‌ در دست‌ بگیرند که‌ شگون‌ دارد و پس‌ از سال‌ تحویل‌، کسی‌ که‌ مزاج‌ حرارتی‌ دارد یک انگشت‌ ماست‌ و افرادی‌ که‌ مزاج‌ رطوبتی‌ دارند یک انگشت‌ شیره‌ می‌خورند تا مزاجشان‌ در طول‌ سال‌ معتدل‌ شود. اگر کسی‌ در هنگام‌ سال‌ تحویل‌ در سفر باشد تا پایان‌ سال‌ در سفر خواهد بود و بهتر است‌ که‌ پس‌ از تحویل‌ سال‌ کسی‌ که‌ خوش‌ قدم‌ است‌ به‌ منزل‌ وارد گردد. شمع‌ها را که‌ به‌ نیت‌ سلامتی‌ و عمر روشن‌ می‌ کنند نباید خاموش‌ کرد و در صورت‌ ضرورت‌ این‌ کار باید به‌ وسیله‌ دو برگ‌ سبز انجام‌ پذیرد.
در روزه‌ی‌ پیش‌ از نوروز ، افرادی‌ که‌ صورتشان‌ را سیاه‌ کرده‌ اند و لباس‌های‌ رنگارنگ‌ پوشیده‌اند، با دایره‌ زنگی‌ در کوی‌ وبرزن‌ ضرب‌ می‌گیرند و می‌خوانند:
حاجی‌ فیروزه‌... سالی‌ یک روزه‌... مال‌ نوروزه‌ و انعام‌ می‌ گیرند.
 
منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران


تبلیغات