loading...
مرز حجاب و بی حجابی کجاست؟ مشکل آقایان زیبایی خانم‌هاست! - آکا
مرز حجاب و بی حجابی کجاست؟ مشکل آقایان زیبایی خانم‌هاست! - آکا

اینجا واقعا معلوم نیست شخص باحجاب است یا بی حجاب. وقتی اجبار می آید، محدودیت می آید. مسدود کردن می آید. مرز بین بی حجابی و حجاب از بین می رود. در کشورهای غربی شاید کسی با تاپ بیرون برود اما...
به نظر من هر کسی که پوشیده هم باشد اما زیبا باشد دچار مشکل است. به نظر می رسد مشکل بعضی از آقایون، با زیبایی است نه با پوشش صرف . دقیقا اینجا مساله از همان برخوردهای غلط با حجاب ناشی شده. ما به خاطر همین برخوردهای غلط نتوانستیم بفهمیم که پوشش برایمان امری مهم است. اما من می خواهم بگویم که اینکه می گوییم زیبا باشیم خیلی وقت ها فکر می کنیم باید جلب توجه کنیم! در کشورهای غربی شاید کسی با تاپ بیرون برود اما جلب توجه نمی کند! اما جوانان ما به خاطر تن دادن به این روش های غلط به آرایش چهره روی می آورند. آرایش ما شکل ظاهری ما است. ما مثلاجوان هایی را می بینیم که انگار دارند به یک میهمانی و مجلس شبانه می روند

 مد و مدگرایی پدیده یی است که کمابیش در میان همه‏ اقشار جامعه وجود دارد، اما دراین میان، جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به «مد» اهمیت می دهند و «مدگرا» هستند. امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه یی، ارتباطات گسترده یی با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشکل تر شده است و چه بسا زمینه های موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعه‏ خویش رو آورند.

 مد پدیده یی است خاصه جامعه انسانی که با مفهوم مدرنیسم ارتباط تنگاتنگی دارد. به عبارتی مد با مدرن شدن جوامع پدید آمده است چرا که در اعصار گذشته پدیده یی به نام مد و مدگرایی در بین مردم جایگاه محسوس امروزین خود را نداشته است هر چند با نگاهی به تاریخ شاید بتوان این پدیده را در میان تمدن های بزرگ دنیا مشاهده کرد. همچنان که درباره زنان سومری گفته شده، استفاده از بسیاری زینت آلات و پوشش های تجملی در میان زنان قشرهای مرفه رونق بسزایی داشته است. تنوع طلبی و تغییر جزء اساسی زندگی و فرهنگ انسانی است چرا که اگر انسان ها تغییر نمی کردند ما نمی توانستیم از عصر حجر و سنگ چخماق هم فراتر رویم و به جایگاه فعلی برسیم. پس می توان مد و مدگرایی را در راستای یکی از نیازهای انسان ها که همان مورد توجه واقع شدن است قرار دهیم. حالادر کشورهای اسلامی همچون ایران مد و مدگرایی برای بانوان دارای ضوابطی است که در راستای پوشش اسلامی باید رعایت شود. بنابراین نقش طراحان لباس بسیار مهم و اساسی تلقی می شود. به همین خاطر گفت وگویی انجام دادیم با مریم یاسینی، کارشناس طراحی لباس، فارغ التحصیل دانشکده هنر درباره مد و پوشش در ایران و دیگر کشورهای جهان.
    
برای شروع می خواهیم یک تاریخی از پوشش جهان به ما بدهید تا بعد وارد مفهوم پوشش بشویم.
خوب دیدگاه ها متفاوت است که پوشش با چه نیتی شروع شده اما در پیشینه ها دو عامل بسیار مهم است. یکی برای محافظت از گرما و سرما ولی از آن مهم تر یعنی فراتر از امور جغرافیایی بیشتر امری فرهنگی بوده و برای زیبایی بیشتر و آراستن بهتر.
    
و در ایران؟
در ایران آنچه در تاریخ وجود دارد و می توان به آن دسترسی داشت همیشه آدم ها لباس داشته اند و دارای نوع پوشش کامل بودند. یعنی کاملاپوشیده. در دوره اشکانی هم که کمی لباس ها باز است و دست ها و پاها کمی عریان بوده تحت تاثیر جنگ با یونان قرار گرفته ولی بعد از آن دیگر وجود ندارد. مثلابا توجه به مجسمه و لباسی که از دوره هخامنشی به جامانده، تقریبا لباس، همه بدن را پوشانده نه اینکه بخواهد به عنوان حجاب باشد: مثلاسر پوشیده نیست و گردن عریان است و زیورآلات و موها دیده می شود، ولی لباس طوری است که همه بدن را پوشانده و بعد در ایران هم نشانه درجات و مقام های فرهنگی و در واقع نشان دهنده مرتبه بوده است.

 یعنی مردم عادی شاید لباس هایی می پوشیدند که دست ها یا پاهاشان پیدا بوده ولی مرتبه های فرهنگی و درباری هیچ وقت لباس هایی نداشتند که بدن شان معلوم باشد. یعنی یک جور نشانه تفاخر بوده.
    
می توانید از دیدگاه شخصی خودتان یک تعریف کلی از پوشش ارائه دهید؟
کلمه پوشش گسترده است. یک موقع ما می گوییم «لباس»، یک موقع می گوییم «پوشاک»، یک موقع هم هست که می گوییم «پوشش». ولی پوشش در فرهنگ امروز ما کمی معنی اش فرق می کند. مثلاپوشش یعنی چیزی را بپوشیم. اما پوشاک جنبه عام تری نسبت به لباس دارد. می تواند جوراب باشد، عینک باشد، کلاه باشد. اینها هم همه پوشاک است ولی پوشش الان در ایران یعنی لباسی که ما را از نگاه دیگران می پوشاند. به نظر من قبل از این مباحث پوشش و قانون و ساماندهی پوشش و مد و نمایشگاه های پوشش اسلامی و غیره، شاید پوشش کلمه یی بوده گسترده تر اما در حال حاضر با خودش استتار دارد.
    
یعنی پوشش امروز در ایران به جای اینکه امر زیبایی را با خودش داشته باشد امر استتار را دارد؟
به نظر من بله.
    
در ایران، وقتی واژه پوشش می آید بیشتر از اینکه به امر زیبا فکر کنیم، به امر محدود فکر می کنیم.
پوشش می شود پوشاکی که تو را پوشیده دارد.
    
نمی توانیم بگوییم (صرفا در ایران) امری است که تو را زیبا می دارد؟
نه، نه. به هیچ وجه. آن هم به خاطر کارکرد این واژه در سال های اخیر.
    
مد را چگونه ارزیابی می کنید؟
مد (با کمی تامل) به روز بودن در زمان حال است. نو بودن که شامل حال همه چیز زندگی می شود. از اتومبیل و وسایل خانگی و برقی و مبلمان و خانه و دکوراسیونش گرفته تا... همه اینها مدام تغییر می کند و مد روز می شود. ما می گوییم طرف دموده شد! یعنی چی؟یعنی با زمان حال نیست. اما خب الان مد بیشتر کارکرد در لباس و پوشش دارد. به روزشدن با توجه به موقعیت فعلی جهان و ارتباطات خیلی سریع صورت می گیرد: همه چیز به روز می شود. لباس هم مرتبا عوض می شود و باید عوض بشود. این ویژگی است که جامعه امروز دارد و نیز بشریت.

مثلاشاید به قدیم که برمی گردیم می بینیم که مردم دغدغه اصلی شان خوراک و پوشش بوده، ولی امروز به خاطر سرعت پیشرفت، نیازهای اولیه نسبتا کنار رفته و نیازهای روحی و نیاز به زیبایی گسترش پیدا کرده و این طبیعی است: خواستن چیزهای جدید و زیبا در همه چیز. جنبه های زندگی مرتب در حال رشداست و یک بخش آن هم طبیعتا لباس است.
    
حال به نظر شما امر مد چه وظیفه یی دارد؟ چه کارکردی دارد؟ یعنی مد باید به وجود بیاید که چه بشود؟
مد به وجود نمی آید تا چیزی بگوید. چیزهای جدیدی که به بازار می آیند را مد می نامند.
ببینید تمام جنبه های مختلف زندگی (از دیدگاه خودم) در جامعه ما ناشی از صنعت، فرهنگ و هنر است، اینها کنار همدیگر قرار می گیرند. البته در همه چیزهای دیگر هم این هست. از جمله لباس.
    
یعنی یک امر ایدئولوژیک؟
بله. طراح لباس در واقع با سلایق خودش طرح ها را ارائه می دهد و همان طور که طراح دیگر طرح دیگر ی ارائه می دهد و من به عنوان یک کسی که می تواند انتخاب کند انتخاب می کنم، در واقع با سلیقه خودم این را انتخاب می کنم و نمی توانم بگویم این طراح لباس که این لباس یا عقیده را ارائه داده، مد یا یک دیدگاه تحمیلی خاص یا عقاید خاصی را تحمیل می کند. من با این موافق نیستم. مساله آزادی، ارائه و انتخاب است. در ایران هم اگر می بینیم که ما در رابطه با لباس و مد مشکل داریم به این خاطر است که نمی توانیم طراحی لباس کنیم. ولی باید بتوانیم! تا طراح بتواند سلایق خودش را ارائه دهد و این علایق دیدگاه های او هم هست. اما اینکه ما بیاییم دیدگاه ها را ببندیم غلط است، باید باشد و انتخاب کنیم.
    
لباس تبدیل به یکی از دغدغه هایی شده که دیگر انگار حل نمی شود و این بد نیست بلکه فاجعه است! زمانی که می آیند قانون می گذارند، نمایندگان مجلس به آن فکر می کنند و همه و همه به آن فکر می کنند بزرگ می شود.

اگر قرار باشد که پوشاک به عنوان یک تولید داخلی باشد و کشور به آن نیاز داشته باشد، باید دولت هم حمایت کند تا بشود حداقل جلوی واردات را گرفت و حتی صادر کرد.
    
این دیدگاه ها کمک می کند، ولی بیان ایده به طراح آن هم با اسم حمایت چه معنی دارد؟
و من فکر نمی کنم کسانی که این کار را انجام می دهند موفق باشند. شما نگاه کنید نمایشگاه های مد لباس های اسلامی در خارج از کشور مثلادر ترکیه و مالزی برگزار می شود: یعنی کشورهایی که حجاب در آنها اجبار نیست.
    
اینها بدون دخالت دولت برگزار می شوند؟
بله. موفق هم هست. نمایشگاه مد اسلامی در ترکیه و برخی کشورها برگزار می شود و خیلی هم موفق است. در ایران وقتی بخواهند برگزار کنند چه اتفاقی می افتد؟؟!من همیشه از نمایشگاه استقبال کرده ام و با اینکه دیدگاهم روش حاکم را نمی پذیرد، ولی نگفته ام این روش صحیح نیست پس من هم کار نمی کنم! نه هر موقع کار از من خواستند، هر موقع دعوت کرده اند برای نمایشگاه ها یا غرفه ها، همه نوع همکاری داشته ام. اما همیشه یاد کسی می افتم که خواست راه رفتن یاد بدهد، راه رفتن خودش را هم از یاد برد. به خاطر اینکه ما همش نظارت می شویم به خصوص در رابطه با پوشاک که سخت نظارت می شویم و حتی اگر قانون ساماندهی مد لباس هست، بیشتر از اینکه حمایتی باشد تحمیلی و نظارتی است. اگر بخش حمایتی بود خیلی از مشکلات حل می شد. برای من خیلی عجیب است که چرا باید کار لباس به مجلس و وزارت ارشاد و... برسد!
    
یعنی به نظر شما آنها احساس خطر می کنند از مد، از لباس، از پوشش؟
خوب ما یک جامعه دوگانه داریم. در نظام حاکم هم دیدگاه ها متفاوت است. یک عده یی تندرو داریم که تعصبات خاصی دارند و نظام دستش در مقابل این قشر بسته است و خیلی راحت و واضح است که حتی خیلی چیزها که به آن اعتقاد داشتند را نمی توانند انجام بدهند. به خاطر آن تعصباتی که وجود دارد. می دانید با همین کلمه مد در اوایل انقلاب مقابله یی شد و بعد از این همه سال، یعنی 30 سال، طول کشید تا ما کلمه مد را بگوییم. یادم می آید سال 80 ما یک برنامه داشتیم که با همکاری جهاد دانشگاهی مد لباس بگذاریم و خیلی کارها هم کردیم و تا نزدکی اجرا و دکور هم پیش رفتیم ولی همه می خواستند ما را ترور کنند! نمایش لباس! (با تعجب) ولی الان دولت یا ارشاد نمایش زنده می گذارد. اما در دل همه مان هم دوباره دوگانگی است. حالادر این کار خانم ها باید لباس پوشیده بپوشند و ارائه بدهند.

 سوال اینجاست که آیا اگر پوشیده باشد آقایان می توانند بازدید کنند یا فقط خانم ها باید نگاه کنند؟! و به نظر می رسد باید دنبال یک راهکار دیگر بود. لزومی ندارد اگر می خواهیم نمایش زنده لباس بگذاریم و جامعه هم این شرایط را دارد، بیاییم همان کاری را انجام بدهیم که همه کشورها انجام می دهند!لزومی به این تقلید نیست. بعد مانع هم داریم، شاید اصلاما باید به شیوه دیگری این نمایش را بگذاریم. چرا باید فکر کنیم اینها مانکن هستند پس باید بیایند و چرخ بزنند. می تواند به شکل دیگری هم باشد. البته با شرایط فعلی هم می توانیم راهش را پیدا کنیم، ولی خیلی دیر! همان طور که در سینما توانستند پیدا شد. شما نگاه کنید سینما با آن اوایل چقدر متفاوت شده: الان تمام روابط عاطفی و حسی زن مطرح می شود، چون بالاخره راهش را پیدا کردند که با تمام محدودیت هایی که وجود دارد این کار را انجام بدهند. در لباس هم می شود راهش را پیدا کرد (فکر می کنم از بحث اصلی مان دور شدیم).
    
نه اتفاقا خوب است. می خواستم به اینجا برسیم و دوباره برمی گردیم. چون وقتی می آیند مثلابا ساماندهی طرح پوشش کار را از دست طراح می گیرند و خودشان انجام می دهند من فکر می کنم احساس خطر می کنند.
من فکر می کنم احساس خطرشان برای این است که آمدند یک کاری کردند، حالانمی دانند چه کار کنند. توش مانده اند و من فکر می کنم قشر طراح لباس، مانند قشر تجسمی، خیلی دورند. خیلی مظلومند و ارتباط خیلی سخت برقرار می شود، گویا برخی می خواهند این ارتباط برقرار شود ولی اینها نگرانند که آیا می توانند با توجه به دیدگاه هایی که وجود دارد کاری بکنند. هرچند من فکر می کنم می توانند. اگر اجازه بدهند می توانند و من نمونه بارزش را (همیشه هم گفتم) در سینما توانستند. چون بالاخره به سینماگران ما اعتماد کردند.
    
و شاید هم مجبور بودند؟
 بالاخره اعتماد کردند. یعنی گویا باید به طراح های لباس هم اعتماد کنند، جذب کنند، حمایت کنند و درنهایت هم طراح باید از ساماندهی بیاید بیرون. وقتی می گوییم ساماندهی یعنی چه؟ بله ساماندهی باید باشد، ولی نه به این طور که می خواهند حمایت کنند و نمی دانند باید چه کار کنند. اصلامن فکر می کنم بهتر است هیچ حمایتی وجود نداشته باشد!
    
هیچ جای دنیا چیزی به نام ساماندهی مد وجود نداشته و ندارد. مثل مواد غذایی که در آن موفق بودیم و در صنعت ساختمانی هم موفقیت هایی داشتیم. در تولید اتومبیل هم یک کارهایی کردیم. درست است که نمی توانیم بگوییم در حد بالایی بوده و کاملاموفقیم، ولی یک کارهایی کردیم. حالاکدام یکی از این بخش ها نظارتی بوده؟
به نظرم بهتر است در جوامعی مثل جامعه ما که اسلامی است ابتدا فرهنگ را گسترش دهیم تا دچار بحران نشویم. وقتی صحبت از یک فرهنگ اسلامی است پوشاک امر مهمی است و به نوعی
اساسی ترین اصل و رو بنای کار است اما ما با رفتار های غیر منطقی و بدون کارشناسی مواجه می شویم مساله اصلی در ایران درباره این موضوع چیست؟

من به شما یک چیزی بگویم: مساله مردمند. مردم چه پتانسیلی دارند. اصلانمی شود گفت مردم جامعه ما اسلامی نیستند!هیچ وقت نباید این طوری فکر کنیم، چون اسلامی هستند .

درست است، ولی به شیوه خودشان: نه یک شکل، نه یک ایده از یک دیگری برتر.
بله. متفاوتند. ولی مهم این است که مفهوم پوشش در جامعه ما وجود دارد ومردم این را می خواهند. این طوری نیست که بگوییم وجود ندارد و خود من (به شخصه) بازارکارخوبی درلباس های میهمانی پوشیده پیدا کردم. مگر مخاطب من کیست؟!

همین جا یک پرانتز باز کنیم. اینجا چیزی که شما می گویید امر زیبایی در آن دخیل است. امر یک شکل شدن در آن دخیل نیست. اما به نظر می رسد طرح دولت این یک شکل کردن است. یک شکل برآمده از یک تفکر و ایده کلی.
اصلامگر همچین چیزی ممکن است؟ همه چیز یک شکل بشود! ببینید ما یک قانون داریم در جامعه. مردم باید درجامعه پوشیده باشند. این قانون می تواند شخص را در بیرون جامعه کنترل کند و در داخل خانه نمی تواند. می بینیم حجاب کشورهایی مثل ترکیه خیلی زیباتر از ما است و هر جای دیگری که مردم با اعتقادات خودشان زندگی می کنند.

ولی اینجا واقعا معلوم نیست شخص باحجاب است یا بی حجاب. وقتی اجبار می آید، محدودیت می آید. مسدود کردن می آید. مرز بین بی حجابی و حجاب از بین می رود. البته این یک امر کلی است و من فکر می کنم مردم ما هم نمی پذیرند. من معتقدم در آینده، خود دولت بر این باور خواهد بود که حجاب نباید به این شکل باشد! اما مردم نمی توانند بپذیرند. حالاما طراحی های مختلف داریم. لباس میهمانی، مانتو، لباس شب، لباس زیر... ما نمی توانیم بگوییم همه لباس ها باید پوشیده باشند: چون لباس کاربردهای مختلفی دارد ولی می توانیم حتی با همین قانون ساماندهی مد لباس در زیرمجموعه لباس های بیرون و اجتماعی، طرح های خاصی را ارائه دهیم که مردم بتوانند و بخواهند استفاده کنند و من فکر می کنم اصلاراه دیگری ندارد. باید طراح های خوب را بیاورند و این طراح ها کارهایی را ارائه بدهند که مخاطب بپذیر. حالاچه به عنوان مخالف و چه موافق و اگر بتوانند آثار زیباتری ارائه بدهند من می پذیرم.
    
قبل از اینکه برویم سراغ این موضوع بگذارید یک چیزی را بررسی کنیم، چون فکر می کنم الان در جامعه مساله فقط پوشش نیست.
مساله خیلی چیزهاست، مثلارنگ هم هست. خیلی ها هستندکه کاملاپوشیده اند ولی آرایش لباس شان رنگ دارد. پررنگ است، شاد است. اما آنها هم دچار مشکل می شوند و اساسا به نظر من هر کسی که پوشیده هم باشد اما زیبا باشد دچار مشکل است.
    
به نظر می رسد مشکل بعضی از آقایان، با زیبایی است نه با پوشش صرف.
دقیقا اینجا مساله از همان برخوردهای غلط با حجاب ناشی شده. ما به خاطر همین برخوردهای غلط نتوانستیم بفهمیم که پوشش برایمان امری مهم است. اما من می خواهم بگویم که اینکه می گوییم زیبا باشیم خیلی وقت ها فکر می کنیم باید جلب توجه کنیم! در کشورهای غربی شاید کسی با تاپ بیرون برود اما جلب توجه نمی کند! اما جوانان ما به آرایش چهره روی می آورند. آرایش ما شکل ظاهری ما است. ما مثلاجوان هایی را می بینیم که انگار دارند به یک میهمانی و مجلس شبانه می روند. شما به میزان مصرف مواد آرایش در کشور دقت کنید!
    
فکر می کنم جزو کشورهای اول باشیم.
بله و این بسیار وحشتناک است! و من معتقدم به خاطر این موضوع، جوان هرگز به رشدو بلوغ فکری در این مورد نمی رسد و می بینم گاهی که مثلاخانمی 50-60 ساله مانند بچه های 18-17 ساله لباس می پوشد و این نشان می دهد به خاطر این محدودیت ها آن شخص به رشد و بلوغ فکری در این زمینه نرسیده.

از این گذشته، گاهی آرایش صورت با نوع لباس هماهنگ نیست. کفشی که می پوشد با هیچ چیز همخوان نیست و مناسب نیست و جای استفاده از هر چیز را نمی داند، ولی اگر در انتخاب آزاد باشد مسلما به آرایش صورت دیگر به این شیوه فکر نمی کند! البته سخت است و من فکر می کنم نظام به این موضوع رسیده است، اما نمی تواند پیاده اش کند.
    
جالب است که کارکرد سیاست های فرهنگی این است که امر جلب توجه جای امر زیبایی را بگیرد. حالابه عنوان یک طراح مد فکر می کنید طراحان مد با همین وضعیت نظارتی حاکم، این پتانسیل را دارند که مفهوم پوشش را نزد مردم که تغییر کلی نه ولی حداقل گسترش بدهند؟
با همین شرایط نظارتی که هست باز اگر حمایت در این راستا باشد که نیروها و توانمندی ها و دیدگاه ها را هماهنگ کنیم، بله، می شود. چون طراحان ما این توانمندی را دارند که طرح هایی ارائه بدهند هم زیبا و هم پوشیده. این کار را هم می کنند چراکه ناخودآگاه امر زیبایی وجود دارد! حالادوباره به عنوان مثال لباس های گشاد مد شده، چرا؟در حالی که مدتی فقط لباس های اندامی مد بود. چون زیبایی های این تیپ لباس را یافتند. لباس هایی که شاید تا4-5 سال پیش نمی پوشیدیم ولی الان مدشده و می پوشیم. چراکه زیبایی های لباس گشاد بر ما نمایان شد و اگر طراح بر اساس نیاز جامعه کار کند مطمئنا موفق می شود. ضمن اینکه وقتی مساله زیبایی مطرح است کسی به چیز دیگر توجهی نمی کند یعنی یک روش غیرمستقیم.
    
وقتی می گوییم رنگ امسال مثلاآبی است این آبی بودن را چه کسی تعیین می کند؟ می خواهم بدانم تعیین این امر یک اتفاق زیبایی شناسانه است یا امر دیگری؟
به نظر من شرکت های قدرتمند مد را تعیین می کنند. در همه چیز مثلادر لوازم خانگی مدتی همه چیز نقره یی بود.
    
این امر جهانی است یا داخلی؟ یا رنگ، رنگ جهانی است؟
جهانی است. اصلابه ما ربطی ندارد و ما هم باید قدرتمند شویم و تولیدات خوب داشته باشیم. حتی از توانایی های غربی ها استفاده کنیم. مگر در زمینه سدسازی و صنعت و غیره از ژاپن و روسیه و... کمک نمی گیریم! چرا در این زمینه از آنها کمک نگیریم. واقعا فکر می کنید نمی شود؟ مثلادعوت کنیم از آنها که طرح های لباس های اسلامی بدهند.
    
مثلابه این عکس ها توجه کنید (از داخل یک مجله چند عکس نمایشگاه مد با پوشش کامل نشان می دهند مثلاشرکت CHANEL) از مقنعه برای لباس عروس استفاده کرده و فکر می کنیم که این کارها به سفارش یک جامعه اسلامی است! چرا نباید در این زمینه از توانایی های دیگران استفاده کنیم؟!
چیزی که به عنوان مد در جامعه جاری است و ما می بینیم به نظر خیلی یک شکل نمی آید؟
   
جوان ها خیلی به هم نزدیک و هم شکل شدند. مد آیا آدم ها را به هم شبیه می کند؟ یعنی می توانیم بگوییم این یکی از کارکردهای مد است؟
حتما همین طور است!دیگر همه جا پر از تلویزیون LCD شده. همه چیز همه جا مد می شود. ولی در ایران به دلیل محدودیت ها این یک شکلی ها بیشتره و مردم همشکل ترند.
    
من فکر می کنم یکی از کارکردهای مد این است که مفهوم پوشش و آرایش را بین عامه مردم گسترش بدهد. آیا مد در ذات و در ایران این پتانسیل را دارد؟
مد تنوع را بیشتر می کند، ولی در مقاطع زمانی خاص. مثلاببینید مد در یک قشری به یک نوعی زیاد می شود. این اتفاق در یک مقطعی همه گیر می شود و دوباره افت می کند و دوباره...
    
اثر هنری باید ارائه بشود تا دیده شود، تا اثر هنری شود.
درست است. ولی من نمی توانم بگویم وجود ندارد. اتفاقا این واقعیتی است که وجود دارد و اتفاقا دغدغه من همین است. چرا وقتی می خواهیم نمایشگاه ارائه بدهیم فقط به لباس بیرون و مانتو فکر می کنیم. لباس آدم همه چیز است. باید به همه اینها کیفیت بدهی و ارتقا بدهی وحمایتش کنی. مگر ما فقط لباس اجتماع داریم؟ لباس زیر هم داریم. لباس حمام هم داریم.
    
ولی گویا این نباید در ایران دیده شود.
بله. اصلامساله همین است. اماهرچقدرهم محدودیت وجود داشته باشد طبیعت کار می کند. ناخودآگاه انسان میل به زیبایی دارد. درصورتی که اصلاهم دیده نمی شود ولی نیاز خودش را برآورده می کند.
    
به عنوان آخرین سوال: کلمه مد به نظر می رسد با خودش یک تناقض دارد. یعنی هم امر معاصر بودن را دارد و هم امر تاریخی. به نظر شما کار مد، چه زمانی مد می شود؟ به عبارت بهتر، چه زمان می شود به یک ایده گفت مد؟
زمانی که مردم آن را می پذیرند.
    
و چه زمانی این امر تاریخی می شود؟ و از معاصر بودن فاصله می گیرد و به ناخودآگاه تاریخی ما می پیوندد؟
وقتی قبول نداشته باشیم و این می شود سنت. البته گاهی هم مد با خود سنت را به همراه دارد.
    
و نکته پایانی...
هر آنچه باید گفته می شد، شد.
دغدغه من لباس و زیبایی و مد است، همین!



منبع : روزنامه اعتماد



تبلیغات