loading...

ناف بری؛ پیوندی اجباری - آکا


یکی از قدیمی ترین سنت های سیستان که خوشبختانه در حال حاضر کمرنگ تر شده، اما هنوز در برخی نواحی و روستاهای این منطقه به چشم می خورد، سنت ناف بری دختر و پسر یا به تعبیری؛ نامزد کردن دختر و پسر خردسال برای یکدیگر است.

اجرای این مراسم به این صورت بوده که هرگاه در خانواده ای، دختری متولد شود، بستگان نزدیک پسردار، با مشورت خانواده دختر یا پدربزرگ و مادربزرگ، ناف وی را به اسم پسرشان می بریدند؛ به تعبیری آن دختر را نامزد پسر خود اعلام می کردند تا زمانی که طرفین به سن بلوغ رسیده و با یکدیگر ازدواج کنند. در بعضی موارد در گوش همان پسر گوشواره می گذاشتند به این معنا که این پسر دختری نشان کرده دارد و نمی تواند با فرد دیگری ازدواج کند.

بلوچ معتقد است، عهد و وفای قوم و خویش بهتر از عهد و وفای دیگران است، از این رو پدران و مادران بلوچ در حفظ این شیوه تعصب و اصرار زیادی داشته و سعی دارند تا حد امکان برای فرزند خود از میان خویشاوندان و افراد قبیله، همسر برگزینند، به همین خاطر هنگام تولد نوزاد، قابله (یا همان ماما) مبلغی را از والدین نوزاد به عنوان مژدگانی دریافت می کند که اگر نوزاد پسر باشد، این مژدگانی را پدر و اگر دختر باشد یکی از اقوام نوزاد که پسری همسال یا کمی بزرگ تر دارد، پرداخت کرده و دستور می دهد تا قابله، ناف دختر را به اسم پسر وی ببرد.در برخی از قبایل استان چنین رسم است که علاوه بر پول، یک دست لباس نوزاد و مقداری طلا هم به خانواده نوزاد پیشکش می کنند.

در مناطق دیگر سیستان و بلوچستان برای نشان کردن دختر، مبلغی پول یا تحفه ای به عنوان رونمایی (روگشایی) به نوزاد دختر داده می شود و در صورتی که پدر و مادر دختر، تحفه و هدایای والدین پسر را قبول کنند، نشانه این است که پسر کوچک را به دامادی قبول کرده اند و دیگر هیچ گاه نمی توانند فرد دیگری را به دامادی خود برگزیند، مگر این که داماد کوچک فوت کند.والدین دختر و پسر از همان زمان کودکی، ارتباط نزدیک خود را همه ساله با دادن هدایایی هر چند کوچک، حفظ کرده و خاطره ناف بری را تا زمان ازدواج قطعی و زنده نگه می دارند.البته این سنت که ظاهرا و به عقیده بزرگ ترها و ریش سفیدهای قوم در گذشته با هدف تحکیم بخشیدن به بنیان های طایفه ای و جلوگیری از گسست خانوادگی و قومی ـ عشیره ای، اجرا می شده است امروزه از نظر علم ژنتیک سنتی اشتباه و مردود شناخته می شود، چرا که فرزندان معلول نتیجه همین ازدواج های فامیلی هستند. از سوی دیگر این سنت، تحمیل یک نوع ازدواج ناخواسته بر دختران و پسران قبیله بوده است که باید یک عمر به زندگی مشترک گاه ناخواسته که از سوی پدران و مادران بر آنها تحمیل شده است، تن بدهند. حتی روایات و حکایت هایی حاکی از نارضایتی جوان ها در همان ادوار بوده است به طوری که نارضایتی خود را در اقداماتی همچون خودکشی یا زندگی توام با اجبار و کراهت نشان می داده اند.

منبع:jamejamonline.ir





تبلیغات