شعر بسیار جالب عاقبت خط جاده پایان یافت -آکا

,[categoriy]

آکاایران: شعر بسیار جالب عاقبت خط جاده پایان یافت

آکاایران:  من رسیدم ز ره غبارآلود

نگهم پیشتر زمن می تاخت

به گزارش آکاایران: بر لبانم سلام گرمی بود

 

شهر جوشان درون کورهء ظهر

کوچه می سوخت در تب خورشید

پای من روی سنگفرش خموش

پیش می رفت و سخت می لرزید

 

خانه ها رنگ دیگری بودند

گردآلوده، تیره و دلگیر

چهره ها در میان چادر ها

همچو ارواح پای در زنجیر

 

جوی خشکیده، همچو چشمی کور

خالی از آب و از نشانهء او

مردی آوازه خوان ز راه گذشت

گوش من پر شد از ترانهء او

 

گنبد آشنای مسجد پیر

کاسه های شکسته را می ماند

مومنی بر فراز گلدسته

با نوائی حزین اذان می خواند

 

می دویدند از پی سگها

کودکان پا برهنه ، سنگ به دست

زنی از پشت معجری خندید

باد ناگه دریچه ای را بست

 
سروده ی زیبای فروغ فرخ زاد

منبع :

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران