شعر نبود بر سر آتش میسرم کـه نجوشــم

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد شعر نبود بر سر آتش میسرم کـه نجوشــم ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

شعر نبود بر سر آتش میسرم کـه نجوشــم
,[categoriy]

آکاایران: شعر نبود بر سر آتش میسرم کـه نجوشــم


آکاایران: به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هــوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جـــان آمد
دگـر نصیحت مردم حکایتست به گوشم

به گزارش آکاایران: مگـــر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
کـه من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده دل آن به کـــه در سماع نیایم
کـه گر به پای درآیم به در برند به دوشم

بیا به صلحِ من امروز در کــنار من امشب
که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مــرا به هیچ بدادی و من هـنوز برآنم
کــه از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کــند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفـتن چو پند می ننیوشم؟

به راه بـادیه رفتن به از نشستن بـاطل
وگــر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

از: سعدی این مجموعه شعرش

منبع :

شعر نبود بر سر آتش میسرم کـه نجوشــم گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات