شعر مشت می کوبم بر در

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد شعر مشت می کوبم بر در ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

شعر مشت می کوبم بر در
,[categoriy]

آکاایران: شعر مشت می کوبم بر در

آکاایران: پنجه می سایم بر پنجره ها.

من دچار خفقانم،خفقان!

به گزارش آکاایران: من به تنگ آمده ام،از همه چیز

بگذارید هواری بزنم:

ـ آی!

با شما هستم،

این درها را باز کنید.

من به دنبال فضایی می گردم،

لب بامی،

سر کوهی،

دل صحرایی،

که در آنجا نفسی تازه کنم.

آه!

می خواهم فریاد بلندی بکشم،

که صدایم به شما هم برسد.

من به فریاد همانند کسی

که نیازی به تنفس دارد،

مشت می کوبد بر در،

پنجه می ساید بر پنجره ها،

محتاجم.

 

من هوارم را سر خواهم داد.

چاره ی درد مرا باید این داد کند.

از شما خفته ی چند!

چه کسی می آید با من فریاد کند؟

از:فریدون مشیری  این سروده ی بسیار زیبا       

منبع :

شعر مشت می کوبم بر در گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات