شعر تمام ترسم از این آبروی لعنتی است

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد شعر تمام ترسم از این آبروی لعنتی است ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

شعر تمام ترسم از این آبروی لعنتی است
,[categoriy]

آکاایران: شعر تمام ترسم از این آبروی لعنتی است

آکاایران: شبی می‌آیم و دل می‌زنم به دریاها

و این بزرگترین آرزوی لعنتی است

 

به گزارش آکاایران: زمین چه می‌شود … آه ای خدای جادوگر!

بگو چه در پی این کهنه‌گوی لعنتی است

 

زمان به صلح و صفا ختم می‌شود، هرچند

زمین پر از بشر تندخوی لعنتی است

 

چگونه سنگ شوم تا مرا ترک نزنند

که هرچه سنگ در این سمت‌وسوی لعنتی است …

 

چگونه سنگ شوم وقتی عاشقم … وقتی

همیشه در دل من های و هوی لعنتی است

 

به خود می‌آیم از آهنگ‌های تند نوار

که باز حاکی از «I love you» لعنتی است

 

بس است! شعر مرا ناتمام بگذارید

زمان، زمانه‌ی این آبروی لعنتی است

 

از : نجمه زارع و مجموعه اشعارش

منبع :

شعر تمام ترسم از این آبروی لعنتی است گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات