شعر زیبای آمدی جانم به قربانت

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد شعر زیبای آمدی جانم به قربانت ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

شعر زیبای آمدی جانم به قربانت
,[categoriy]

آکاایران: شعر زیبای آمدی جانم به قربانت

آکاایران: در این بخش شعر زیبای آمدی جانم به قربانت نیز قرار داده ایم.سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی گوی آذری زبان، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکناب در بخش قره چمن آذربایجان متولد شد. وی سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانهٔ پربار در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شده است.

 

به گزارش آکاایران: آمـدی جــانـم به قربــانـــت ولـی حالا چرا ؟ —– بی وفا،بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چــرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ ســهراب آمــــدی  —– ســـنگدل این زودتـر می خواســتی حالا چـــرا ؟

عمر ما ار مهـلت امروز و فـردای تو نیســــت —– مـن که یـــک امـــروز مهـــمان توام فــردا چــرا ؟

نـــازنــینا ما به نــاز تــو جـــــوانی داده ایـــم —– دیـــگر اکنـــون با جوانـان ناز کــن با مــا چـــــرا ؟

وه کــــه با این عمر هــــــای کوتـه بی اعتبار —– این همه غافل شـدن از چون منی شیدا چــرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان،پریشان می کند —– درشـگفتم من نمـــی پاشــد ز هم دنیا چــــرا ؟

شـــهریارا بی حبیب خود نمی کردی ســفر —– راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

                           بی مونس و تنها چرا ؟ —– تنها چرا ؟ حالا چرا

منبع :

شعر زیبای آمدی جانم به قربانت گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات