داستان زیبای ظرف عسل

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد داستان زیبای ظرف عسل ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

,[categoriy]

آکاایران: داستان زیبای ظرف عسل

آکاایران: به گزارش آکا ایران روزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت وعسلها درون بشکه بود وپیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بودو به بازرگان گفت :از تو میخواهم که این ظرف را پر از عسل کنی که تاجر نپذیرفت وپیرزن  رفت  ..سپس تاجر به معاونش سپردکه آدرس آن خانم را پیدا کند وبرایش یک بشکه عسل ببرد…

 

به گزارش آکاایران: آن مرد تعجب کرد وگفت ازتو مقدار کمی درخواست کرد نپذیرفتی والان یک بشکه کامل به او میدهی .تاجر جواب داد ای جوان او به اندازه خودش در خواست میکند ومن در حد و اندازه خودم به او میدهم  ..اگر کسی که صدقه میداد به خوبی میدانست  ومجسم میکرد که صدقه ی او پیش از دست نیازمند در دست خدا قرار می گیرد، لذت صدقه دهنده  بیش از لذت گیرنده بود.این یک معامله با خداست.

منبع :


شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله داستان زیبای ظرف عسل شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

ظرف عسل

داستان زیبای ظرف عسل گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات