دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را -آکا

آکاایران: دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را

,پیغام کردم,[categoriy]

آکاایران: دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را

مولانای بزرگ

دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را

به گزارش آکاایران: گفتمش خدمت رسان از من تو آن مه پاره را

سجده کردم گفتم این سجده بدان خورشید بر

کو به تابش زر کند مر سنگ‌های خاره را

سینه خود باز کردم زخم‌ها بنمودمش

گفتمش از من خبر ده دلبر خون خواره را

سو به سو گشتم که تا طفل دلم خامش شود

طفل خسپد چون بجنباند کسی گهواره را

طفل دل را شیر ده ما را ز گردش وارهان

ای تو چاره کرده هر دم صد چو من بیچاره را

شهر وصلت بوده است آخر ز اول جای دل

چند داری در غریبی این دل آواره را

من خمش کردم ولیکن از پی دفع خمار

ساقی عشاق گردان نرگس خماره را

 

تو بشکن چنگ ما را ای معلا

تو بشکن چنگ ما را ای معلا

هزاران چنگ دیگر هست این جا

چو ما در چنگ عشق اندرفتادیم

چه کم آید بر ما چنگ و سرنا

رباب و چنگ عالم گر بسوزد

بسی چنگی پنهانیست یارا

ترنگ و تنتنش رفته به گردون

اگر چه ناید آن در گوش صما

چراغ و شمع عالم گر بمیرد

چو غم چون سنگ و آهن هست برجا

به روی بحر خاشاکست اغانی

نیاید گوهری بر روی دریا

ولیکن لطف خاشاک از گهر دان

که عکس عکس برق اوست بر ما

اغانی جمله فرع شوق وصلیست

برابر نیست فرع و اصل اصلا

دهان بربند و بگشا روزن دل

از آن ره باش با ارواح گویا

 

منبع :

تبلیغات