مرگ دیگر شعری از هوشنگ ابتهاج -آکا

آکاایران: مرگ دیگر

,مرگ دیگر,[categoriy]

آکاایران: مرگ دیگر شعری از هوشنگ ابتهاج

مرگ در هر حالتی تلخ است
 اما من
دوستتر دارم که چون از ره در آید مرگ
 درشبی آرام چون شمعی شوم خاموش
لیک مرگ
دیگری هم هست
 دردناک اما شگرف و سرکش و مغرور
مرگ مردان مرگ در میدان
با تپیدن های طبل و شیون شیپور
با صفیر تیر و برق تشنه شمشیر
غرقه در خون پیکری افتاده در زیر سم اسبان
وه چه شیرین است
رنج بردن
 پافشردن
 در ره یک آرزو مردانه مردن
وندر امید
بزرگ خویش
 با سرود زندگی بر لب
 جان سپردن
آه اگر باید
زندگانی را به خون خویش رنگ آرزو بخشید
و به خون خویش نقش صورت دلخواه زد بر پرده امید
من به جان و دل پذیرا میشوم این مرگ خونین را

 

شبگیر

به گزارش آکاایران:  دیگر این پنجره بگشای که من
 به ستوه آمدم از این شب تنگ
دیرگاهی ست که در خانه همسایه من خوانده خروس
وین شب تلخ عبوس
می فشارد به دلم پای درنگ
دیرگاهی ست که من در دل این شام سیاه
 پشت این پنجره بیدار و خموش
مانده ام چشم به راه
 همه چشم و همه گوش
مست آن بانگ دلاویز که می آید نرم
 محو آن اختر شب تاب که می سوزد گرم
مات این پرده شبگیر که می بازد رنگ
 آری این
پنجره بگشای که صبح
 می درخشد پس این پرده تار
 می رسد از دل خونین سحر بانگ خروس
 وز رخ آینه ام می سترد زنگ فسوس
بوسه مهر که در چشم من افشانده شرار
خنده روز که با اشک من آمیخته رنگ

منبع :

اخبار اکاایران