من رسیدم به لب جوی وفا -آکا

آکاایران: مولوی بزرگ

من رسیدم به لب جوی وفا

من رسیدم به لب جوی وفا
,لب جوی وفا,من رسیدم به لب جوی وفا,مولانا,[categoriy]

آکاایران: من رسیدم به لب جوی وفا

من رسیدم به لب جوی وفا

به گزارش آکاایران: دیدم آن جا صنمی روح فزا

سپه او همه خورشیدپرست

همچو خورشید همه بی‌سر و پا

بشنو از آیت قرآن مجید

گر تو باور نکنی قول مرا

قد وجدت امراه تملکهم

اوتیت من کل شیء و لها

چونک خورشید نمودی رخ خود

سجده دادیش چو سایه همه را

من چو هدهد بپریدم به هوا

تا رسیدم به در شهر سبا

 

ای دل رفته ز جا بازمیا

ای دل رفته ز جا بازمیا

به فنا ساز و در این ساز میا

روح را عالم ارواح به است

قالب از روح بپرداز میا

اندر آبی که بدو زنده شد آب

خویش را آب درانداز میا

آخر عشق به از اول اوست

تو ز آخر سوی آغاز میا

تا فسرده نشوی همچو جماد

هم در آن آتش بگداز میا

بشنو آواز روان‌ها ز عدم

چو عدم هیچ به آواز میا

راز کآواز دهد راز نماند

مده آواز تو ای راز میا

منبع :

من رسیدم به لب جوی وفا گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات