اتفاقم به سر کوی کسی افتادست

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد اتفاقم به سر کوی کسی افتادست ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: سعدی شیرازی

اتفاقم به سر کوی کسی افتادست

اتفاقم به سر کوی کسی افتادست
,سر کوی کسی,اتفاقم به سر کوی کسی افتادست,غزلیات سعدی,[categoriy]

آکاایران: اتفاقم به سر کوی کسی افتادست

اتفاقم به سر کوی کسی افتادست

به گزارش آکاایران: که در آن کوی چو من کشته بسی افتادست

خبر ما برسانید به مرغان چمن

که هم آواز شما در قفسی افتادست

به دلارام بگو ای نفس باد سحر

کار ما همچو سحر با نفسی افتادست

بند بر پای تحمل چه کند گر نکند

انگبینست که در وی مگسی افتادست

هیچ کس عیب هوس باختن ما نکند

مگر آن کس که به دام هوسی افتادست

سعدیا حال پراکنده گوی آن داند

که همه عمر به چوگان کسی افتادست

 

هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست

هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست

الحان بلبل از نفس دوستان توست

چون خضر دید آن لب جان بخش دلفریب

گفتا که آب چشمه حیوان دهان توست

یوسف به بندگیت کمر بسته بر میان

بودش یقین که ملک ملاحت از آن توست

هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری

در دل نیافت راه که آن جا مکان توست

هرگز نشان ز چشمه کوثر شنیده‌ای

کو را نشانی از دهن بی‌نشان توست

از رشک آفتاب جمالت بر آسمان

هر ماه ماه دیدم چون ابروان توست

این باد روح پرور از انفاس صبحدم

گویی مگر ز طره عنبرفشان توست

صد پیرهن قبا کنم از خرمی اگر

بینم که دست من چو کمر در میان توست

گفتند میهمانی عشاق می‌کنی

سعدی به بوسه‌ای ز لبت میهمان توست

منبع :

اتفاقم به سر کوی کسی افتادست گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات