فقیر شعری زیبا از فریدون مشیری -آکا

آکاایران: فقیر

,فقیر,فریدون,فریدون مشیری,[categoriy]

آکاایران: فقیر شعری زیبا از فریدون مشیری

ای بینوا که فقر تو تنها گناه تست
در گوشه ای بمیر که این راه راه تست
این گونه گداخته جز داغ ننگ نیست
وین رخت پاره دشمن حال تباه تست
در کوچه های یخ زده
بیمار و دربدر
جان میدهی و مرگ تو تنها پناه تست
باور مکن که در دلشان میکند اثر
این قصه های تلخ که در اشک و آه تست
اینجا لباس فاخر که چشم همه عذرخواه تست
در حیرتم که از چه نگیرد درین بنا
این شعله های خشم که در هر نگاه تست

 

خورشید جاودانی

به گزارش آکاایران: در صبح آشنایی شیرین مان
ترا گفتم که مرد عشق نئی باورت نبود
در این غروب تلخ جدایی هنوز هم
 می خواهمت چو روز نخست ولی چه سود
می خواستی
به خاطر سوگند های خویش
در بزم عشق بر سرمن جام نشکنی
میخواستی به پاس صفای سرشک من
این گونه دل شکسته به خاکم نیفکنی
پنداشتی که کوره سوزان عشق من
دور از نگاه گرم تو خاموش میشود
پنداشتی که یاد تو این یاد دلنواز
درتنگنای سینه
فراموش می شود
تو رفته ای که
بی من تنها سفر کنی
من مانده ام که بی تو شب ها سحر کنم
تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی
من مانده ام که عشق ترا تا ج سر کنم
روزی که پیک مرگ مرا می برد به گور
من شبچراغ عشق تو را نیز می برم
 عشق تو نور عشق تو عشق بزرگ تست
خورشیذ جاودانی دنیای دیگرم

منبع :

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران