برگ پانزدهم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری -آکا

,برگ پانزدهم از بوستان رباعیات خیام,رباعیات خیام نیشابوری,برگ پانزدهم,[categoriy]

آکاایران: برگ پانزدهم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری

آکاایران: برگ پانزدهم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری

15/1

هر صبح که روی لاله شبنم گیرد

به گزارش آکاایران: بالای بنفشه در چمن خم گیرد

انصاف مرا ز غنچه خوش می آید

کو دامن خویشتن فراهم گیرد

15/2

هرگز دل من ز علم محروم نشد

کم ماند ز اسرار که معلوم نشد

هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز

معلومم شد که هیچ معلوم نشد

15/3

یاران موافق همه از دست شدند

در پای اجل یکان یکان پست شدند

خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر

دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند

15/4

یک جام شراب صد دل و دین ارزد

یک جرعه می مملکت چین ارزد

جز باده لعل نیست در روی زمین

تلخی که هزار جان شیرین ارزد

15/5

یک قطره آب بود با دریا شد

یک ذره خاک با زمین یکتا شد

آمد شدن تو اندرین عالم چیست

آمد مگسی پدید و ناپیدا شد

15/6

یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد

از کوزه شکسته ای دمی آبی سرد

مامور کم از خودی چرا باید بود

یا خدمت چون خودی چرا باید کرد

منبع :

اخبار اکاایران

تبلیغات