برگ بیست و یکم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد برگ بیست و یکم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

برگ بیست و یکم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری
,برگ بیست و یکم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری,برگ,برگ بیست,[categoriy]

آکاایران: برگ بیست و یکم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری

آکاایران: برگ بیست و یکم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری

21/1

دشمن به غلط گفت من فلسفیم

به گزارش آکاایران: ایزد داند که آنچه او گفت نیم

لیکن چو در این غم آشیان آمده ام

آخر کم از آنکه من بدانم که کیم

21/2

مائیم که اصل شادی و کان غمیم

سرمایه ی دادیم و نھاد ستمیم

پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم

آئینه ی زنگ خورده و جام جمیم

21/3

من می نه ز بھر تنگدستی نخورم

یا از غم رسوایی و مستی نخورم

من می ز برای خوشدلی میخوردم

اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم

21/4

من بی می ناب زیستن نتوانم

بی باده کشید بارتن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید

یک جام دگر بگیر و من نتوانم

21/5

هر یک چندی یکی برآید که منم

با نعمت و با سیم و زر آید که منم

چون کارک او نظام گیرد روزی

ناگه اجل از کمین برآید که منم

21/6

یک چند بکودکی باستاد شدیم

یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید

از خاک در آمدیم و بر باد شدیم

منبع :

برگ بیست و یکم از بوستان رباعیات خیام نیشابوری گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات