از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو -آکا

آکاایران: حمید مصدق:

 


من صدا می زنم:
به گزارش آکاایران: " باز کن پنجره، باز آمده ام "

از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو
,شعر,اشعار,اشعار زیبا,[categoriy]

آکاایران: از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو


من پس از رفتن ها، رفتن ها،
با چه شور و چه شتاب آمده ام
در دلم شوق تو، اکنون به نیاز آمده ام
" داستان ها دارم،
از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو
از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو
بی تو می رفتم، می رفتم، تنها، تنها،
و صبوری مرا
کوه تحسین می کرد! "
من اگر سوی تو بر می گردم
دست من خالی نیست
کاروان های محبت با خویش
ارمغان آوردم
من به هنگام شکوفایی گل ها در دشت
باز بر خواهم گشت
تو به من می خندی
من صدا می زنم:
" آی باز کن پنجره را "
پنجره را می بندی!

منبع :

از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات