گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریار

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریار ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریارReviewed by آکا ایران on Sep 17Rating:

امروز 27 شهریور روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار

به این مناسبت گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریار را آماده کرده ایم

,گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریار,روز شعر و ادب,روز استاد شهریار,[categoriy]

آکاایران: گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریار

گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریار

آمـدی جــانـم به قربــانـــت ولـی حالا چرا ؟ —– بی وفا،بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چــرا ؟

به گزارش آکاایران: نوشدارویی و بعد از مرگ ســهراب آمــــدی —– ســـنگدل این زودتـر می خواســتی حالا چـــرا ؟

عمر ما ار مهـلت امروز و فـردای تو نیســــت —– مـن که یـــک امـــروز مهـــمان توام فــردا چــرا ؟

نـــازنــینا ما به نــاز تــو جـــــوانی داده ایـــم —– دیـــگر اکنـــون با جوانـان ناز کــن با مــا چـــــرا ؟

وه کــــه با این عمر هــــــای کوتـه بی اعتبار —– این همه غافل شـدن از چون منی شیدا چــرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان،پریشان می کند —– درشـگفتم من نمـــی پاشــد ز هم دنیا چــــرا ؟

شـــهریارا بی حبیب خود نمی کردی ســفر —– راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟ —– تنها چرا ؟ حالا چرا

******************************************

در دیـــــاری که در او نیست کســی یار کســــی —– کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

هــــــر کس آزار منِ زار پســـــندیــــــد ولــــــــــی —– نپـــســـــندیــــد دلِ زار مـن آزارِ کســــی

آخــــــرش محــــنت جانــــکاه به چـــــاه انـــــدازد —– هرکه چون ماه برافروخت شبِ تارِکسـی

سودش این بس که به هیچش بفروشند چو من —– هر که باقیمت جان بود خریدار کســـی

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست —– روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنســت

متن خبر که یک قلم بــــی تو ســـیاه شد جهان —– حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنســت

******************************************

نو گل نازنـــیـن من تــا تــــو نگـــاه مــــی کنــــی —– لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنســت..

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را —– که به ماسوا فکندی همه سـایه همــا را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین —– به علی شناختم به خدا قســـم خـدا را

به خـدا که در دو عــــالم اثر از فنا نمــــاند —– چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

برو ای گدای مســــکین در خانه علی زن —– که نگین پادشــــاهی دهد از کرم گدا را .

********************

گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریار

**********************

راهــــی به خـــــــدا دارد خلوتــــــگه تنـــهایی —– آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیــــــــی

هر جا که ســـــــری بردم در پــرده تو را دیــــدم —– تو پرده نشـــــــینی و من هـرزه ی هر جایی

بیدار تو تا بـــــودم رویـــــــای تو مـــــــی دیــــدم —– بیدار کن از خـــــوابم ای شــــــــــاهد رویایی

از چشم تو می خیزد هنگامه ی ســــر مستی —– وز زلف تو می زایــــد انگیزه ی شــــــــیدایی

هر نقش نگارینــت چــون منظره ی خورشـــــید —– مجموعه ی لطف است و منظومه ی زیبایی

چشمی که تماشاگر دز حسن تو باشد نیست —– در عشق نمی گنجد این حسن تماشـــایی

بر لبِ لرزان من ، فــریادِ دل ، خاموش بود —– آخــر آن تنها امیــد جــان من تنــهــا نـبــود

جز من و او ، دیگری هم بود ، امّا ای دریغ —– آگَه از دردِ دلم، زان عشقِ جان فرسا نبود

******************************************

ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد

سیمای شب آغشته به سیماب برآمد

آویخت چراغ فلک از طارم نیلی

قندیل مه آویزه محراب برآمد

دریای فلک دیدم و بس گوهر انجم

یاد از توام ای گوهر نایاب برآمد

چون غنچه دل تنگ من آغشته به خون شد

تا یادم از آن نوگل سیراب برآمد

******************************************

کسی نیست در این گوشه فراموشتر از من

وز گوشه نشینان توخاموشتر از من

هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست

ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من

می*نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق

اما که در این میکده غم نوشتر از من

افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن

افتاده*تر از من نه و مدهوشتر از من

بی ماه رخ تو شب من هست سیه*پوش

اما شب من هم نه سیه*پوشتر از من

گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق

ای نادره گفتار کجا گوشتر از من

بیژن*تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک

خونم بفشان کیست سیاوشتر از من

با لعل تو گفتم که علاجم لب نوشی است

بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من

آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل؟

دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من

*******************

گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریار

***********************

این همه جلوه و در پرده نهانی گل من

وین همه پرده و از جلوه عیانی گل من

آن تجلی که به عشق است و جلالست و جمال

و آن ندانیم که خود چیست تو آنی گل من

از صلای ازلی تا به سکوت ابدی

یک دهن وصف تو هر دل به زبانی گل من

اشک من نامه نویس است وبجز قاصد راه

نیست در کوی توام نامه رسانی گل من

گاه به مهر عروسان بهاری مه من

گاه با قهر عبوسان خزانی گل من

همره همهمه*ی گله و همپای سکوت

همدم زمزمه*ی نای شبانی گل من

دم خورشید و نم ابری و با قوس قزح

شهسواری و به رنگینه کمانی گل من

گه همه آشتی و گه همه جنگی شه من

گه به خونم خط و گه خط امانی گل من

سر سوداگریت با سر سودایی ماست

وه که سرمایه هر سود و زیانی گل من

طرح و تصویر مکانی و به رنگ*آمیزی

طرفه پیچیده به طومار زمانی گل من

شهریار این همه کوشد به بیان تو ولی

چه به از عمق سکوت تو بیانی گل من

منبع :

گلچینی از اشعار زیبای استاد شهریار گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات