الهه بنتن و اژدهای انوشیما -آکا

آکاایران: سرویس اندیشه آکا ایران؛ بخش شعر و ادبیات:

الهه بنتن و اژدهای انوشیما
,الهه,بنتن,اژدهای,[categoriy]

آکاایران: الهه بنتن و اژدهای انوشیما



 

نویسنده: فلیسین شاله
برگردان: اردشیر نیکپور



 

به گزارش آکاایران: اسطوره ای از ژاپن

انوشیما (1) پس از یوکوهاما دلکش ترین گردشگاه هاست! وقتی آب دریا پایین می رود قطعه ی باریکی از ماسه از زیر آب بیرون می افتد و جزیره به صورت شبه جزیره ای درمی آید، از دور به سگ بزرگی می ماند که خوابیده و پوزه بر زمین نهاده است!
جزیره در آغوش دریای نیلگون کاملاً سبز به نظر می رسد. جنگل هایی زیبا آن را فرا گرفته و در این جنگل ها راه های باریک و پر پیچ و خمی کشیده شده است.
این جا و آن جا، در دل انگیزترین جاها، قهوه خانه هایی ساخته شده که گردش کنندگان در آن ها بر روی حصیرها چهار زانو می نشینند و محو تماشای زیبایی های موزون چشم اندازها می شوند.
در دهکده مهمانسراهایی هست که هر کدام در پختن صدف ها و میوه ها و خرچنگ ‎ها و ملخ های دریایی خاصی شهرت دارند. در دکان های پر از ابزار صدفیِ آن جا زیباترین خاطره های سفر را به سیاحان و بازدیدکنندگان جزیره عرضه می کنند.
ممکن نیست کسی به انوشیما برود و از بازدید غار مخصوص الهه ی بنتن (2) و ادای احترام و تقدیم هدایایی به او خودداری کند.
الهه بنتن یکی از هفت خدای خوشبختی و تنها زن این گروه گرامی است... اما چرا بازدیدکنندگان جزیره ی انوشیما او را گرامی می دارند و می ستایند موضوعی است که در پی می آید.
پانزده قرن پیش از این، هنوز جزیره سر از آب به در نیاورده بود و فقط غاری در آن جا وجود داشت که رویش را آب فرا گرفته بود. در این غار اژدهایی خانه داشت و چه اژدهایی! هراس انگیزترین اژدهایان!...

این غول پیکری بزرگ داشت لیکن بسیار نرم و چابک بود و به همان خوبی که در دریا شنا می کرد می توانست در خشکی بدود. دندان های تیز بیشماری داشت و با چنین آرواره هایی تنها چیزی که دوست داشت بجود گوشت ترد و تازه ی کودکان کوچک بود.

اژدها در امتداد کرانه روی آب پرسه می زد و چون چشمش به کودکان می افتاد که لب دریا آب تنی یا بازی می کردند، شناکنان یا دوان دوان به سویشان می شتافت و آنان را می ربود و به زیر دندان هایش می انداخت و قرچ قرچ آنان را می خورد و می بلعید!
ای بسا خانواده ها که از دست او به سوگ نشسته بودند! ای بسا مادران و پدران که در مرگ فرزندان خود اشک از دیده فرو می ریختند. او ترس و هراسی بسیار در دل کودکان آن حدود انداخته بود.
الهه بنتن بر آن شد که به این رنج ها پایان بخشد. او که آفریدگار خوشبختی بود همه را خوشبخت و خرم می خواست... همه را حتی بدکاران و از آن جمله اژدهای آدمخوار را هم خوشبخت می خواست...
الهه با خود گفت: «بی گمان او از این روی مردمان را می آزارد و به آنان ستم روا می دارد که خوشبخت نیست...»
روزی روی غاری که اژدها در آن جا خانه داشت ابرهایی فراهم آمدند. الهه ی نیکخواه روی یکی از این ابرها نشست و با روی گرد و دو چشم بادامی و دهانی ظریف که دو گوشه ی آن به بالا برگشته بود. به روی دریا خم شد.
به اراده ی خوشبختی، زمین بالا آمد و غار اژدها به روی آب پدیدار شد. گرداگرد غار زمینی پوشیده از جنگل گسترده شد. خاکی که از میان خیزابه ها پدید آمد همین جزیره ی انوشیما بود.
اژدها در برابر غار خویش ایستاد و بر این چشم انداز شگفت انگیز به دیده ی تحسین نگریست. ناگهان الهه را دید که از آسمان بر زمین فرود می آمد.
الهه لبخند زنان و خرامان فراز آمد و به اژدها چنین گفت: «تو در غار تنها به سر می بری؟ آیا از تنهایی و بی کسی غمگین نیستی؟ هیچ جانداری را برای آن نیافریده اند که در تنهایی زندگی کند و از عشق و مهربانی بی نصیب باشد! وای بر حال کسی که تنها زندگی کند... حاضری با من ازدواج کنی؟... با هم به خوشبختی زندگی می کنیم. فرزندان بسیاری می آوریم و تو به کودکانت مهر می ورزی... و آن گاه... آری آنگاه دیگر کودکان مردمان را نمی خوری...»
اژدها بدین کار خشنودی داد. همه چیز چنان شد که الهه بنتن پیش بینی کرده بود.
کرانه های انوشیما آرامش خود را بازیافتند.
از آن پس ژاپنی های پاک دین هیچ گاه از نیایش و ستایش بنتن، الهه ی نیکوکار خوشبختی و آفریننده ی شادی ها و خرمی ها، فروگزار نمی کنند.

پی نوشت ها:

1. Enoshima.
2. Benten.

منبع مقاله :
‎ داستانهای ژاپنی، ترجمه ی اردشیر نیکپور، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول فلیسین، (1383)

 




منبع :

الهه بنتن و اژدهای انوشیما گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران
تبلیغات