نگاهی به شعر إبن الرومی

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد نگاهی به شعر إبن الرومی ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: سرویس اندیشه آکا ایران؛ بخش شعر و ادبیات:

نگاهی به شعر إبن الرومی
,نگاهی,الرومی,[categoriy]

آکاایران: نگاهی به شعر إبن الرومی



 

نویسنده: دکتر محمد شیخ‌الرئیس کرمانی




 

بیشتر نویسندگان، ابن‌الرّومی را در شمار شعرای عصر دوّم عباسی آورده‌اند؛ زیرا قسمت اعظم عمرش را در آن عصر سپری کرده، ولی چون نهال وجود این شاعر متعهد در عصر مورد پژوهش، پا گرفته و در تشیع اعتقادی راسخ داشته و اشعاری دلپذیر و صریح در حمایت از اهل بیت (علیهم‌السلام) دارد، به این جهات دریغم آمد که این پژوهش به نام و نمونه‌ای از اشعار مطبوع و روشنی بخش او آراسته نباشد.

به گزارش آکاایران: 2. ولادت و وفات او

در سال 221 هـ.ق در بغداد متولد شد و در سال 283 یا 284 هـ.ق در همان شهر از دنیا رفت. مرگش به وسیله سمّی بوده که قاسم‌بن عبیدالله - وزیر خلیفه معتضد عباسی - به خاطر هجوی که ابن رومی از او کرده بود، با مکر به او خورانده است. (4)
مسعودی گوید: «از جمله کسانی را که قاسم بن عبیدالله کشت، یکی ابن ‌رومی است. زهر را در خشکنانجه - نوعی حلوا - درآمیخت و به او خوراند و همین موجب مرگ او شد. سپس تولد و وفات او را در بغداد تأیید می‌‌کند و ضمن توضیحاتی درباره زندگی شاعر و شعرش، دو بیت از شعر او را که به نظرش خیلی عجیب و متضمّن معنی فلسفی یونانی است، نقل کرده که به دلیل لطافتی که در این دو بیت وجود دارد، بی‌مناسبت نیست که آنها را در اینجا نقل کنیم:

«لَما تُؤذِن الدُّنیا به من زوالها *** یکونُ بکاءُ الطفلِ ساعهَ یوضعُ
والّا فما یبُکیه منها و انّها *** لَأفسحُ ممّا کان فیه و أوسعُ (5)»

در علت و کیفیت مرگ او داستانهایی را خطیب بغدادی - ابن‌جوزی - و ابن خلکان و ... آورده‌اند که تصریحی به مسمومیت او ندارد و نقل آنها در اینجا خالی از فایده به نظر می‌رسد. (دائرة المعارف بزرگ اسلامی نیز شمّه‌ای از آنها را آورده است.) (6)

4. خلفا و شعرای معاصر او

ابن رومی هشت خلیفه از خلفای عباسی را درک کرده است، که عبارتند از: الواثق، المتوکل، المنتصر، المستعین، المعتزّ، المهتدی، المعتمد و المعتضد. (9) ولیکن چون مردی آزادمنش و صریح اللهجه بوده و طبعاً متملق، چاپلوس و ضعیف النفس نبوده، از دربار خلفا دور مانده است (جز مدتی که به دربار معتضد راه یافت)؛ ولی به عده‌ای از امرا، وزرا و کتّاب متصل بوده و ایشان را مدح گفته است. عدم تحمل خفت از جانب او و نیز طبع سرکشش سبب می‌شد که هرگاه به وی بی‌اعتنایی می‌شد، فوراً به هجو ممدوحان خود می‌پرداخت و بدترین هجو را نثار آنان می‌کرد. (10)
شاعران معاصر او حسین بن ضحاک، دعبل بن علی خزاعی، بحتری، علی بن جُهم، ابن‌معتز و ابوعثمان ناجم می‌باشند و با شاعرنوپرداز آن عصر، ابن حاجب محمد بن احمد، رابطه دوستی استوار داشته است. (11)

6. سبک شعری و ارزش شعر او

ابن‌رومی به بدایع و صنایع لفظی چندان توجّهی نداشته و بیشتر به ابتکار در صور معانی و نیز ابداع معانی جدید و نو عنایت داشته است. شعر ملکه جانش بوده، بی‌تکلّف قصایدی را که گاه متجاوز از دویست یا سیصد بیت دارند، بدون ظهور آثار تصنّع و تکلّف و بلکه سهل و ساده و مرتبط و منسجم می‌سروده است.
وحدت و استقلال قصیده، در قصاید او مشهود است، ولی از استقلال ابیات که روش معهود نظم عربی بوده، خارج شده است. (15)
جرجی زیدان می‌گوید: «ابن الرومی قصاید طولانی دارد که بعضی از سیصد بیت متجاوز است و بیشتر آنها در مدح است.» (16) سینه او گنجینه عظیم و پرباری از لغات و تعبیرات زبان عرب بود، که با اندک توجهی از گنجینه ضمیر، بر ساحت زبان با انسجامی خاص، صف‌آرایی می‌کردند. در نثر نیز همچون استاد مسلم بوده که در پایان بحث، نمونه‌ای از نثر شکوه‌مند او را می‌آوریم. بررسی احوال او در کتبی که به شرح زندگی‌اش پرداخته‌اند، نشانگر این است که به بسیاری از علوم عصر خود واقف بوده است. چنانچه قبلاً نیز به این موضوع اشاره شده است.
به طوری که خواهیم گفت نویسندگان سلف توجه کمی به ابن رومی کرده‌اند و حتی ابن قتیبه و ابن معتّز نامی از او نبرده‌اند. ولی نویسندگان متأخر مثل: عباس محمود العقاد در «ابن الرومی و حیاته فی شعره» و عمر فروخ در «ابن الرومی» عنایت خاصّی به او کرده و شخصیت او را بیشتر از مطالعه دیوانش و بررسی احوالِ معاصران و ممدوحان و مهجوّان او استنباط کرده‌اند.

8. نگاهی گذرا بر دیوان او

بررسی دیوان ابن الرّومی نشان می‌دهد که قریحه‌ای جوشان و وقّاد داشت و استادی مسلم و کم‌نظیر در فنون شعر بود. ساختن قصایدی با بیش از صد تا دویست بیت با قافیه‌های مشکل و نادرالاستعمال، حکایت از اقتدار وسیع او در عالم شعر و ادب دارد.
لغات صعب فراوانی را به کار گرفته و معانی باریک و دقیقی را در ذهن صورت‌گر خود پرورانده و در قالب شعر ریخته است که فهم آن بسیار دشوار و گاه متعذّر است و اهل فن باید با دقت و تعمّق به توجیه و تفسیر آن بپردازند. تحلیل‌های روان‌شناختی و بکار گرفتن واژه‌های بسیار غنی و برداشتهای ادبی، فلسفی و اجتماعی وی در اشعارش، وسعت اطلاعات و فناوری او را ثابت می‌کند.
بیشتر قصاید او «مدیحه» یا «هجویه» است؛ آن هم مدح و یا هجو بزرگان معاصرش که به دلیلی با آنها الفت داشته و یا از آنها نفرت پیدا کرده است. مدایح و هجویات، دیوان او را لبریز کرده است. بیشترین مدح را درباره «ابوالصقربن‌بلبل» که اهل تشیع بود، دارد. نامبرده در سال 265 هـ.ق به وزارت رسید و در سال 278 هـ.ق به امر معتضد کشته شده است.
از آن بیشتر مدایح او درباره قاسم پسر عبداللّه‌بن‌وهب است. لیکن در نهایت امر، نسبت به هر دو، کار به دشمنی کشیده و به هجای مُقذِع آنان پرداخته است که در دیوان ابن الرومی مشهود است.
در مجموع، بسیاری کسان را مدح و بسیاری دیگر را هجو گفته است و بسیاری از ممدوحان او مورد هجو هم قرار گرفته‌اند.
در وصف طبیعت اعم از: باغ و بوستان، گل و گیاه، میوه، آسمان، باران، قوس قزح، جویبار و آبشار و نیز در وصف اطعمه و اشربه مانند: «لَوزِینِج» و غیره استادی نشان داده است. در غزل و رثا نیز دیوان او شاهدی بر قدرت فوق العاده اوست.
با اینکه شاعر شیعی مشهوری است و بزودی از تشیع او سخن خواهیم گفت، در عین حال، در جستجویی که نگارنده در دیوان او به عمل آورده‌ام و بخصوص وقتی که در دو جزء دیوان او به تصحیح شیخ محمد شریف (جزء 10 تا آخر حرف ب/ ص 577، و جزء 2 تا آخر حرف خ/ ص 123) تفحص نمودم، اشعاری که مدح اهل بیت و دفاع از حق ایشان باشد، بسیار کم و نادر به چشم خورد که به یافته‌ها در بخش تشیع ابن رومی اشاره خواهم داشت و قسمتی را خواهم آورد.
بیان این نکته لازم است که ابن‌الرومی خود اقدام به جمع‌آوری اشعار و تهیه دیوان نکرده و به نوشته ابن‌الندیم، پس از او اشخاصی به جمع‌آوری شعر و تنظیم دیوانش همت گماشته‌اند که عبارتند از: «مسیبی»، «صولی» و در نهایت «ابوالطیب ورّاق» که شعر او را از نسخه‌های متعدد فراهم کرده‌اند، (20) و احتمال حذف عمدی برخی از اشعار شیعی او می‌رود.
از معاصران، «شیخ محمد شریف سلیم» دیوان ابن رومی را با توضیحاتی در پانوشت تا آخر قافیه (ح) (قاهره، 1922 - 1917 م) چاپ و منتشر کرد. سپس گیلانی گزیده‌ای در سه جلد (1924 م) منتشر نمود و اخیراً نیز حسین نصار چاپ نسبتاً کاملی در شش جلد (قاهره، 1973 م) طبع و نشر کرده است. (21)

10. نمونه‌هایی از اشعار ابن‌الرّومی

2- شکوفه‌ی پیری:


«شابَ رأسی ولاتَ حینَ مَشیبِ *** و عَجیبُ الزّمانِ غیرٌ عَجیبٍ
قد یشیبُ الفَتی و لیسَ عجیباً *** اَن یُری النَّورُ فی القُضیِب الرّطیبِ» (32)

لطافت تشبیه بر صاحب ذوق پوشیده نیست که شاعر با چشم زیبابین خود، سپیدی موی سر را به شکوفه سپیدی که بر شاخه‌ای تر و تازه شکفته باشد، تشبیه کرده و مصیبت پیری را به صورت نعمتی دلپذیر ترسیم کرده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. زرکلی، خیّرالدین، الاعلام، ج 4، ص 297 و جرجی زیدان، تاریخ آداب اللغة العربیه، جزء 2، ص 465 و دکتر عمر فروخ، تاریخ الادب العربی، جزء 2، ص 340 و حناالفاخوری، تاریخ الادب العربی (الادب القدیم)، ص 759.
2. عمر فرّوخ، تاریخ الادب العربی، ج 2، ص 340.
3. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج 8، ص 251.
4. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ص 297 و دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 3، ص 603 - 600.
5. علی‌بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج 4، ص 283.
6. بجنوردی، محمد کاظم، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 3، ص 603 - 600.
7. همان.
8. حناالفاخوری، تاریخ الادب العربی (ادب قدیم)، ص 759.
9. علامه امینی، الغدیر، ج 3، ص 31.
10. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج 8، ص 253.
11. آئینه‌وند، صادق، ادبیات انقلاب در شیعه، ج 1، ص 149.
12. علامه امینی، الغدیر، ج 3، ص 30.
13. آیت‌الله صدر، سید حسن، تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام، ص 250.
14. امین سیدمحسن، اعیان الشیعه ( به نقل از المعجم الاُدبای مرزبانی)، ج 8، ص 211.
15. ترجانی‌زاده، احمد، تاریخ ادبیات عرب، ص 132 و 133.
16. جرجی زیدان، تاریخ آداب اللغه العربیه، جزء 2، ص 467.
17. یاقوت حموی، معجم الادبا، ج 2، ص 240- 236.
18. حناالفاخوری، تاریخ الادب العربی (ادب القدیم)، ص 759 و ص 781 - 758.
19. حناالفاخوری، تاریخ الادب العربی (ادب القدیم)، ص 781 - 758 و امین، سیدمحسن، اعیان‌الشیعه، ج 8، ص 253.
20. ابوالفرج، محمد بن‌ابی‌یعقوب اسحاق المعروف به وراق ابن الندیم، الفهرست، ص 190.
21. بجنوردی، محمد کاظم، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، جلد 3، ص 607 و 608 و احمد ترجمانی‌زاده، تاریخ ادبیات عرب، ص 132.
22. بجنوردی، محمد کاظم، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 3، ص 602.
23. صدر، سید حسن، تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام (به نقل از فصول المهمّه)، ص 211.
24. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج 8، ص 255.
25. امینی، علامه شیخ عبدالحسین، الغدیر، ج 3، ص 30.
26. ابن طقطقی، تاریخ فخری، ص 333 و ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، با تلخیص، ص 509 - 506.
27. همان.
28. حناالفاخوری، تاریخ الادب العربی (ادب قدیم)، ص 777.
29. حسن، الحاج حسن، اعلام فی الشعر العباسی، ص 322 - 246.
30. عیلم به معنی دریا یا چشمه پرآب.
31. ابواسحاق ابراهیم‌بن علی الحصری القیروانی، زهرالآداب، ج 2، ص 354.
32. دیوان ابن‌الرومی (به تصحیح شیخ محمد شریف سلیم)، جزء اول، ص 101 و 102.
33. فَتَورَّدَت و تصفرت، یعنی صارت حمراکالورد و صارت صفرا کالعصفور.
34. برگزیده از دیوان ابن‌الرومی، ج 2، ص 54 - 46 و مقاتل الطالبیین، ص 520 - 511.
35. احمد الهاشمی، جواهرالادب فی ادبیات و انشاء لغة العرب، جزء اول، ص 159.

منبع مقاله :
شیخ‌الرئیس کرمانی، محمد؛ (1388)، شعر شیعی و شعرای شیعه در عصر اول عباسی، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ اول



 

 




منبع :

نگاهی به شعر إبن الرومی گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات