رمزشناسی مولانا، دفتر اول مثنوی -آکا

آکاایران: سرویس هنر آکا ایران به نقل از تبیان؛ بخش شعرو ادبیات:

مردی که نام حضرت رسول را به تمسخر گرفت

مثنوی اثر تعلیمی حضرت مولانا است. مولانای عاشقی که در غزلیات شمس دیده می شود به جای ذکر و دعا کارش سرودن شعر و دو بیتی و ترانه است. در حالی که 16 سال بعد از رفتن شمس و اتمام غزلیات تصویر دیگری از او در مثنوی معنوی دیده می شود.

به گزارش آکاایران: آسیه ترک بیاتانی- بخش شعر و ادبیات آکا ایران

,رمزشناسی,مولانا,دفتر,[categoriy]

آکاایران: رمزشناسی مولانا، دفتر اول مثنوی

او در مثنوی معلمی است که با بیان داستان مختلف و پند آموز درس های بسیاری به ما می دهد. مولانا در انتخاب داستان هایش بسیار وسواس به کار برده است. در واقع برای بیان آنچه در ذهن دارد مناسب ترین داستان را انتخاب می کند.
داستان کژ ماندن دهان مردی که نام حضرت رسول را به تمسخر گرفت از جمله داستان های دفتر اول مثنوی است که مأخد آن در احیاء العلوم است.

آن دهان کژ کرد و از تسخر بخواند
مر محمد را دهانش کژ بماند
باز آمد کای محمد عفو کن
ای ترا الطاف و علم من لدن
من ترا افسوس می کردم ز جهل
من بدم افسوس را منسوب و اهل

مردی برای مسخره کردن نام حضرت محمد صلی الله، دهانش را کج کرد و نام حضرت را به تمسخر گرفت و دهانش به همان حالت ماند. سپس به نزد حضرت محمد صلی الله آمد و گفت: ای بزرگوار و ای کسی که صاحب علم لدنی هستی، من را ببخش.
من تو را از روی نادانی مسخره می کردم، در حالی که این من هستم که در خور تمسخر بوده و هستم.
چون خدا خواهد که پرده کس درد
میلش اندر طعنه ی پاکان برد
ور خدا خواهد که پوشد عیب کس
کم زند در عیب معیوبان نفس
چون خدا خواهد که مان یاری کند
میل ما را جانب زاری کند

 او در مثنوی معلمی است که با بیان داستان مختلف و پند آموز درس های بسیاری به ما می دهد. مولانا در انتخاب داستان هایش بسیار وسواس به کار برده است. در واقع برای بیان آنچه در ذهن دارد مناسب ترین داستان را انتخاب می کند

هر گاه خداوند بخواهد آبروی کسی را ببرد، به فرمان خدا در او میلی بوجود می آید که افراد پاک و وارسته را به تمسخر بگیرد. و هر زمان که خدا بخواهد عیب کسی را بپوشاند، کاری می کند که هرگز کسی از عیب او حرفی به میان نیاورد. و هر گاه که خداوند بخواهد به ما یاری برساند میل و علاقه ما را به سمت تضرع و زاری که نشان دهنده کاستی های ماست می کشاند.

ای خنک چشمی که آن گریان اوست
وی همایون دل که آن بریان اوست
آخر هر گریه آخر خنده ایست
مرد آخربین مبارک بنده ایست

خوشا به سعادت آن چشمی که از شوق لقای دوست گریه کند و خجسته آن دلی که از سوز عشق بریان شد و سوخت. انتهای هر گریه، خنده ای است و هر کس که عاقبت نگر باشد بنده فرخنده ای است.

هر کجا آب روان سبزه بود
هر کجا اشکی روان رحمت شود
باش چون دولاب نالان چشم تر
تا ز صحن جانت بر روید خضر
اشک خواهی رحم کن بر اشک بار
رحم خواهی بر ضعیفان رحم آر

سپس با مثال می گوید هر جا که آب روانی باشد، در آنجا سبزه می روید و هر کجا که چشمی برای حضرت حق اشکی بریزد، نتیجه اش حصول رحمت الهی است.
مثل یک چرخ چاه اشک بریز و ناله کن تا در فضای درونت سبزه های ایمان و عرفان بروید. اگر می خواهی گریه کنی، بر چشمان اشکبار مظلومان و مستمندان رحم بیاور چرا که رحم بر آنها باعث رقت قلب و انفعال روحی است و اگر می خواهی که به تو رحم شود، بر ضعیفان و زیر دستان خود رحم کن.
با خواندن این داستان آیه 46 سوره فصلت یاد آوری می شود که:
" مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیْهَا وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ"
هر که کار شایسته کند به سود خود اوست و هر که بدى کند به زیان خود اوست و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.

مولانا با بیان این داستان به مخاطب می فهماند که در این دنیا هر کس نتیجه عمل خود را می بیند.
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا


مثنوی معنوی، تصحیح کریم زمانی
مثنوی معنوی، تصحیح گلپینارلی


منبع :

اخبار اکاایران