.
آکاایران: شعر غزل، شعر زیبا، شعر نو، شعر عاشقانه؛ 0100

دلنوشته ها و عاشقانه ها برای شب یلدای عاشقان؛ شعر غزل، شعر زیبا، شعر نو، شعر عاشقانه

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

آکاایران: شعر غزل، شعر زیبا، شعر نو، شعر عاشقانه؛ 0100


زل میزنم به اینهمه یلدای ناتمام
حل میشوم تمام تو را توی هیچکس
حافظ دوباره گفته نمی آیی بی دلیل
بغضی شکسته تر شده حالا نفس … نفس…
( مرضیه فرمانی )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

جغرافیای توی سرم گیج می خورد
دارم دراز میشوم امشب بدون درد
یلدای تلخ با تو نبودن رسیده است
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
( مریم حقیقت )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

یلدای گیسوان من آغاز می شود
پاییز بی بهار به پایان رسیده است
کاری نکن! که شهر خبردار مان شود
خواب از سر تمام کلاغان پریده است
(مهتاب بازوند )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

یلدا سپید سادگی ات را سیاه کن !
خوابند و بی دلیل کنارت نشسته اند
لابد شبیه شمع تو را فوت می کنند
وقتی به جای پسته دلت را شکسته اند
(علی اکبر رشیدی )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

در لابه لای این شب دیوانه گم شدند
آن روز های خوب و قشنگی که داشتم
یلدای پیروخسته این سال لعنتی
برداشت آنچه را که برایت گذاشتم
(وحید نجفی )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

دستم گرفت دست تو را توی دست خود
سرمای اولین شب غمگین سال را
احساس کرد فصل زمستان رسیده است
پیچید دور گردن عکس تو شال را
( وحید نجفی )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

برفیست پشت پنجره ی روزهای سرد
دیماه فرصتیست برای بروز درد
از شهر پرت جن زده ی ما فرار کن
دنیا سیاه چاله ی شومیست برنگرد
( رضا عابدین زاده )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

شب قد کشیده زیر بلندای چادرت
هی می نویسمش که تمامش کنم ولی…
از من بزرگ تر شده تصویر آینه
دردی نشسته خیره به من روی صندلی
( مسیحا ابوعلی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

بی ردی از پرنده و پرواز تا هنوز
نزدیک استحاله ی شبهای چشم تو
با فرصتی که باز به آغاز مانده است
در عادتم عجیب به یلدای چشم تو
(شیوا فرازمند )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

دیگر به مغز شاعری ام خون نمیرسد
این شب دل غزل زده ام را چه میکند؟
با فال و قرص خواب و غزل حل نمیشود
این شعر تا سحر بشود سکته میکند
( علی اکبر رشیدی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

از کوچه های زرد دگر رد نمیشود
یلدا که برده اند دلش را به روی دست
فردا تمام شهر در آغوش خواب دید
یک زن سقوط میکند از "ارتفاع پست ”
( رویا ابراهیمی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

جامانده رد پای اناری سیاه بخت
بر گونه های منبسط انتحاریت…
امشب پناه می برم از سرد سرنوشت
به خواب های تو , به لب اظطراریت
(مسیحا ابوعلی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

یلدا دوباره شعر و غزل را بهانه کرد
با چند جمله ی متغیر / بدون حرف
با ساختار ذهنیتی پوچ و منحرف
مبهوت در سپیدی دستان خیس برف
(رضا صحرایی – پارسا)
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

یک اتّفاق یخمکی عاشقانه نیست
این قرص ها دلیل پشیمانی من است
یلدا هنوز دو رو برمـ تخمه می جود
اینجا شروع خودکشی آنی من است …
( رقیه خدابنده اویلی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

وقتی که از نهایت شب حرف می زنی
یلدا درست مثل خودت سرد می شود
امسال هم زنی که تو تنها گذاشتیش
دارد برای روح خودش مرد می شود
( زهرا دهقان )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

…هشتاد ونه حکایت سرد وسیاه را
با خواب شاعرانه به فردا رسانده ام
حالا به نامت این شب بالا بلند را
با چشمهای یخ زده بیدار مانده ام
( علی اکبر رشیدی )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

دیر آمدی دوباره زمستان رسیده است
فنجان چای و قهوه ی مان سرد میشود
تنها ترین ستاره ی یلدای سال پیش
از آسمان چشم شما طرد می شود
( مقداد تکلوزاده)
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

شب قصه های پیرزنی ساده لوح بود
در "غارهای” بی خبر پر کلاغی ات
یلدا شروع ساختن یک گلوله برف
در مشت های منجمد اتفاقی ات!
( صدیقه حسینی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

یلدای بی ترانه ی وقتی تو نیستی
در شعر های یخ زده پهلو گرفته است
لطفی کن و دوباره مرا یخ شکن نباش
این عشق با نبودن تو خو گرفته است
(امیر سنجری )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

یلدای چشم های تو برفی ترین شب است
یلدای چشم های تو طوفان می آورد
امشب تمام وسوسه ها در نگاه توست
ابلیس هم به دین تو ایمان می آورد !
(مهران حسینی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

یلدا چگونه این همه قدت بلند شد؟
طفل حقیر نازک مردادماه من!
امشب برات کیک گرفتیم و چند شمع
کادو برات آمده یک شال و پیرهن
(علیرضا عاشوری )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

دستی گرفته کل شبم را و بی دلیل
با برف به بلندی موی تو دوخته
این سال های جمع شده روی زندگیم
خشک و ترش به سردی عشق توسوخته
( فاطمه اختصاری )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

یلدا چه اتفاق قشنگیست خوب من
-افتاده توی قهوه ی با تو نشستنم
لب می زنی به تلخی فنجان قهوه ات
لب های گر گرفته ی فنجان منم منم
(پویا آریانا )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

آتش گرفته دفتر شعرم به اسم تو
فالی نمانده تا به تو یلدایی اش کنم
بی خود به فال نیک نگیر این ترانه را
عشقی نمانده تا به تو لیلایی اش کنم
( فاطمه شمس )

شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

از برگ برگ ِ دفتر من پرت می شوند
معشوق های خسته ی پایان گرفته ام
یلدای چشم های تو را گریه میکنند
موهای رنگ و بوی زمستان گرفته ام !
( سید مهدی موسوی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

از گریه های خسته پائیز/ تر شدم
رنگش پریده شعر من از برگ های زرد
دلباخته یا رنگ! به آخر نمی رسد!؟…
این چارپاره که بند بندش گرفته درد!
( مسعود عطایی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

در کوچه های ساکت این شهر یخ زده
سرما نشانه ایست که آغوش تو به یاد…
در خویش جمع میشوم وگریه میکنم
سرما به کوچه گفته تورا داده ام به باد
( صالح سجادی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

شب ریسه می رود ته موهای مشکی ات
آجیل می بریم به دیوانه خانه ها
من چشم های سرخ توام در” بدون خواب”
که کارد می خورم بغل هندوانه ها
( شهرام میرزایی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

دردش گرفته این شب و فارغ نمی شود!
چشمم سفید/تر شدو پهلو به برف زد
این شعر هم به حرمت امشب بلند شد
این شعر..اگرچه پشت سر عشق حرف زد!
( سیده زهرا بصارتی )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

دلگیر ، زیر چشم خدا ، روی ابر غم
بی هیچ ارتباط به باران نشسته ام
فرقی نمیکند چه شبی چند ساعت است
از هر پلی که رد شدم آن را شکسته ام !
( یاسر قنبرلو – پدرام )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

وقتی که قلب سنگ ِ تو را هم شکافتم
چشمم برای دیدن ِ خون نا امید بود
تقصیر عشق نیست ، خداوند شاهد است
هر هندوانه ای که بریدم سفید بود !
( یاسر قنبرلو – پدرام )
شعر غزل | شعر زیبا | شعر نو | شعر عاشقانه؛ 0100

ساعت دقیق چند زمستان گذشته است؟
دارم تو را چه سرد به خاطر می آورم!
به شعرهای یخزده کبریت می کشم
من به گواهم این همه شاعر می آورم!
( سیده زهرا بصارتی )


منبع :

تبلیغات