شعر و غزل ناب و زیبای کوتاه در کوچه باغ -آکا

آکاایران: شعر و غزل ناب و زیبای کوتاه در کوچه باغ
سرگرمی آکا ایران
شعر و غزل ناب و زیبای کوتاه در کوچه باغ
,شعر بسیار زیبا،شعر عاشقانه زیبا،شعر و غزل،مجله،آکا ایران،آکا ایران،آتا,[categoriy]

آکاایران: شعر و غزل ناب و زیبای کوتاه در کوچه باغ


داغی دست کسی آمد و درگیرم کرد
آمد و از همۀ اهل جهان سیرم کرد

به گزارش آکاایران: اولین بار خودش خواست که با او باشم
آنقدَر گفت چنینم و چنان... شیرم کرد

مثل یک قلعه که بی برج و نگهبان باشد
بر دلم سخت شبیخون زد و تسخیرم کرد

تا خبردار شد از قصّۀ وابستگی ام
بر دلم مهر جنونی زد و زنجیرم کرد

به سرش زد که دلم را بفروشد، برود
قصدش این بود که یک مرتبه تعمیرم کرد!

سنگی از قلب خودش کند و به پایم گره زد
سنگدل رفت و ندانست زمینگیرم کرد

رفت و یک ثانیه هم پیش خودش فکر نکرد
که چه با این دل "لامصّب" بی پیرم کرد... 
سونیا نوری


,شعر بسیار زیبا،شعر عاشقانه زیبا،شعر و غزل،مجله،آکا ایران،آکا ایران،آتا,[categoriy]

او که او را می خواست به تو می اندیشد
از نگاهش پیداست به تو می اندیشد

در سکوت دفتر قلمش می لرزد
تو حواست هرجاست به تو می اندیشد

مادرم خوشبخت است به خودش می بالد
پسرش مدتهاست به تو می اندیشد

پل عابر خیره به خیابان مانده
در روانش غوغاست به تو می اندیشد

خانه وقتی خالیست پنجره بارانیست
استکانم تنهاست به تو می اندیشد

کودکی با لبخند مادرش را بوسید
خواب نازش گویاست به تو می اندیشد

از خودم می پرسم چه کسی می فهمد
ماه وقتی زیباست به تو می اندیشد

‫‏حسین_آهنی‬


,شعر بسیار زیبا،شعر عاشقانه زیبا،شعر و غزل،مجله،آکا ایران،آکا ایران،آتا,[categoriy]

هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی
دیرتر سر میزنی و بی وفا تر می شوی

هرچه از این روزهای آشنایی بگذرد
من پریشان تر، تو هم بی اعتناتر می شوی

من که خرد و خاکشیرم! این تویی که هر بهار
سبزتر می بالی و بالا بلاتر می شوی

مثل بیدی زلف ها را ریختی بر شانه ها
گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی

عشق قلیانی ست با طعم خوش نعنا دوسیب
می کشی آزاد باشی، مبتلاتر می شوی

یا سراغ من می آیی چتر و بارانی بیار
یا به دیدار من ابری نیا... تر میشوی

حامد عسکری


,شعر بسیار زیبا،شعر عاشقانه زیبا،شعر و غزل،مجله،آکا ایران،آکا ایران،آتا,[categoriy]

اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است

ولی برای رسیدن بهانه بسیار است

بـــــرآن سریــم کزین قصـــــه دست برداریم

مگر عزیز من ! این عشق دست بردار است

کسی به جز خودم ای خوب من چه می داند

کـــه از تــــو – از تو بریدن چقدر دشوار است

مخــــواه مصلحت اندیش و منطقـــی باشم

نمی شود به خدا ، پای عشق در کار است


محمد سلمانی

,شعر بسیار زیبا،شعر عاشقانه زیبا،شعر و غزل،مجله،آکا ایران،آکا ایران،آتا,[categoriy]

تا که خلوت میکنم با خود؛ صدایم میکنند!
بعد ؛ از دنیای خود کم کم جدایم می کنند!

«گوشه گیری» انتخابی شخصی و خودخواسته ست
پس چه اصراری به ترک انزوایم می کنند!

مثل آتشهای تفریحم که بعد از سوختن -
اغلبِ مردم به حال خود رهایم می کنند!

«ای بمیری! لعنتی! کُشتی مرا با شعرهات»
مردم این شهر اینگونه دعایم میکنند!!!
احتمالاً نسبتی نزدیک دارم با «خدا»
مردم اغلب وقت تنهایی صدایم میکنند !
مثل خودکاری که روی پیشخوان بانک هاست
با غل و زنجیر پایم جابجایم میکنند!


اصغر عظیمی مهر



منبع :

شعر و غزل ناب و زیبای کوتاه در کوچه باغ گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات