شعر زیبا در کنار غروب آفتاب دریا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد شعر زیبا در کنار غروب آفتاب دریا ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: شعر زیبا در کنار غروب آفتاب دریا
سرگرمی آکا ایران
,اشعار منتخب،شعر زیبا در غروب،شعر زیبا در کنار دریا،آکا ایران،آکا ایران،آتا،مجله اینترنتی،مجله,[categoriy]

آکاایران: شعر زیبا در کنار غروب آفتاب دریا


خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید

به گزارش آکاایران: و چه بی ذوق جهانی که مرا بــــا تو ندید

رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست

چـــــــه سروقت مرا هــــــم به سر وعده کشید

به کف و ماسه که نایابترین مرجان ها

تپش تبزده نبض مـــــــــرا می فهمید

آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد

مثل خورشید که خود را به دل من بخشید

ما بــه اندازه هــــم سهـــــم ز دریا بردیم

هیچکس مثل تـــو ومن به تفاهم نرسید

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد

ماه طعـــم غـــزلــــــم را ز نگاه تو چشید

من که حتی پی پژواک خودم می گردم

آخرین زمــزمه ام را همــــه شهر شنید


,اشعار منتخب،شعر زیبا در غروب،شعر زیبا در کنار دریا،آکا ایران،آکا ایران،آتا،مجله اینترنتی،مجله,[categoriy]

این دودها یعنی هنوز آرامشی باقی ست
یعنی پریشانی نکن، تا سوزشی باقی ست

این دودها یعنی تو تنها نیستی ای مرد
سیگارهایی را که داری می کشی باقی ست

دنیا همین قدرش برایم بس، که می بینم
در ابتدای دودهایم تابشی باقی ست

دارید میخندید و می گویید دیوانه ست...
این طعنه ها در حالتِ افزایشی باقی ست

حالا شما هُشیار! با شبها چه باید کرد؟
وقتی که از بودن برایت بالشی باقی ست

حال مرا تنها درختی خوب می فهمد
که از تمام برگ و بارش خش خشی باقی ست
فریاد کردم " خب برو" این شعر اما گفت:
از آن همه مغرور بودن خواهشی باقی ست

,اشعار منتخب،شعر زیبا در غروب،شعر زیبا در کنار دریا،آکا ایران،آکا ایران،آتا،مجله اینترنتی،مجله,[categoriy]

شاید تو می گویی که عاشق بودن آسان است 
گاهی که دنیای من از چشم تو پنهان است

در فصل های خوب تو اندازه ام جا نیست
پشت سر هم فصل های من زمستان است

در بدترین حالت تو با خورشید می خندی
در بهترین حالت فضایم ابر باران است

تو باورم هرگز نخواهی کرد می دانم
وقتی که کافر می شوی شک کردن آسان است

ایمان بیاور تا بدانی دوستت دارم 
مابین ما مرزی به نام شک و ایمان است

من اقتباس تازه ای از عاشقی دارم
هر کس که عاشق می شود بی شک مسلمان است

,اشعار منتخب،شعر زیبا در غروب،شعر زیبا در کنار دریا،آکا ایران،آکا ایران،آتا،مجله اینترنتی،مجله,[categoriy]

مثل ماهی که درون سایه ابری مبهم است

گاه عشق یک فرشته در دل یک آدم است

سیلی از امواج خوردن عادت هر روزه ی

صخره های ایستاده ،صخره های محکم است

خسته از این روزهای تلخ و مسموم و غریب

یک نفر احوال می پرسد مرا آنهم غم  است

آنچه که تو بر سرت کردی و رفتی روسری

آنچه که من بر سرم شد آه ... خاک عالم است

از زمختی های این روح ترک خورده نترس

مرد زیبایی که می بیند دلش ابریشم است

تو دو شانه داری و اندوه انبوه مرا

فرش پانصد شانه ی تبریز هم باشد کم است

,اشعار منتخب،شعر زیبا در غروب،شعر زیبا در کنار دریا،آکا ایران،آکا ایران،آتا،مجله اینترنتی،مجله,[categoriy]

گیسوانت را بیاور شانه پیدا می شود

بغض داری؟ شانه ی مردانه پیدا میشود 

امتحان کن ! ساده و معصوم لبخندی بزن

تا ببینی باز هم دیوانه پیدا می شود 

من اسیر عابر این کوچه ی پاییزی ام

ورنه هر جایی که آب و دانه پیدا می شود 

عصر پاییزی زیبایی ست لبخندی بزن

یک دوفنجان چای در این خانه پیدا می شود

,اشعار منتخب،شعر زیبا در غروب،شعر زیبا در کنار دریا،آکا ایران،آکا ایران،آتا،مجله اینترنتی،مجله,[categoriy]

قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو 

 این چه عیدی و بهاری است که دارم بی تو 

 گیرم این باغ ، گلاگل بشکوفد رنگین 

به چه کار ایدم ای گل ! به چه کارم بی تو ؟

با تو ترسم به جنونم بکشد کار ، ای یار 

 من که در عشق چنین شیفته وارم بی تو 

 به گل روی تواش در بگشایم ورنه 

 نکند رخنه بهاری به حصارم بی تو

منبع :

شعر زیبا در کنار غروب آفتاب دریا گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران
تبلیغات