تاریخچه ی گروتسک

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد تاریخچه ی گروتسک ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: سرویس اندیشه آکا ایران؛ بخش شعر و ادبیات:

تاریخچه ی گروتسک
,تاریخچه,گروتسک,[categoriy]

آکاایران: تاریخچه ی گروتسک


 

 

نویسنده: جیمز لوتر آدامز، ویلسون یتس
برگردان: آتوسا راستی



 

واژه ی گروتسک با کشف برخی تصاویر غیرعادی در راهروهای زیرزمینی استخر تیتوس (Titus) و خرابه های کاخ طلایی نرو (Nero)، وارد زبان ما شد. حفاری خرابه های کاخ سلطنتی او- که پس از مرگش به سال 68 میلادی نابود شد- حدود سال 1480 انجام گرفت و اغلب آثار کشف شده متعلق به فامولوس یا بنا به قول دیگر فابولوس است که سبک مورد استفاده در آن به رومیان باستان بازمی گردد و قدمتش به 100 سال قبل از میلاد مسیح می رسد. این آثار که در معرض نور خورشید بودند، با گذشت زمان کم رنگ شده اند، اما خوشبختانه باستان شناس فرانسوی قرن هجدهم نیکلاس پونس (1) از آنها کپی هایی تهیه کرد و اکنون می دانیم که این آثار تقریباً چگونه بوده اند. طرح های روی دیوارها و سقف ها که به سبک فرسک و گچ اندود هستند، معمولاً شامل تصاویری از جانوران مرکب از بدن حیوان، بال های پرنده مانند، دُمی شبیه به ماهیان یا شکل های انسانی هستند که با استفاده از الگوهای برگ مانند و پیچ در پیچ، گویی یک زندگی نباتی را دنبال می کنند. هم چنین تصاویر اسطوره ای و افسانه ای دیگری مانند قنطوروس، فان ها (رب النوع کشتزار) و دیوها (نیمه خدایی با سر و سینه ی انسان و دو شاخ و دو پای بز) نیز در این آثار به چشم می خورند. از این تصاویر به عنوان قاب های حاشیه برای فضاهای سفید یا پیرامون مناظر یا هیئت های انسانی به سبک کلاسیک استفاده می شده است. این تصاویر بسیار عجیب و بی معنا به نظر می رسند و نشان دهنده ی دگرگونی در یک قالب غیرطبیعی بوده و بر احساسات تماشاچی در رابطه با یکه خوردن و ترس یا سرگرم شدن تأثیر می گذارند.
از آنجا که این تصاویر در دالان های دفن شده ی تالارهای قصر و بعدها در دیگر محل های باقیمانده از رومیان، مانند پمپی، کشف شدند، آن ها را به عنوان دیوارنگاره های غارها یا گروتو (2) می شناختند، زیرا در تاریکی و در این دنیای زیرزمینی و محیطی مانند غار ایجاد شده بود، اولین واژه ای که استفاده ی رایج به خود گرفت، گروتسکه (3) بود. جفری هارفام بدین نتیجه گیری می رسد که این واژه جایگاهی مخصوص دارد. عبارت لاتین گروتو احتمالاً کروپتا یا همان CRYPT به معنای غار یا سرداب است که مشتق شده از واژه ی یونانی برای زیرزمین یا طاق است. بدین شکل گروتسک نشان دهنده ی نوعی رازهای پنهان شده در اعماق زمین است. فرانس باراش (4) می گوید اولین استفاده ی ثبت شده از این واژه در یک قرارداد متعلق به 1502 است که طبق آن پنیتو ریچیو می بایست کتابخانه ی پیکولومینی متعلق به کلیسای جامع سی نیاز را به سبک نئوگروتسک نقاشی می کرده است.
در دهه های پس از آن، هنرمندانی مانند فیلیپینولیپی (5)، پرتور چیو (6)، پروجیو سینورلی (7)، جیووانی دایودین (8)، رافائل گیرلاندایو (9)، پرنیو دِل واگا (10) و میکل آنژ (11) همگی مجذوب این فرم شدند و از آن به عنوان طرح های مورد استفاده در حاشیه ها و الگوهای نقاشی شان استفاده کردند. رافائل توسط پاپ نیکلاس سوم ملزم شد تا ایوان درونی وی را با استفاده از پانل هایی به سبک گروتسک تزیین کند. جیووانی دایودین نیز به همین سبک کاری را انجام داد و در سال 1559 آن را به پایان رساند. با کاربرد این فرم توسط هنرمندان شهیر، گروتسک به یک موتیف کاملاً شناخته شده در هنرهای مذهبی و تزیینی دوران رنسانس تبدیل شد. از همان بدو اکتشاف، گروتسک بسیار بحث انگیز بود، زیرا برخلاف سبک کلاسیک و فلسفه ی هنر بود و حتی در زمان شکل گیری اصلی آن یعنی در زمان روم باستان نیز مورد مباحثه بود و ویتروویوس پلیو (12) در اثر به یاد ماندنی (13) خود متعلق به سال 27 قبل از میلاد، که در دوران رنسانس بار دیگر توجه بیشتری را به خود جلب کرد، به آن حمله می کند. جورجیو وازاری (14) در کتاب زندگی هنرمندان بزرگ پس از میلاد اشاره می کند که ویتروویوس در رابطه با این هنر جدید نوشته است: «بر روی گچ، دیوهایی ظاهر شده اند که نمی توان آنها را یک بازنمایی واقعی از قالب های واقعی دانست. به جای ستون ها ساقه های درهم تنیده مشاهده می شوند و به جای شیروانی ها، صفحاتی با برگ های به هم تنیده و پیچک مانند به چشم می خورند. شمعدان ها (15) معابر نقاشی شده را بالای سر نگاه داشته و در فراز تمامی اینها، گروه هایی از ساقه های باریک دیده می شود که از ریشه های شان تنیده شدند و هیئت هایی کوچک بر روی آنها قرار گرفته اند. و باز هم ساقه های دیگری را می بینیم که انسان هایی با نیم تنه ی حیوانات بر آنها به چشم می خورد. چنین چیزهایی نه وجود دارند و نه می توانند وجود داشته باشند و اصلاً نبوده اند. بر روی نقوش این خطوطِ باریک، اثری هنرمندانه به قضاوتی ناخوشایند محکوم می شود، زیرا که چگونه ممکن است یک نی باریک سقفی را نگاه دارد یا یک شمعدان، تزیینات آن چنان سنگینی داشته باشد یا مجسمه هایی که پیکرهایی این چنین نحیف دارند و چگونه ممکن است گل ها و این بدن های نیمه انسان- نیمه حیوان از ریشه ها و ساقه ها سر برآورند؟ اما هنگامی که مردم به این تصاویر دروغین نگاه می کنند، بیشتر به جای اینکه آنها را محکوم کنند، مورد تأیید قرار می دهند.»
وازاری استفاده از گروتسک توسط هنرمندان گوناگون رنسانس را مورد تمجید قرار می دهد و برای او مفاهیم معماری کلاسیک ویتروویوس که توسط استادان قرن چهاردهم با مهارت بسیار مورد استفاده قرار گرفته اند، عنصری الزامی برای توسعه و پیشرفت هنر به شمار می آید. در هر حال در ان چه وازاری آن را دوره ی سوم هنرهای بزرگ می داند، هنرمندان باید فراتر از مفاهیمی می رفتند که در دوره های قبل مورد استفاده بوده است. «در قوانین آن ها نیازی به آزادی مشاهده می شود و در نظم آنها نوآوری در هر بُعدی به وفور یافت می شود تا ابعاد مختلف و نظم موجود در آثار تا حد امکان آراسته باشند.» در نتیجه او در توافق با استفاده از گروتسک سخن می گوید، خصوصاً در رابطه با آثار میکل آنژ.

به گزارش آکاایران: «آرایش و تزیینی در یک کمپوزیسیونِ هماهنگ با گوناگونی ای که تا آن زمان یا هیچ زمان دیگر دیده نشده بود. چرا که در نوآوری و ایجاد کتیبه های بسیار زیبا، سرستون ها، قاعده ی ستون ها، درها، پرستشگاه ها و آرامگاه ها، او نه تنها از محاسبات و مبانی قبلی بسیار فاصله گرفت، بلکه می توان گفت هیچ گونه نمونه ای برابر با آثار او را نمی توان مشاهده کرد و این کار او باعث شد بسیاری از پوسته ی خود بیرون بیایند و با جسارت از او تقلید کنند تا رؤیاهای جدیدی که قبل از میکل آنژ هرگز مشاهده نشده بود، به وجود آیند و هرچه بیشتر از مفهوم گروتسک در تزیینات خود استفاده کنند و از منطق دور شوند. در نتیجه باید گفت هنرمندان و استادان تاابد مدیون او هستند، زیرا زنجیرهای عقل و منطقی را که ایشان همواره دنباله رو آنها بوده اند و در مسیری از پیش تعیین شده آثار هنری خود را خلق می کردند، از هم گسست.»

مخالفت ها بین آن دسته که گروتسک را به عنوان یک عامل متعرض به نظم و هم آهنگی که هنر در قالب کلاسیک خود آن را ارائه می کند و آن دسته که آن را قدرت مندتر از هنر تلقی می کنند و به عنوان یک قالب هنری مهم برای ادراک ابعاد گوناگون تجربیات انسانی مورد ستایش قرار می دهند، تا زمان حاضر نیز ادامه یافته است. احتمالاً می توان گفت این مسائل در تئوری جان راسکین درباره ی گروتسک که وی در آن بین قالب های غیراصیل و اصیل تمایز قایل می شود، به طور بارزی ذکر شده است. گروتسک اصیل که می توان گفت نتیجه ی یک بازی ذهنی است، ترسی را به ما ارائه می دهد اما این ترس، برانگیزاننده ی یک احساس جدید برای طبیعت و تمجیدی دوباره از زیبایی آن می شود. در هر حال گروتسک پست و غیراصیل آن چنان که می توان آن را در سنگ های ونیز دید، به هیچ وجه با رویکردی مثبت این ناهماهنگی را ایجاد نمی کند. وازاری در انتقاد از خرابه های روم باستان و استفاده ی رافائل از آن، این گونه می نویسد: «می توان به طور کلی آن را قالبی استادانه و در عین حال زننده از مزخرفات دانست. می توان این وضعیت حقیر را در تزیینات و پرده ها و مبل های رایج در سرتاسر اروپا مشاهده کرد که از این ریشه ی زهرآگین و معجون هنری نشئت گرفته اند که ترکیبی از حوریان، کوپیدها (16) (رب النوع عشق) و دیوها که هیئت آنها ترکیبی از جانوران درنده خو، گیاهانی غیرقابل طبقه بندی و توصیف ناپذیر است.»
استفاده از گروتسک پس از ایتالیا در آلمان و فرانسه رواج یافت و این واژه به یک مفهوم جهانی تبدیل شد. مفهومی که برای آثاری شبیه به آنچه توسط هنرمندان ایتالیایی رواج یافته بود به کار برده می شد و محتوایی مشابه با آنها داشت. مسلماً از آثار مشهور این دوران مانند باغ لذات دنیوی، وسوسه های سنت آنتونی و های واین متعلق به هرونیموس بوش (17) و آثار متعلق به پیتر بروگل (18) مانند رقص عروسی روستایی، جشن دهقانی و بزم احمق ها، می توان به عنوان هنر گروتسک یاد کرد، هرچند که این واژه هرگز توسط این هنرمندان مورد استفاده قرار نگرفته است. لحاظ کردن چنین آثاری به عنوان گروتسک باعث شد تا مجموعه ی این آثار فراتر از الگوهای حاشیه ای از فان ها و حیوانات بی تناسب بروند و با استفاده از این مفهوم، شیوه های ناآزموده ی قبلی عمیق تر و مشخص شد که مفهوم گروتسک می تواند دربرگیرنده ی مفاهیم عمیق مذهبی و اخلاقی باشد. در این فرایند خیال پردازی از آن حالت سرگرم کننده و عجیب دور می شود و ته رنگی تاریک تر و محزون تر به خود می گیرد و از مسائل ترسناک و وحشت انگیز سخن می گوید.
در ادبیات، افرادی چون دانته، شکسپیر، رابله، سروانتس، جان فشارت (19)، مونتاین و خالقان کمدی دل آرته (سبکی از اجرای کمدی که هنرمند در آن بداهه گویی می کند) از شبیه سازی گروتسک در آثارشان استفاده کرده اند و می توان گفت در قرن هجدهم مجموع آثار ادبی و هنری زیادی در این ژانر غنی ایجاد شده بود. در اواخر قرن هجدهم و هم چنین دوران رمانتیک قرن نوزدهم، آثار بسیاری با استفاده از قالب های گروتسک ایجاد شدند که از جمله ی آنها می توان به آثار فرانسیسکو گویا، هنری فوزلی (20)، ویلیام هوگارت، ژاک کالو، هافمن، سروالتر اسکات، ادگار آلن پو و ویکتور هوگو اشاره کرد. در قرن بیستم آثار بردزلی (21)، هنرمندان اکسپرسیونیست، سوررئالیست ها، تئاترهای هجوآمیز و هنرهای ترکیبی و هم چنین هنرمندانی مانند ادوارد مانچ (22)، فرانسیس بیکن، لئونارد باسکین، رنه ماگریت و نویسندگانی مانند توماس مان، فرانتس کافکا، گونترگراس، فلانری اوکانر، اودورا ولتی (23)، و تونی موریسون گواه تداوم یافتن این سبک هستند (این سبک هم چنین در دیگر قالب های هنری مانند موسیقی، عکاسی، فیلم و انواع هنرهای چاپی نیز بسیار به کار گرفته می شده و به شدت گسترش یافته است.)

پی نوشت ها:

1.Nicholas Ponce
2.grottoes
3.grottesche
4.France Barasch
5.Filippino Lippi
6.Perturchhio
7.Perugio Signorelli
8.Giovanni daudine
9.Raphael GHorlandav
10.Perino del vaga
11.Michel Angelo
12.Vitruvius Pollio
13.یک تزیین به سبک گروتسک که نام خاصی ندارد.
14.Georgio Vasari
15.ستون هایی به شکل شمعدان.
16.Cupids
17.Hieronymus Bosch
18.Pieter Brueghel
19.John Fischart
20.Henry Fuseli
21.Beardsley
22.Edvard Munch
23.Eudora Welty

منبع مقاله :
آدامز، جیمزلوتر؛ یتس، ویلسون؛ (1394)، گروتسک در هنر و ادبیات، برگردان: آتوسا راستی، تهران: نشر قطره، چاپ دوم



 




منبع :

تاریخچه ی گروتسک گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات