آنچه تو از رو می خوانی من از بَرم -آکا

آکاایران: سرویس اندیشه آکا ایران؛ بخش شعر و ادبیات:

,آنچه,خوانی,بَرم,[categoriy]

آکاایران: آنچه تو از رو می خوانی من از بَرم



 

نویسنده: الهه رشمه




 

به گزارش آکاایران: مورد استفاده:

به افرادی می‌گویند که به راحتی فریب دیگران را نمی‌خورند.
روزی روزگاری، فروشنده دوره گردی که کارش خرید و فروش کالا و اجناس در شهرهای مختلف بود، به روستای کوچکی رسید. مرد فروشنده که بسیار خسته و گرسنه شده بود، بلافاصله پس از اینکه به روستا رسید به قهوه خانه رفت و سفارش غذا داد. زمانی که کم کم داشت سیر می‌شد، نگاهی به محیط اطرافش در قهوه خانه انداخت و ناگهان چشمش به گربه‌ای افتاد که در گوشه‌ی قهوه خانه در حال غذا خوردن بود. وقتی نزدیک گربه شد، دید گربه در کاسه‌‌ی زیبایی غذا می‌خورد، مرد فروشنده کاسه را در دست گرفت و با دقت آن را نگاه کرد، و به ارزش و قیمت آن پی برد.
مرد دوره گرد زمانی که از ارزش و قیمت کاسه مطمئن شد، با خود گفت: مطمئناً صاحب قهوه خانه از ارزش کاسه مطلع نیست. باید با او صحبت کنم تا او را راضی به فروش آن کاسه بکنم بدون اینکه به ارزش واقعی و قیمت آن پی ببرد، اگر صاحب قهوه خانه به ارزش واقعی کاسه پی برده بود هیچ وقت آن را ظرف غذای گربه نمی‌کرد. تصمیم گرفت پیش صاحب قهوه خانه برود و با چرب زبانی کاسه را به قیمت کمی از او بخرد. اما برای اینکه قهوه‌چی به ارزش کاسه‌اش پی نبرد به او گفت: گربه زیبا و تپلی داری آن را به من می‌فروشی؟
قهوه‌چی لبخند زد و گفت: قابل شما را ندارد. با خود می توانی ببری‌اش. مرد دوره گرد با چاپلوسی گفت: نه این طوری نمی‌شود، باید پول گربه را بگیری؟ قهوه‌چی قبول کرد و در ازاء گربه ده سکه طلا پول گرفت. مرد دوره گرد گربه را بغل کرد و دستی به سر و گوش حیوان کشید و گفت: من ظرفی برای غذا دادن به گربه ندارم، می‌شود ظرف غذای حیوان را هم به من بفروشی تا دچار مشکل نشوم. قهوه‌چی لبخندی زد و گفت: آنچه تو از رو می‌خوانی، من از برم.
کاسه‌ای را که بتوان با آن یک گربه بی‌ارزش را روزی ده سکه طلا فروخت به این قیمت‌ها نمی‌فروشم. درواقع قهوه چی زرنگ با استفاده از کاسه‌ی عتیقه توانسته بود، افراد زیادی را به امید صاحب شدن کاسه به خریدن گربه بی‌ارزشش وادار کند. مرد دوره گرد با شرمساری گربه را بغل کرد و از قهوه خانه خارج شد هنوز چند قدم دور نشده بود که گربه‌ی بیچاره را با عصبانیت پرت کرد و از آن روستا خارج شد.

منبع مقاله :
رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه‌های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول



 

 




منبع :

اخبار اکاایران

تبلیغات