مخاطب ادبیات آئینی کیست؟

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد مخاطب ادبیات آئینی کیست؟ ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: سرویس هنر آکا ایران به نقل از تبیان؛ بخش شعرو ادبیات:

  • تعداد بازدید :
  • 24
  • چهارشنبه 9/10/1394 - 10:50
  • تاریخ :

سید علی شجاعی درباره ادبیات آئینی بر تأثیر غربالگری تاریخ تأکید کرده و می گوید: تاریخ آنقدر با ما صادق است که وقتی «بحار الانوار» را نگه می دارد، گوشزد می کند که در مطالب آن هم دقت کنید.

به گزارش آکاایران: بخش شعر و ادبیات آکا ایران

مخاطب ادبیات آئینی کیست؟
,مخاطب,ادبیات,آئینی,[categoriy]

آکاایران: مخاطب ادبیات آئینی کیست؟

 نوشتن یا ننوشتن در حوزه ادبیات آیینی سوال مهمی بود که سید علی شجاعی، نویسنده جوان و پرکار و البته قائم مقام انتشارات «نیستان»، به آن جواب داد و مخاطبانش را مشخص کرد.
شنیدن پاسخ این سوال از جانب او اهمیت زیادی داشت. زیرا هم پدرش (سید مهدی شجاعی) در این راه تلاش کرده و کتاب هایش چند صد هزار نسخه دارند و هم خودش، در این فضا بزرگ شده، آن هم در شرایطی که امکان انتخاب مسیر های دیگر را داشته است.
سید علی خود را محصول زندگی پدری می داند که هیچ گاه کار دینی را رسما و به صورت امری، به او یاد نداده است. گرچه پدر درباره آثار او سختگیری زیادی می کند، با این حال سید علی برند «شجاعی» را با افتخار تمام می پذیرد.
در حوزه ادبیات آیینی، اذیت نمی شوید از این که همیشه نام شما در سایه نام پدرتان دیده می شود؟
نه، چه افتخاری بهتر از این؟ پدرم مدتی است که کتاب «پدر، عشق، پسر» را در موسسه نوین کتاب گویا خوانده تا به کتاب صوتی تبدیل شود. همین چند روز پیش داشتم این کتاب را برای بار پنجاهم یا شصتم مرور می کردم، و با خودم می گفتم: من عجب حماقتی کرده ام که وارد این حوزه شده ام. زیرا بهترین آن را در بالای سر خودم دارم. و مهم تر این که، در چنین شرایطی چاپ و دیده شدن همین چند کتابم نیز لطف خدا بوده است.
نکته بامزه این که، پدر من که خودش تمام این مسیر را طی کرده و به انتهای رسیده است، چطور باز هم به کسی مثل من، میدان می دهد تا در این عرصه، دست به قلم شوم؟
شما که اینقدر به متون سید مهدی شجاعی باور دارید، چرا وارد این عرصه شدید؟
ادبیات آیینی مستقل از نویسنده نیست و نمی توان آن را سفارشی نوشت و اگر کسی بر خلاف اعتقادش بنویسد، اصلا اثرش دیده نخواهد شد. در ادبیات آیینی خواست و اشتیاق نویسنده است که موجب تألیف اثر می شود. اگر کسی در هیئت برای امام حسین(ع) گریه کرده باشد، می تواند کتابی از این جنس بنویسد. حالا من هم احساس توانایی می کنم و هم دلم می خواهد به ساحت ایشان عرض ادب کنم.

هر وقت به حیطه معصوم نزدیک می شوم، تخیل را کاملا حذف می کنم و حتی یک کنش نیز به آن اضافه نمی کنم. اگر مطمئن باشم که فرمایشی از جانب ایشان در فلان موقعیت خاص تاریخی گفته شده، به هیچ عنوان آن را جا به جا نمی کنم

با این چند تجربه، تاکنون به سبک خاصی در انتخاب نوع راوی و حتی زبان اثر رسیده اید؟
من در این مسیر اصولی را برای خودم طراحی کرده ام و در آخرین اثرم با نام «به بلندای آن ردا» به این نتیجه رسیدم که راه را درست آمده ام. اولین اصلم این است که، منابعم همگی دست اول و فقط از قرن ۱ تا ۷ باشند و بعد از نوشتن تمام فیش ها، به منابع قرن ۷ به بعد نیز نگاهی بیندازم.
این کار موجب می شود که بدون هیچ فیلتری با اصل موضوع مواجه شوم. زیرا مثلا آثار زیادی درباره امام رضا(ع) نوشته شده است ولی تمام این ها از فیلتر نویسنده ها گذشته است. من باید اصل منبع را بخوانم تا با حقیقت عریان مواجه شوم.
ولی شما هم با نوشتن این کتاب ها، خودتان به یک فیلتر برای نفرات بعد و هر مخاطبی تبدیل می شوید. موافقید؟
بله. من هم به فیلتری برای دیگران تبدیل می شوم.
اگر کسی خودش بتواند آن منابع دست اول را بخواند، اصلا چرا باید به سراغ ادبیات آیینی برود؟
من کتاب هایم در حوزه ادبیات آیینی را برای کسانی نوشته ام که از چنین توانایی برخوردار نیستند. اگر کسی می تواند «بحار الانوار» یا «اصول کافی» بخواند، قطعا نباید به سراغ کتاب های من بیاید. زیرا من فیلتری هستم که آن منابع را از طریق قصه و تخیل بیان کرده ام. پس کتاب من منبع معرفتی برای آنها نخواهد بود.
پس چرا باید ادبیات آیینی نوشته شود؟
زیرا بعضی ها توانایی استفاده از این منابع را ندارند. در عین حال، ارادتی هم به معصومین دارند و دلشان می خواهد که حالشان خوب شود. ولی اگر کسی بخواهد رسما کار پژوهشی انجام دهد، خنده دار است که به سراغ ادبیات آیینی برود.
ادبیات و در نوع گسترده تر آن، هنر، تاریخ را فیلتر کرده است. ادبیات آیینی برای برخی از پژوهشگران، صرفا یک ورودی است که شخص یک کتاب ۲۰۰ صفحه ای را ورقی بزند و بعد به این نتیجه برسد که فلان نکته برایش جالب است و از همین طریق، وارد عالم پژوهش شود.
چطور آسوده خاطر شویم که داستان ها و رمان های امروزی در حوزه دین تحریفی ایجاد نمی کند؟
من نه تنها برای آثار خودم و حتی برای دیگران نیز، اصلا نگران این موضوع نیستم. زیرا تاریخ غربال خوبی است. یک موقع شما ماجرا را فقط در همین ۵۰ سال اخیر بررسی می کنید و یک موقع از صدر اسلام تا کنون. چه کسانی مانده اند و چه کسانی رفته اند؟
در فلسفه تاریخ، ما ارتباط نهانی بین حقیقت و غربال گری تاریخ را پذیرفته ایم. ما مطمئنیم که دروغ در تاریخ امتداد نمی یابد. تاریخ انبوه افراد را حذف می کند ولی شیخ مفید و شیخ طوسی ها را نگه می دارد. تاریخ آنقدر با ما صادق است که وقتی «بحار الانوار» را نگه می دارد، گوشزد می کند که در مطالب آن باید دقت کرد. با توجه به این پیش فرض ها، اگر در اتمسفر دینی فکر کنیم، امکان تحریف وجود ندارد. گرچه شاید امکان اشتباه در برداشت وجود داشته باشد.
همه امروز مولف را از اثر دور می کنند. ولی با این نگاه گویا مولف امکان چنین فراری را ندارد. درست است؟
بله، بر خلاف نظریه «مرگ مولف»، در حوزه ادبیات آیینی مولف به اثر خود سنجاق شده است. هرچقدر عشق و اخلاص بیشتری داشته باشد، در محتوای کتاب و میزان خوانده شدن آن تأثیر بیشتری می گذارد.
دیگر اصولتان در نوشتن چیست؟
هر وقت به حیطه معصوم نزدیک می شوم، تخیل را کاملا حذف می کنم و حتی یک کنش نیز به آن اضافه نمی کنم. اگر مطمئن باشم که فرمایشی از جانب ایشان در فلان موقعیت خاص تاریخی گفته شده، به هیچ عنوان آن را جا به جا نمی کنم. سومین اصلم هم این است که، جدا از معصوم، دیگر تخیل آزاد است. آخرین اصل هم عدم استفاده از راوی دانای کل است. خطرناک است که برای معصوم از راوی دانای کل استفاده کنیم. پس روایت من اول شخص یا دوم شخص است. و وقتی که به آستان معصوم می رسد، همه چیز متوقف می شود تا فقط سخن موثق تاریخی نقل شود.
تلاش کرده اید که زبان منحصر به فردی خلق کنید؟
من به دنبال ساخت زبانی هستم که دایره واژگان آن در عین کهنگی، با آن برهه از زمان تناسب نیز داشته باشد. مهم تر این که تلاش می کنم با جا به جایی نهاد و گزاره و تغییراتی در بافت کلام زبان فارسی، این حس را به مخاطب القا کنم که گویا عربی می خواند. حتی در ضرب المثل ها و کلماتی و مفاهیمی که برای عرب آن زمان اهمیت داشته است، نیز دقت می کنم. البته راه سختی را پیش گرفته ام و هنوز در حال تلاش کردن هستم.
با وجود تمام این تلاش ها، اگر شما مستقل از پدرتان بودید، چقدر بیشتر یا کمتر دیده می شدید؟
شاید مستقل بودن حتی منجر می شد که نام من بیشتر دیده شود. من همین امروز هم پیشنهادهای زیادی از سوی ناشران درجه یک، و حتی ناشران چپ روشنفکر برای چاپ مجموعه داستان ها و رمان های بعدی ام دارد. اما خوب می دانم که عنوان «شجاعی» برندی است که پدرم سی و چند سال برای آن خون دل خورده و پیر شده است.
الان چه کسی حاضر است که برای اعتقادها و باورهایش چنین رنج هایی را متحمل شود؟ پس چه افتخاری بالاتر از این که من در سایه نام پدرم باشم؟ واقعا افتخار می کنم... چقدر هم خوب که اگر کسی بگوید: تو شبیه پدرت هستی.
پس از نبودن احتمالی نشر نیستان و چاپ نشدن آثارتان نگران نیستید؟
خیر، اصلا. زیرا نه تنها هیچ تفاوتی بین من و دیگر نویسنده ها اعمال نمی شود، بلکه پدرم درباره من سخت گیری بیشتری دارد. اگر نمره قبولی برای چاپ اثر در شورای انتشارات نیستان، مثلا حداقل ۱۶ باشد، پدر می گوید: نمره تو باید حداقل ۱۸ باشد! اگر سخت گیری های ایشان نبود، من به جای ۱۳ اثر منتشرشده، حداقل ۱۸ کتاب داشتم. باورتان می شود، پدرم ۶ سال اجازه نداد که کتابی از من به چاپ برسد؟



منبع :

مخاطب ادبیات آئینی کیست؟ گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات