نه خانی آمده، نه خانی رفته -آکا

آکاایران: سرویس اندیشه آکا ایران؛ بخش شعر و ادبیات:

نه خانی آمده، نه خانی رفته
,خانی,آمده,رفته,[categoriy]

آکاایران: نه خانی آمده، نه خانی رفته



 

نویسنده: الهه رشمه




 

به گزارش آکاایران: مورد استفاده:

در مورد پوشش اشتباهات بی‌ضرر افراد به کار می‌رود.
روزی روزگاری، مرد بازرگانی وارد شهر مشهد شد. او از شهر خود پارچه آورده بود و با تجار مشهدی دادوستد پرسودی انجام داد و پول خوبی به جیب زد. بعد از چند روز خواست از شهر مشهد خارج شود و به خانه خود بازگردد در راه یک خربزه مشهدی هم خرید که به عنوان تحفه به خانه ببرد.
بازرگان از شهر که خارج شد، باید از بیابانی می‌گذشت تا وارد شهر بعدی شود، او در مسیر گرسنه شد و توشه راهش را هم خورده بود فقط همین خربزه ماند که خیلی مرد را وسوسه می‌کرد. مرد با خود گفت: یک قاچ از خربزه می‌خورم و مثل یک خان ثروتمند بقیه را می‌گذارم در راه تا دیگران بخورند. ولی تا کمی از خربزه‌ی شیرین را خورد با خود گفت: خربزه را می‌خورم. پوست و بقیه‌اش را در راه می‌گذارم تا هرکس از این مسیر گذشت بگوید: خان ثروتمندی از این مسیر می‌گذشته با غلامش یک خربزه خوردند و وقتی عطششان برطرف شده از اینجا رفته‌اند.
بازرگان همه‌ی خربزه را خورد فقط پوست و تخمه‌اش باقی مانده بود، ولی باز هم ولع داشت و می‌خواست حتی پوست خربزه را هم بخورد. او با خود گفت: پوست خربزه را هم می‌خورم و تخمه‌ها را باقی می‌گذارم تا هرکس از این مسیر عبور کند بگوید خانی به همراه غلام و الاغش از اینجا می‌گذشته آنها خربزه را خورده‌اند پوستش را هم داده‌اند تا الاغشان بخورد و سپس از اینجا رفته‌اند.
اما کمی که گذشت چشمش به تخم خربزه‌ها افتاد دلش تخم خربزه خواست و با خود گفت: اشکالی ندارد تخم خربزه را می‌خورم بعد همه فکر می‌کنند نه خانی آمده و نه خانی رفته.
منبع مقاله :
رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه‌های آن)، تهران: انتشارات سما، چاپ اول



 

 




منبع :

نه خانی آمده، نه خانی رفته گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات