موانع گفت وگوی سینما و ادبیات در ایران -آکا

آکاایران: سرویس اندیشه آکا ایران؛ بخش شعر و ادبیات:

موانع گفت وگوی سینما و ادبیات در ایران
,موانع,وگوی,سینما,[categoriy]

آکاایران: موانع گفت وگوی سینما و ادبیات در ایران



 

نویسنده: مصطفی مستور (1)




 

درآمد

از پیدایش هنر سینما نزدیک به یک سده می گذرد. با این حال سینما به رغم این عمر کوتاه توانسته است به میزان قابل ملاحظه ای از قابلیت های هنرهای دیگر نظیر موسیقی، شعر، ادبیات داستانی، عکاسی و حتی نقاشی بهره ببرد. این بهره وری نه تنها هنر هفتم را از اصالت خود دور نساخته، که بر غنا و ژرفای آن افزوده است. آمار فیلم های برجسته ای که در داوری های جشنواره های معتبر موفق بوده اند، نشان می دهد که ادبیات داستانی (رمان و داستان کوتاه) در تغدیه ی سینما تأثیری شگرف داشته است. در واقع هنرها در فرهنگ غربی همواره ارتباطی ارگانیک با هم داشته اند. اگر سینمای امروز بر شانه های ادبیات داستانی که خود عمری چهارصد ساله دارد، ایستاده است، ادبیات داستانی خود بر هنر تئاتر که بیش از دو هزار سال قدمت دارد، تکیه زده است. به طور کلی، موانع تعامل سینما و ادبیات در ایران را می توان به چند گروه طبقه بندی کرد.

به گزارش آکاایران: 2. موانع روان شناختی / جامعه شناختی

جامعه ی ایرانی به دلایل پیچیده و ریشه دار جامعه شناسانه و روان شناسانه فاقد پیشینیه و زمینه های ذهنی کافی برای انجام کار گروهی است، بنابراین سینما که هنری کاملاً جمعی است، نمی توانست آن گونه که در خاستگاه بسط پیدا کرد، در ایران مجال گسترش یابد. گرایش به کار انفرادی و مقاومت در برابر تقسیم کار باعث شد تا کارگردانان تمایلی به استفاده از داستان های فارسی نشان ندهند و خود بکوشند تا داستان های فیلم هایشان را بنویسند و کارگردانی کنند. این در حالی است که در غرب حتی گاه دیالوگ نویسی به عنوان حرفه ای جدا از فیلم نامه نویسی به کار گرفته می شود. در اغلب فیلم نامه های اقتباسی برای تبدیل یک داستان به فیلم مراحل زیر سپری می شود:
داستان - طرح اولیه - فیلم نامه- دیالوگ نویسی - کارگردانی

امکان تعامل

با این همه، به نظر می رسد - و این را نمونه های برجسته ای از انبوه فیلم های ساخته شده بر اساس داستان تأیید می کند - که سینما می تواند «به طریقی» نه تنها به ادبیات نزدیک شود، که با امکانات نیرومندی که در اختیار دارد، به درخشش بیشتر داستان نیز کمک کند. برای رخ دادن این اتفاق فرخنده البته باید مقدماتی فراهم باشد که مهم ترین آن ها وفاداری فیلم به روح اثر است. «روح داستان» همان فهم مشترکی است که خوانندگان گوناگون به رغم تصاویر ذهنی متکثرشان از داستانی دارند و بر اساس آن فهم مشترک است که از قصه ای لذت می برند یا نمی برند.
موضوع دیگر توجه به این نکته است که برخی از داستان ها به دلیل ساختار پیچیده و ذهنی تصویرهایشان نمی توانند به چنگ تصاویر بصری درآیند. سعی برای تبدیل چنین آثاری به سینما پیشاپیش شکست خورده است. این همان احساسی است که یکی از کارگردانان برجسته ی لهستانی را واداشت تا در تعبیری تلخ و تحقیر آمیز سینما را در مقایسه با ادبیات، برای تبدیل ایده های ذهنی اش به تصویر، «رسانه ای کم توان» توصیف کند.

روش های گفت وگوی سینما و ادبیات

داستان برای ورود به ساحت سینما باید برخی از پاره های وجودی خود را رها کند، همچنان که سینما در تبدیل یک متن به فیلم نمی تواند صرفاً رویکردی تصویری داشته باشد و مؤلفه های اصلی ادبیات را نادیده انگارد. برای تعامل بهتر سینما و ادبیات این روش ها را می توان به عنوان پایه ای ترین اصول تعامل به کار گرفت:
1. استفاده از داستانی که قابلیت های تصویری و روانی هم زمان داشته باشد.
2. حذف بخش های به شدت ذهنی داستان یا تبدیل آن ها به مؤلفه های بصری.
3. کشف و برجسته سازی عناصر تصویری در داستان.
4. کوشش برای درک «فهم مشترک» از داستان و سپس جهت گیری فیلم نامه بر اساس روح مسلط بر آن.
5. سعی در یافتن بهترین شیوه برای ورود به داستان (تغییر در زاویه ی داستان) به منظور افزایش جذابیت روایت بصری قصه.

پی نوشت ها:

1. داستان نویس، رمان نویس
2. پاسخ سلینجر این بود: «نه، هولدن خوشش نمی آید» و منظور او هولدن کالفیلد قهرمان رمان ناتور دشت بود.

منبع مقاله :
اربابی، محمود، (1387)، مجموعه مقالات اولین هم اندیشی سینما و ادبیات، تهران: انتشارات فرهنگستان هنر، چاپ اول

 




منبع :

موانع گفت وگوی سینما و ادبیات در ایران گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات