کتاب پیامبر جبران خلیل جبران -آکا

آکاایران: جبران خلیل جبران (۱۹۳۱ -۱۸۸۳) ادیب، شاعر، هنرمند و نویسنده لبنانی – امریکایی است. او در لبنان به دنیا آمد و در ۱۱ سالگی همراه خانواده اش به امریکا مهاجرت کرد. در جهان عرب از جبران به عنوان یک شورشی ادبی و سیاسی یاد می شود. سبک رمانتیک او به خصوص نثر شاعرانه و شکستن و دوری از مکاتب کلاسیک مانند قلب رنسانس در ادبیات مدرن عرب محسوب می شود. در لبنان هنوز هم او را به عنوان یک قهرمان ادبی گرامی می دارند. در میان انگلیسی زبانان جبران با کتاب پیامبر ۱۹۲۳ شناخته می شود. این کتاب نمونه اولیه یک سری مقالات فلسفی است که به زبان شعر گونه نوشته شده است. کتاب با وجود استقبال سرد منتقدان در ۱۹۳۰ جز کتابهای پرفروش شد و در بین مردم به محبوبیت رسید.جبران بعد از شکسپیر و لائو تزو سومین شاعر با کتابهای پرفروش است.

,اخبار, اخبار ایران, آخرین اخبار,[categoriy]

آکاایران: کتاب پیامبر جبران خلیل جبران

به گزارش آکاایران: جبران خلیل جبران

جبران ” پیامبر” را به زبان انگلیسی نوشته است. زبان این کتاب ساده و روان اما شاعرانه است. پیامبر به بیش از ۵۰ زبان ترجمه شده و تا به حال ملیون ها نسخه از آن به فروش رسیده است. در ایران هم از کتاب پیامبر ترجمه های مختلفی به بازار نشر آمده است از آن جمله می توان به ترجمه نجف دریابندری،دکتر صالح حسینی و دکتر الهی قمشه ای اشاره کرد.

گوشه هایی از این کتاب را می خوانیم:

در مورد زناشویی می گوید:

درکنار یکدیگر بایستید، اما نه تنگاتنگ؛ زیرا ستون های معبد دور از هم ایستاده اند، و درخت بلوط و درخت سرو در سایه ی یکدیگر نمی بالند.

در مورد دَهِش می گوید:

نخست کاری کن که خود سزاوار دادن و دارای دست دهش باشی. زیرا که به راستی زندگی ست که به زندگی می دهد، و تو که خود را دهنده می پنداری شاهدی بیش نیستی.

 در مورد شادی و اندوه می گوید:

شادی شما همان اندوه بی نقاب شماست. چاهی که خنده های شما از آن برمی آید، چه بسیار که با اشک های شما پُر می شود.

در مورد درد می گوید:

بسیاری از دردهای تان را شما خود برگزیده اید. این داروی تلخی ست که با آن طبیبِ درونِ شما خویشتنِ بیمارتان را درمان می کند. پس به این طبیب اعتماد کنید و داروی او را با صبر و آرام بنوشید: زیرا که دست او را، گرچه سخت و سنگین باشد، دست مهربانِ ذاتِ ناپیدا رهبری می کند، و جامی که او می آورد، گرچه لب هاتان را بسوزاند، از گلی ساخته شده است که کوزه گر دهر آن را با اشکِ پاکِ خود سرشته است.

در مورد دوستی می گوید:

دوست تو نیازهای برآورده ی توست. کشتزاری ست که در آن با مهر تخم می کاری و با سپاس از آن حاصل برمی داری. سفره ی نانِ تو و آتشِ اجاق توست. زیرا که گرسنه به سراغ او می روی و نزدِ او آرام و صفا می جویی و زنهار که در دوستی غرضی نباشد، مگر ژرفا دادن به روح. زیرا مهری که جویای چیزی جز باز نمودنِ رازِ درون خود باشد، مهر نیست؛ دامی ست گسترده، که چیزی جز بیهودگی در آن نمی افتد.

و در مورد خوبی و بدی می گوید:

شما هرگاه با خویشتنِ خویش یکی باشید، خوبید. آنگاه که با خویشتن خویش یکی نباشید، بد نیستید. زیرا خانه ای که در آن خلاف افتاده باشد، کنام دزدان نیست؛ خانه ای ست که در آن خلاف افتاده است. شما به هزار گونه خوبید، اما آنگاه که خوب نیستید، بد نیستید، تنها تَن بِهِل و تن آسانید. خوبیِ شما در خواهشی ست که از برای رسیدن به خویشتن بزرگ خویش دارید، و این خواهشی ست که در همه ی شما سرشته است.

 در مورد زیبایی می گوید:

نقشی ست که با چشم بسته هم می بینید و نوایی ست که با گوش بسته هم می شنوید.

و در مورد فرزندان می گوید:

جسم آنها را در خانه خود مسکن دهید اما روح آنان را آزاد گذارید. زیرا روح آنان در خانه ((فردا))زیست خواهد کرد


منبع :

اخبار اکاایران

تبلیغات