نزار قبانی دیپلمات شاعر

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد نزار قبانی دیپلمات شاعر ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: قبانی را نسل های مختلف به خاطر شعرهای رمانتیک و احساساتیش ستوده اند . کارهای این دیپلمات سوری نه تنها به خاطرکتاب های شعرش و کارش در روزنامه الحیات بلکه به خاطر خوانده شدن ترانه هایش توسط خواننده های مشهور لبنانی و سوری بود که بین عموم مردم محبوب شد.
زنان الهام بخش قبانی برای نوشتن بودند. جلد اول اشعار او در ۱۹۵۴ به نام “کودکی از سینه مادر” به علت موضوع احساساتی اش در ادبیات مرسوم عرب نوعی شکستن قواعد محسوب می شد. خودکشی خواهر قبانی ، به این علت که نمی خواست با مردی که عاشقش نبود ازدواج کند، تاثیر عمیقی روی او داشت. نزار قبانی از رسوم مردسالارانه ابراز انزجار کرد و اغلب از دیدگاه زنان نوشت.
او بعد از ۱۹۶۷ در لندن رندگی کرد اما پایتخت سوریه حضوری عمیق در اشعارش داشت. مهمترین شعرش در این مورد “بوی یاسمن های دمشقی” است.
بعد از شکست اعراب از اسرائیل در سال ۱۹۶۷، او موسسه چاپ و نشر نزار قبانی را در لندن پایه گذاری کرد و به صدای قدرتمند اعراب تبدیل شد.
قبانی یک ناسیونالیست عرب و اشعار و نوشته های سالهای آخرش، بیشتر در موضوعات سیاسی بود. و او در سالهای آخر اغلب از شکست های احساسی و سیاسی می نوشت.
همسر او بلقیس الراوی که یک معلم عراقی بود در یک بمب گذاری در بیروت کشته شد و مرگ او اثر عمیقی بر قبانی داشت او در شعر مشهورش “بلقیس” کل اعراب را برای مرگ بلقیس سرزنش می کند بعد از مرگ بلقیس قبانی بیروت را ترک کرد تا سرانجام در لندن سکنی گزید و ۱۵ سال آخر عمرش را در این شهر زندگی کرد. نزار قبانی در ۷۵ سالگی در اثر حمله قلبی درگذشت او وصیت کرد در دمشق به خاک سپرده شود.

نزار قبانی دیپلمات شاعر
,اخبار, اخبار ایران, آخرین اخبار,[categoriy]

آکاایران: نزار قبانی دیپلمات شاعر

به گزارش آکاایران: نزار قبانی و همسرش بلقیس الراوی

نمونه ای از اشعار ترجمه شده نزار قبانی را می خوانیم:

عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشد

شعرهایی که از عشق می سرایم
بافته ی سرانگشتان توست
و مینیاتورهای زنانگی ات.
اینست که هرگاه مردم شعری تازه از من خواندند
ترا سپاس گفتند

همه ی گل هایم
ثمره ی باغ های توست
و هر می که بنوشم من
از عطای تاکستان توست
و همه ی انگشتری هایم
از معادن طلای توست
و همه ی آثار شعریم
امضای ترا پشت جلد دارد!

ای قامتت بلندتر از قامت بادبان ها
و فضای چشمانت
گسترده تر از فضای آزادی
تو زیباتری از همه ی کتاب ها که نوشته ام
از همه ی کتاب ها که به نوشتن شان می اندیشم
و از اشعاری که آمده اند
و اشعاری که خواهند آمد

نمی توانم زیست بی تنفس هوایی که تو تنفس می کنی.
و خواندن کتاب هایی که تو می خوانی
و سفارش قهوه ای که تو سفارش می دهی
و شنیدن آهنگی که تو دوست داری
و دوست داشتن گل هایی که تو می خری

نمی توانم… از سرگرمی های تو هرگز جدا شوم
هرچه هم ساده باشند
هرچه هم کودکانه… و ناممکن باشند
عشق یعنی همه چیز را با تو قسمت کنم
از سنجاق مو…
تا کلینکس!

و ناممکن باشند
عشق یعنی همه چیز را با تو قسمت کنم
از سنجاق مو
تا کلینکس!

عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشد
یعنی ترا تاریخ درکار نباشد…
یعنی تو با صدای من سخن گویی
با چشمان من ببینی
و جهان را با انگشتان من کشف کنی

“نزار قبانی”
——————————-

زنانه می خواهمت

زنانه می خواهمت
تا امکان زندگی در سرزمین ‎مان ادامه یابد
تا امکان حضور شعر در قرن ‎مان ادامه یابد
برای این که ستارگان و زمان ادامه یابند
و کشتی ها و دریا و حروف الفبا ادامه یابند
تا تو زن هستی، ما خوبیم
زنانه می خواهمت برای این که تمدن زنانه است
برای این که شعر زنانه است
خوشه‎ی گندم زنانه است
شیشه‎ی عطر زنانه است
پاریس در بین شهرها زنانه است
و بیروت با زخم هایش زنانه باقی می ماند
به نام آن ها که می خواهند شعر بنویسند / زن باش
به نام آن ها که می خواهند به عشق بپردازند / زن باش
نزار قبانی

 


منبع :

نزار قبانی دیپلمات شاعر گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران
تبلیغات