آکاایران: زیبا شعری عاشقانه از رهی معیری (تخلص رهی) از غزل سرایان معاصر را با هم میخوانیم. مضمون ناب، کلمات سیقل یافته، سلیسی مطلب همه و همه از عناصر بدیع در اشعار رهی است که وی را از دیگر غزل سرایان هم دوره اش متمایز می کند.

داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی ::رهی معیری::
,رهی معیری,متخلص به رهی,شعر عاشقانه,[categoriy]

آکاایران: داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی ::رهی معیری::

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
 خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
 ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
 در سینه سوزانم مستوری و مهجوری در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
 من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
 از آتش سودایت دارم من و دارد دل داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
 دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
 ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟ روی از من سر گردان شاید که نگردانی
                   “رهی معیری”