خواندنی ها با (108) -

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد خواندنی ها با (108) ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: در این شماره از خواندنی ها با زندگی نامه ی جنجالی یک گدای فرانسوی، رمانی پلیسی از ادبیات ژاپن، تحلیلی از جنگ داخلی امریکا و... آشنا شوید.
امتیاز خبر: 18 از 100 تعداد رای دهندگان 2
آکا ایران - محمودرضا: در این شماره از خواندنی ها با زندگی نامه ی جنجالی یک گدای فرانسوی، رمانی پلیسی از ادبیات ژاپن، تحلیلی از جنگ داخلی امریکا و... آشنا شوید.

شغل من گدایی است

  • ژان ماری روگول
  • ترجمه ی شهرزاد سلحشور
  • نشر قطره
  • چاپ اول: 95
 
خواندنی ها با (108)
,خواندنی ها با آکا ایران,[categoriy]

آکاایران: خواندنی ها با (108)

 
 
ژان ـ ماری روگول بیش از 20 سال را در خیابان زندگی کرده است. یک شب هنگامی که مشغول گدایی بود، به دوچرخه سواری پیشنهاد می کند که در زمانی که او مشغول خرید است، از دوچرخه اش مراقبت کند. این دوچرخه سوار ژان ـ لویی دبره است. از همان دیدار اول و دیدارهایی که پس از آن ادامه پیدا کرد، رابطه ی خاصی بین این کارتن خواب و رئیس مجلس ملی فرانسه، بر مبنای اعتماد، شکل گرفت.
 
تا آن جایی که با کمک ژان ـ لویی دبره، روگول پذیرفت تا داستان زندگی اش را بنویسد. از منطقه ی 19 پاریس، محله ی دوران کودکی اش تا پیاده روهای شیک خیابان مربُف، ژان ـ ماری روگول سال های سخت زندگی اش را به تصویر می کشد: نوجوانی آشفته، اولین تجربه های گدایی، دوستی ها، داستان های عاشقانه و کودکان رهاشده... از ایستگاه های متروکه ی مترو و نیمکت های پارک تا اتاق متعفنی در مسافرخانه ای محقر، ما را هم سفر روزهای تلخ زندگی اش می کند، سفری در قلب خشونت، ترس، فقر و محرومیت که البته به دوستی ها، برادری ها و مهربانی ها نیز آغشته است.
 
«خیابان، دنیای من است. در عمیق ترین قسمت وجودم لنگر انداخته. علی رغم سختی ها، خشونت، عدم درک حالم، در خیابان احساس خوبی دارم، زمستان ها بیش تر از تابستان ها. بله البته، برای بعضی ها، ما ناپیدا هستیم، برای بعضی از خلق تنگ های به قول خودشان با وجدان. برای همین است که تحقیرمان می کنند یا ازمان متنفرند. ولی گاهی، دیدارهای خوب و ملاقات با کسانی هم وجود دارد که بدون این که قضاوت مان کنند دنبال کمک کردن مان هستند.»


به گزارش آکاایران: پادشاه زرد پوش

  • رابرت ویلیام چیمبرز
  • ترجمه ی بردیا بهنیافر
  • انتشارات نگاه
  • چاپ اول: 95
 
,خواندنی ها با آکا ایران,[categoriy]
 
 
«رابرت ویلیام چیمبرز در سال 1865 در بروکلین ایالات متحده متولد شد و در بیست و یک سالگی برای تحصیل رشته هنر رهسپار پاریس گردید. در سال 1893 به زادگاهش بازگشت و مدتی به کشیدن نقاشی پرداخت اما پس از مدتی آن را واگذاشت و به نویسندگی روی آورد. کتاب «پادشاه زردپوش» دومین اثر اوست.
 
این کتاب پر رمز و راز شامل داستان های مستقل با درونمایه فراهنجار و بعضا وحشت است که در برخی از آنها اشتراکاتی دیده می شود. از جمله این اشتراکات نمایش نامه ای دو پرده ای به همین نام است که شخصیت های محوری داستان ها با خواندن آن عقل می باختند یا گرفتار زوال و نابودی می گشتند، و همچنین شهری به نام کارکوسا که گویا داستان نمایش نامه در آن رخ می دهد. چیمبرز در این اثر از دو داستان کوتاه از امبروز بیرس که او نیز نویسنده و منتقدی چیره دست بود، وام گرفت.
 
تاثیر داستان «ساکن شهر کارکوسا» از بیرس بیش تر از داستان دوم، یعنی «هاییتای چوپان» است که جز یک نام نشان دیگری از آن در یک کتاب نمی بینم. اما برای کشف سرنخ های بیش تر برای خوانندگان، تصمیم گرفتم آن دو داستان را نیز ترجمه کنم و در انتهای کتاب بگنجانم. در سال های گذشته این کتاب دستمایه ساخت فیلم ها و سریال های زیادی،علی الخصوص فصل اول سریال «کارآگاه واقعی» شد و همین موضوع سبب احیای دوباره آن و تبدیل شدن آن به یکی از پرفروش ترین ها گردید.»


جنگ داخلی در آمریکا

  • فرید امور
  • ترجمه ی عبدالوهاب احمدی
  • نشر آگه
  • چاپ اول: 95
 
,خواندنی ها با آکا ایران,[categoriy]
 
 
کتابی که در دست دارید پژوهشی است ژرف درباره ی ریشه ها، زمینه ها و رویددهایی که سرانجام آتش جنگ داخلی را در آمریکا افروختند... نویسنده به نیکی نشان می دهد که در جامعه ی آن زمان آمریکا، که جامعه ای در روند شکل گیری بود، چگونه رفته رفته، دو فرهنگ، دوشیوه ی زیست و حتا می توان گفت دو تمدن ناسازگار...با هم پدید آمد: شمال، وقادار به اقتدار دولت فدرال، ستاینده ی برابری، مخالف برده داری، پویا و پیش تاز در کار وکوشش فردی، صنعت بر پایه ی نیروی کار آزاد و هوادار سیاست حمایت گمرکی در راستای گسترش تولید داخلی؛ در برابر جنوب، دل بسته ی حقوق ویژه ی ایالت ها، هوادار نظام برده داری، محافظه کار، گهواره ی جامعه ی پدرسالار، متکی به اقتصاد کشاورزی...بر پایه ی کار بردگی و پیرو سیاست درهای باز و دادوستد آزاد.


تخت بخواب

  • حسین یعقوبی
  • نشر چشمه
  • چاپ اول: 95
 
,خواندنی ها با آکا ایران,[categoriy]
 
 
حسین یعقوبی سال هاست که داستان می نویسد و ترجمه می کند. او بیشتر به واسطه ی فعالیت هایش در حوزه ی ادبیات طنز شناخته شده است. رمانِ جدیدش «تخت بخواب» را با رگه های طنزی اجتماعی نوشته است.

رمان درباره ی روزگارِ یک نویسنده ی جوان و ایده آلیست است که موفق می شود با کمک دیگران شغلی در یک اداره ی ملال آور در تهران پیدا کند. او در آرزوی نوشتن یک شاهکار است و برای همین با دوستانش که کارگاه های ادبی و داستان نویسی دارند مشورت می کند تا سوژه ای برای نوشتن این شاهکار بیابد. در همین حین فضای کارمندیِ خسته کننده ای که او واردش می شود، آدم هایی را مقابلش قرار می دهد که آرزوها و امیالی حقیر دارند و این تازه ابتدای داستان اوست... یعقوبی رمانی رئالیستی با رگه های طنز نوشته درباره ی «حقارت» و شاید نمایش میان مایگی در بخشی از جامعه ی امروز.
 
رمانی که تلاش می کند با استفاده از انواعِ خُرده شخصیت های ریز و درشت یک ساختارِ پُرتناقض را نمایش دهد که درش کلیتِ جامعه به تدریج فردیت را از بین برده و او را رام می کند. در این فرایند یعقوبی تلاش کرده بیش از هر چیز برای مخاطبش قصه بسازد و انبوهی آدم که شاید در مسیر این حقارت قرار گرفته اند.


اتاق قرمز

  • ادوگاوا رانپو
  • ترجمه ی محمود گودرزی
  • نشر چترنگ
  • چاپ اول: 95
 
,خواندنی ها با آکا ایران,[categoriy]
 
 
پاره ای از داستان:
 
«این بازی می تواند در یک کلمه خلاصه شود، کلمه ای که به گمانم قادر است لرزه به اندام شما بیندازد، قتل. بله آقایان، قتل! من تا امروز صد مورد مرتکب شده ام، مرد، زن، بچه، آن هم فقط برای لذت فراموشی ملالم از این اعتراف نتیجه ای عجولانه نگیرید: من امشب نیامده ام که برابر شما توبه کنم، چون اصلا پشیمان نیستم. جنایت هایم ابدا به چشمم زشت نیستند...چطور این را برایتان توضیح بدهم؟ این اواخر از این کار هم مثل چیزهای دیگر خسته شدم و ساده لوحانه دیدم که دیگر ریختن خون مردم برایم هیجانی ندارد. آن گاه علیه خودم شوریدم و صرفا به این نیت که خودم را از بین ببرم، به تریاک پناه بردم.
 
حالا که نتوانسته بودم حتی با ارتکاب قتل دلیلی برای زیستن پیدا کنم، آیا راه حل دیگری جز خودکشی برایم باقی می ماند؟ شما مقابل خود مردی، تریاکی می بینید که روزهای آخرش را سپری می کند. همین که سرنوشتم معلوم شد، احساس کردم لازم است، تا فرصت دارم، قصه اعمالم را برای دیگران بازگو کنم. آیا اعضای اتاق قرمز برای چنین اعترافی مناسب ترین شنونده ها نبودند؟»
 
«مجله اینترنتی آکا ایران» از تمامی ناشران، نویسندگان، مترجمان، منتقدان و علاقه مندان به حوزه نشر و کتاب دعوت می نماید مطالب خود را در حوزه معرفی و یا نقد و بررسی کتاب به آدرس زیر ارسال نمایند:
Bartarinha.editorial@gmail.com

همچنین برای ارتباط و هماهنگی های لازم می توانید با شماره 23051492 تماس بگیرید. منتظر پیشنهادات و انتقادات سازنده شما عزیزان می باشیم.

منبع :

خواندنی ها با (108) گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات