این کتاب های جدید را حتما بخوانید - آکا

آکاایران: کتاب هایی از گونتر گراس و سوتلانا آلکساندرونا الکسیویچ به همراه کتابی درباره سینمای اصغر فرهادی و مجموعه شعری از ولادیمیر هولان منتشر شد.
امتیاز خبر: 96 از 100 تعداد رای دهندگان 13
خبرگزاری ایسنا: کتاب هایی از گونتر گراس و سوتلانا آلکساندرونا الکسیویچ به همراه کتابی درباره سینمای اصغر فرهادی و مجموعه شعری از ولادیمیر هولان منتشر شد.
رمان «شهر فرنگ» نوشته گونتر گراس با ترجمه کامران جمالی در ۲۴۵ صفحه، با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۲۰ هزار تومان به چاپ رسیده است.
 
,ادبیات،کتاب,[categoriy]

آکاایران: این کتاب های جدید را حتما بخوانید


به گزارش آکاایران: در  معرفی پشت جلد این کتاب آمده است: گونتر گراس (۲۰۱۵-۱۹۲۷) کنار هاینریش بُل مهمترین نویسنده ادبیات آلمان در سال های بعد از جنگ در جهان است. برنده جایزه نوبل ۱۹۹۹ و نویسنده رمان های درخشان «طبل حلبی» و «سال های سگی» در آخرین کتابش دست به اعتراف هایی زده که با تکنیکی خاص روایت شده اند. «شهر فرهنگ» سالِ ۲۰۱۰ چاپ شد و بازتاب های فراوانی داشت. این کتاب آخرین اثر بزرگ او بود. گراس در این کتاب تمام فرزندانش را کنار هم گرد می آورد و از زبان آن ها درباره زندگی خودش و زمانه اش می نویسد. او موضوع این رمان است و در عین حال راوی پنهانش.
«شهر فرنگ» علاوه بر تاریخ نگاری خاص نویسنده از جهانی که او در آن زندگی کرده، مملو از خُرده روایت های تکان دهنده است درباره جنگ جهانی، جنگ سرد، جادوی تصاویر و عکس ها و مهمتر از آن یک روایت منحصر به فرد که درش فرزندانِ گراس که از همسران متفاوت و مختلفش بودند دور میزی می نشینند و هر کدام با لحن خود از درکِ پدر نویسنده شان می گویند، پدری که یکی از سیاسی ترین نویسندگان همه ادوار تاریخ ادبیات است. وقتی گراس سال ۲۰۱۵ از دنیا رفت بسیاری از نشریات معتبر جهان تیتری ساده زدند: «پایانِ غول»... «شهر فرنگ» وصیت نامه باشکوهِ گونتر گراس است.
 

 
 کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» نوشته سوتلانا آلکساندرونا الکسیویچ با ترجمه عبدالمجید احمدی در ۳۶۴ صفحه، با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۲۶ هزار تومان منتشر شده است.
 
,ادبیات،کتاب,[categoriy]


در معرفی پشت جلد این کتاب نیز آمده است: سوتلانا الکسیویچ (۱۹۴۸) اولین نویسنده تاریخ است که به خاطر نوشته هایش در ژانر مستندنگاری جایزه ادبی نوبل را از آن خود کرد. «جنگ چهره زنانه ندارد» روایت پرفراز و نشیب این مستندنگار بلاروسی است از روزگار و خاطرات زنانی که در ارتش اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم جنگیدند و حالا بعد از سال ها از کابوس ها، تنهایی و هول های شان می گویند. او چندصدنفر از این زنان را می یابد و با تمام شان حرف می زند. از هر قشری هستند؛ پرستار، تک تیرانداز، خلبان، رخت شور، پارتیزان، بی سیم چی و... و خاطرات تکان دهنده اند... زنانی که پوتین پوشیدند و در ترکیب خاک و خون و ترس زنده ماندند...
 الکسیویچ با تدوین این آدم ها کنار هم کلیتی می سازد متناقض و شورانگیز، پُرهیاهو و صامت... کتاب گاه شامل چنان لحظاتی می شود که فراتر از خوانده ها و شنیده های مرسوم است درباره جنگ. بی پرده و عریان است و ناگهان مادری را به ما نشان می دهد که برای عبور از خط بازرسی آلمانی ها بچه اش را نمک اندود می کند تا تب کند و سربازان بهراسند از تیفوس و او بتواند در قنداق بچه گریان با پوست ملتهب سرخ شده دارو ببرد برای پارتیزان ها... و این کتاب چنین آدم هایی است...



مجموعه شعر «بودن، آسان نیست» نوشته ولادیمیر هولان با ترجمه علیرضا حسنی در ۱۴۴ صفحه، با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۱ هزار تومان به چاپ رسیده است.
 
,ادبیات،کتاب,[categoriy]


از شعرهای این مجموعه:
پروازت چرا این قدر سنگین شده با مصایب؟
چرا سفر ملال آور شده؟
پانزده سال آزگار است
که با دیوار حرف زده ام.
و من دیوار را از دوزخ خودم
بیرون کشیده ام به این جا
چنان که اکنون می تواند
همه چیز برای تان بازگوید.



«بوطیقای گسست» (سینمای اصغر فرهادی) نوشته مازیار اسلامی در ۱۲۵ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۱ هزار تومان به چاپ رسیده است.
 
,ادبیات،کتاب,[categoriy]


در بخشی از کتاب آمده است: اهمیت سینمای فرهادی، مشخصا از چهارشنبه سوری به بعد، تلاش برای درونی کردن خود بحرانِ گسست است. کوشش برای درونی کردن تجربه ناکام ایده گسست و جدایی روایت تاریخی ۱۳۷۶ درون روایت های از هم گسیخته. حرکت سینمای او، حرکت بطئی این گسست و جدایی تا اعماق روایت است، رسوب بطئی این گسست در دِل خودِ روایت؛ روایت های از هم گسیخته، گسست ها و جدایی هایی که خود نیز مبتلابه گسست می شوند.
 
سینمای فرهادی نام خاص این پروسه گسست و جدایی تاریخی است که از ۱۳۷۶ شروع می شود، ادامه می یابد، دچار لختی و رخوت می شود و سپس وقفه و سکته، اما بالقوگی آن جامعه را از درون دچار گسست و جدایی می کند. سینمای او دقیقا بر حول و حوش این لبه تیز، خطرناک، شکننده و سست پرتگاه گسست فعال می شود، نقطه ای که سینمای ایران عمدتا برای عدم مواجهه با خطرات آن، یا با توسل به طناب مهار معنا و بی معنایی بر لبه آن می ایستد یا اساسا، خود را از ایستادن بر لبه آن معاف می کند.

منبع :

اخبار اکاایران

تبلیغات