شعر گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد -آکا

شعر گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
,[categoriy]

آکاایران: شعر گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

آکاایران: روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

 

به گزارش آکاایران: بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد

درد دل با سایه و دیوار آرامم نکرد

 

خواستم دیگر فراموشت کنم، اما نشد

خواستم، اما نشد، این کار آرامم نکرد

 

سوختم آنگونه در تب، آه! از مادر بپرس

دستمال تب بر نمدار آرامم نکرد

 

ذوق شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت

عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد

 

از : مرحوم نجمه زارع و شعر زیبایش

منبع :

شعر گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات