از یادداشت های نیما یوشیج تا خاطرات آیت الله هاشمی - آکا


آکایران :هفته نامه چلچراغ - بابک توانایی: در چند سال اخیر خاطرات، یادداشت های روزانه و زندگی نامه های چند چهره پرنفوذ و تاثیرگذار منتشر شد که بحث های زیادی بین طرفدارانشان برانگیختند. به چند مورد آن ها اشاره می کنیم. هوشنگ ابتهاج یکی از آن ها بود که حرف هایش درباره موضوعات و آدم های مختلف بحث های زیادی برانگیخت. یادداشت های روزانه نیما یوشیج که سال ها بعد از مرگش منتشر شد نیز از جمله یادداشت های بحث برانگیز بودند.
بنا به گزارش آکاایران :  بین سیاستمداران یکی هاشمی رفسنجانی است که با یادداشت های روزانه خود سعی می کند نسبت به تاریخ انقلاب روشن گری کند و یکی هم یادداشت های اسدالله عَلَم، وزیر دربار محمدرضا پهلوی است که سال ها بعد از مرگش منتشر شد و ناگفته های زیادی از روابط آدم ها در یک دوره 10 ساله را روایت کرد.
من نیما هستم

یادداشت های روزانه نیما یوشیج سال ها بعد از مرگش به کوشش فرزندش شراگیم یوشیج منتشر شد و بحث های زیادی برانگیخت. نیما جایی در اول همین یادداشت ها که در دفترهایی با سربرگ بانک ملی نوشته شده اند، گفته: «شاید بعد از مرگ من حتی این اوراق هم به دست کسی نیفتد و یا نداند چه اسمی بگذارد به افکار متفرقه من.»
این یادداشت ها که عمدتا مربوط به دهه 30 هستند، به نوعی بازتاب دهنده افکار و عقاید پدر شعر نوی فارسی درباره انبوهی از موضوعات مختلف است که برای ادبا و پژوهش گران از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. اخیرا محمدرضا شفیعی کدکنی مقدمه ای بر اول گزیده شعرهای پرویز ناتل خانلری نوشت و گفت بسیاری از تاریخ هایی که نیما یوشیج در زیر شعرها و یادداشت هایش می نوشته، قابل اعتماد نیستند و نمی تواند به آن تاریخ ها استناد کرد.
 مثلا در همین یادداشت های روزانه نیما یوشیج می توان جمله هایی را خواند که نیما درباره زوال کمونیسم و توده ای گری نوشته است و تاریخ آن ها به قبل از سال 1332 مربوط است. یعنی سالی که در ایران کودتا شد و بسیاری از افسران و عوامل حزب توده در ایران بازداشت شدند و سیاست پهلوی این بود که بساط کمونیسم را در ایران برچیند.
نیما یوشیخ در یادداشت های روزانه اش فارغ از این نوع فکرها و پیش گویی ها درباره بسیاری از آدم ها نیز صحبت کرده است که بعدها خاطرات آن آدم ها نیز منتشر شده و با کنار هم قراردادنشان می توان به تناقض گویی آن ها پی برد. برای نمونه بد نیست حرف های او و ابتهاج را از یک برخورد کاملا بی اهمیت در مهرماه 1334 بخوانیم.
 نیما در یادداشت هایش می گوید: «سایه را دیدم در خیابان. سبیل گذاشته بود. ترسش ریخته است. بسیار فکری بود. گفت اتاقم را با حصیر و نی ساخته ام. گفت عکس مرا دارد. می خواستم به او بگویم این قدر فکری نباش... ولی سایه بسیار فکری بود. بعد مختصر آذوقه شام خرید و رفت.» (یادداشت های روزانه نیما یوشیج، به کوشش شراگیم یوشیج، ص 277-278)
 اما ابتهاج در کتاب خاطرات «پیر پرنیان اندیش» می گوید: «سر پل تجریش، سر نبش که حالا ساختمان پست و تلگراف ساختن، یه مغازه قراضه ای بود که پاتوق نیما بود و می اومد اون جا نوشیدنی می خورد. من رفته بودم از اون مغازه کالباس بخرم، دیدم نیما هم اون جاست. سلام علیک کردیم و یک ساعتی با هم حرف زیدم. وقتی خواست از مغازه بیاد بیرون، من حساب کردم. نیما نوشته که فلانی منو مهمون کرد و خیلی «فکری» بود. می خواستم بهش بگم که انقدر فکر نکن.» (پیر پرنیان اندیش، جلد دوم، ص 870)
این دو روایت تفاوت زیادی با هم دارند. نیما می گوید ابتهاج فقیر بوده و مختصر آذوقه ای خریده و عکس او را، احتمالا به عنوان یک شاعر بزرگ، نگه می داشته است. ابتهاج اما می گوید خوردنی های او را هم حساب کرده و اصلا مشوش نبوده است. از این نوع تفاوت ها در خاطرات ادبا، شاعران و نویسندگان و سیاسیون بسیار است. یادداشت های روزانه نیما یوشیج را انتشارات مروارید منتشر کرده است.
من سایه هستم
,از یادداشت های نیما یوشیج تا خاطرات آیت الله هاشمی یادداشت های روزانه,نیما یوشیج,آیت الله هاشمی رفسنجانی,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب


خاطرات هوشنگ ابتهاج از زندگی شخصی، خانوادگی، کاری و ادبی که در کتابی با عنوان «پیر پرنیان اندیش» منتشر شد، بحث های زیادی برانگیجت و عده زیادی از آدم هایی را که اسمشان در کتاب آمده بود، ناراحت کرد و آن ها به صورت مکتوب یا شفاهی حرف های سایه را تکذیب کردند یا آن ها را خلاف واقع دانستند و ابراز تاسف کردند. اهمیت حرف های سایه در آن کتاب برداشت ها و داوری های سایه از چهره های تاثیرگذار فرهنگ و ادب و موسیقی ایرانی بود که خیلی از آن ها با خاطره گویی همراه شده بود.
بخش زیادی از خاطرات سایه در آن کتاب درباره محمدحسین شهریار بود که با آن چه دستگاه های رسمی و دولتی از او ساخته بودند، از زمین تا آسمان تفاوت داشت. سایه تصویری با جزئیات از زندگی شخصی شهریار برای خواننده ساخته بود که شلختگی، بی رمقی و بی نظمی از مشخصات آن بود.
از چهره های تاثیرگذار دیگری که بین شاعران معاصر فارسی نفوذ زیادی داشته و سایه درباره آن با تفصیل حرف زده بودف مرتضی کیوان بود؛ مرد جوانی که سال 2331 تیرباران شد و به یکی از چهره های اسطوره ای برای کسانی مثل هوشنگ ابتهاج، احمد شاملو، محمدجعفر محجوب، نجف دریابندری و محمدعلی اسلامی ندوشن تبدیل شد. سایه در خاطراتش درباره او گفته بود بهترین خاطرات زندگی اش از همه آن لحظاتی است که با مرتضی کیوان به سر شده بوده است.
درباره او گفته بود: «کیوان با همه رفیق بازیش آدم مستقلی بود. آدم حقه باز سازشکاری نبود. همه جا خودش بود. همه این را می دانستند. توی هر نامه ای که به هر کس می نوشت، حرف خودش را می زد، برخلاف عده ای که در هر مجلسی خودشان را یک جور نشان می دهند به اقتضای آن مجلس. این مهم است که آدم خودش باشد و در عین حال مورد احترام و محبت مردم باشد... حیف شد که شما کیوان را ندیدید. اگر کیوان بود، حالا 68 سالش بود.»
همه خاطرات سایه در این کتاب پرحجم مربوط به دوستان و نزدیکانش نیست. بخشی از آن مربوط به سال هایی است که او در زندان گذراند یا سال هایی که در رادیو کار کرد و بعد از آن جا بیرون آمد. خاطرات سایه از سال هایی که در زندان گذرانده حیرت انگیز است. او روایت می کند که چگونه در زندان به زندان بان جوان وزن و عروض شعری یاد داده و زندان چه تاثیری روی او گذاشته که وقتی بیرون آمده، دیدگاهش را نسبت به خیلی چیزها تغییر داده.
 سایه وقتی از زندان بیرون می آید، از ایران مهاجرت می کند و تصمیم می گیرد محاسنی را که در روزهای زندان بلند شده بودند، هیچ وقت نتراشد. خاطرات خواندنی سایه را می توانید در دو جلد از انتشارات سخن تهیه کنید.
من هاشمی هستم
,از یادداشت های نیما یوشیج تا خاطرات آیت الله هاشمی یادداشت های روزانه,نیما یوشیج,آیت الله هاشمی رفسنجانی,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب


شاید به جرئت بتوان گفت علی اکبر هاشمی رفسنجانی جزو معدود کسانی است که بیشترین استفاده را از یادداشت ها و خاطرات شخصی برای پیشبرد اهداف سیاسی کرده است. او با نقل خاطرات یا انتشار یادداشت هایی که مربوط به سال های پرتب و تاب دهه 60 هستند، سعی می کند از یک طرف نسبت به تاریخ انقلاب روشن گری کند و از طرف دیگر روی مناسبات سیاسی روز نیز تاثیر بگذارد. تاکتیکی که او در پیش گرفته، هرازگاهی نیز جدل ها و بحث های تندی را بین احزاب و گروه ها پیش می آورد.
کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی را دفتر نشر معارف انقلاب منتشر می کند که مدیریتش با محسن هاشمی، فرزند اوست. بیشتر این یادداشت های روزانه مربوط به سال های بعد از انقلاب هستند هاشمی هر روز یادداشت های کوتاهی درباره زندگی شخصی، خانوادگی، سیاسی و انبوهی موضوعات دیگر نوشته که هرچند حجم این ها بسیار زیاد است، ولی خودش بارها تاکید کرده که موضوعات محرمانه را در یک دفتر جداگانه نوشته و کسی به آن دسترسی ندارد و فعلا هم قصد انتشار آن ها را ندارد. یادداشت های روزانه هاشمی هرچند قبل از انتشار از چندین فیلتر رسمی و غیررسمی رد می شوند، ولی بعد از انتشار غالبا بحث های زیادی را بر می انگیزاند.
امسال «رونق سازندگی» منتشر شد که خاطرات و یادداشت های مربوط به سال 1371 است؛ سالی که اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی بعد از درگذشت امام خمینی برگزار شد و ترکیب مجلس تغییر کرد. بخش عمده ای از این کتاب مربوط به موضوع جنجالی رد صلاحیت ها توسط شورای نگهبان است و هاشمی رفسنجانی در یادداشت های روزانه خود نشان داده که می خواسته تنش ها را بین جناح های مختلف سیاسی کم کند.
او جایی در همین کتاب نوشته است: «در ماه های اول سال 1371 بحث ها و تبلیغات و اختلافات عجیب افراد و گروه ها در انتخابات مجلس را داشتیم. دولت کار و سازندگی، اولین انتخابات خود را برگزار می کرد. من که به شدت گرفتار امور اقتصاد و وضع بحرانی منطقه بودم، در گرداب انتخابات هم بخش مهمی از وقت و توانم، صرف مهار و حل و فصل اختلافات آزاردهنده و فرصت سوز می شد که در برخی موارد به جهت تندروی و بی توجهی طرفین به مصلحت کشور و نظام، چندان نتیجه بخش نبود. این اختلافات فزاینده، به جهت بی مبالاتی به میانه روی و محور اعتدال، باعث شد در مواردی نیروهای اصیل انقلاب رودرروی هم قرار بگیرند. دو طرف اختلاف، همه جزو نیروهای انقلاب بودند.»
اما غیر این جلد آخر در جلدهای قبلی می توان بسیاری از موضوعات مهم و جنجالی دهه 60 را در یادداشت های روزانه هاشمی رفسنجانی دید که به دلیل حضورش در کانون تصمیم گیری ها از اهمیت بالایی برخوردار هستند؛ موضوعاتی مانند درگذشت امام خمینی، انتخاب رهبری در مجلس خبرگان، پایان جنگ، آزادسازی اسرای جنگی، مذاکره با صدام حسین و انبوهی ناگفته دیگر که جزو اسناد دسته اول به حساب می آیند.
هاشمی رفسنجانی جزو معدود سیاستمدارانی است که با یادداشت های روزانه و خاطرات خود در سال هایی که هنوز هم فعالیت سیاسی می کند، روی گروه ها و تصمیم گیری های جمعی تاثیر می گذارد.
من عَلَم هستم
,از یادداشت های نیما یوشیج تا خاطرات آیت الله هاشمی یادداشت های روزانه,نیما یوشیج,آیت الله هاشمی رفسنجانی,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب


از جمله یادداشت های روزانه دولتمردانی که در این سال ها منتشر شد و بحث های زیادی برانگیخت، یکی هم یادداشت های روزانه اسدالله علم است. علم که فروردین 1357 در آمریکا درگذشت، یکی از چهره های بسیار مهم دوره پهلوی دوم بود که یادداشت های روزانه اش تصویری متفاوت از دربار محمدرضا پهلوی و روابط بین آدم ها در فاصله 10 ساله 1346 تا پایان سال 1356 می دهد.
یادداشت های هفت جلدی علم در ایران خیلی زود به یک کتاب پرفروش تبدیل شد و در مدت کوتاهی به چاپ سیزدهم رسید. البته این کتاب را چون چندین ناشر داخلی و خارجی منتشر می کنند، می توان گفت به بالای 30 چاپ نیز رسیده است. در شرایطی که تیراژ رمان های ایرانی و خارجی که جزو کتاب های سرگرمی به حساب می آیند، در ایران پایین است، ناشران کتاب های خاطراتی مانند اسدالله علم را با تیراژ بالا منتشر می کنند.
اسدالله علم آبان 1345 به وزارت دربار منصوب شد و با آمدن او درباره به یکی از وزنه های مهم در سیاست داخلی و خارجی ایران دوره پهلوی تبدیل شد. هرچند علم چندین جا در همین یادداشت ها تاکید می کند که او تنها وزیر دربار است و در سیاست دخالت نمی کند و نباید هم بکند، ولی یکی از چهره ها و سیاستمداران مهم در دوره پهلوی دوم بود.
در جلد هفتم همین یادداشت ها می نویسد: «امشب در کاخ گلستان شام رسمی بود. آن جا هم مذاکرات ادامه داشت، ولی من شرکت نکردم و نباید هم شرکت بکنم. من وزیر دربار هستم و در سیاست مداخله نمی کنم.» (یادداشت های علم، جلد هفتم، صفحه 241، انتشارات معین)
جلد هفتم یادداشت های علم که چند ماه پیش در ایران منتشر شد، در اصل جلد اول این مجموعه است. این یادداشت ها چند دهه بعد از مرگش توسط علینقی عالیخانی، از دوستان نزدیک علم و وزیر اقتصاد دولت های علم، منصور و هویدا ویرایش و منتشر شدند.
عالیخانی گفته است قبل از شروع این یادداشت ها به نظر می رسد که دفتر دیگری نیز بوده که ظاهرا از بین رفته و بین اسنادی که علم پیش از مرگش به بانک سپرده بوده، خبری از آن ها نیست. یادداشت ها حالا از اول اردیبهشت سال 46 شروع می شوند. مسئله دیگر این است که علم سال 1350 درگیر برگزاری جشن های 2500 ساله بوده و از نوشتن یادداشت های روزانه تا حد زیادی عقب افتاده است.
مجموعه «یادداشت های علم» بدون شک یکی از منابع بسیار مهم و روشن برای شناخت دوره 10 ساله ای از زندگی محمدرضا پهلوی و رجال آن دوره است. چرا که علم درواقع از بسیاری از برنامه ها و افکار و تمایلات شاه با اطلاع بود و در بسیاری از موضوعات برای او یک محرم به حساب می آمد. کسانی که درباره تاریخ پهلوی کار کرده اند، این نکته را با قاطعیت گفته اند که علم جزو معدود کسانی بود که تا این اندازه به شاه نزدیک بود.
علم در این یادداشت ها از نقد و نیش زدن به رجال پهلوی دریغ نمی کند. شاید علتش در این باشد که کسی از نگارش روزانه این یادداشت ها خبر نداشت و علم هم قصد نداشت آن ها را در دوره حیاتش منتشر کند. یادداشت های هفت جلدی علم را انتشارات معین و انتشارات کتابسرا منتشر کرده اند.

منبع :

اخبار اکاایران

تبلیغات