قاصدک! (1) - آکا

آکایران :اوضاع خیلی تعریفی نداشت. گرمای طاقت فرسا، نفس کشیدن را سخت می کرد. توده ی سیاهی از دور نزدیک می شد. هرچه سیاهی نزدیک می شد سکوت بیشتری صحرا را فرا می گرفت.

بنا به گزارش آکاایران : دیگر می شد شناخت سیاهی کیست و از کجا می آید. چشمان نابینایش، صورت آفتاب سوخته اش، کمر خمیده اش و هیکل تکیده اش حرف های بسیاری داشت. شنیدنی و اندوهناک.

آرام بر زمین نشست. مشتی خاک برداشت، بویید و ...

ادامه دارد.....

ایمان ناجی

منبع :

تبلیغات