ماهیگیر و آرایشگر - آکا

آکایران : زبونم مو در آورد از بس گفتم: پسر جان! وقتی مهمون دارم، وقتی مشتری دارم،  این قدر صدای اون ماس ماسک رو در نیار قربونش برم  غیر اون صدای قوزمیت خواننده ی قدیمی هم چیزی گوش نمی دی. من و مشتری بیچاره هم مجبوریم مدام همین صدا رو بشنویم .حالا اگه می ذاشتی آهنگ های دیگه ش هم پخش بشه خوب بود. 

زبونم مو در آورد از بس گفتم: پسر جان! وقتی مهمون دارم، وقتی مشتری دارم،  این قدر صدای اون ماس ماسک رو در نیار قربونش برم غیر اون صدای قوزمیت خواننده ی قدیمی هم چیزی گوش نمی دی. من و مشتری بیچاره هم مجبوریم مدام همین صدا رو بشنویم .حالا اگه می ذاشتی آهنگ های دیگه ش هم پخش بشه خوب بود. گیر دادی به همین یه آهنگ . با این که بدم میاد ولی دیگه از بر شدمش: این همه اون دستاتو بالا و پایین نکن لب بچه ماهی رو با قلاب خونین نکن ماهیگیر!

 اگه این چند تا مشتری هم بپرن ، اگه دیگه نیان ، از کجا بیارم خرج خونه رو بدم. از کجا بیارم اجاره بدم. از همه مهمتر از کجا بیارم اون دواهای گرون قیمت رو بخرم.اگه اون قرص ها ، اگه اون آمپول ها نباشه که تا دستشویی هم نمی تونی خودت رو بکشونی. ببین این نوار قدیمی ها اون جاست. همه ی نوارهای جوونی من توی اون کمددیواری اتاق خودته . اصلا از امروز شروع کن به گوش کردنشون .شاید آهنگهای بهتری هم داشته باشه : تو هم با من نبودی،حتی برگلیم ما/ با اینا زمستونو سرمی کنم  با اینا خستگی مو در می کنم بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی اتفاقا به حس و حال الان هم می خوره.  مشتریایی که دو ماه و سه ماه یکبار میان. این شب عیدی همشون میان برای اصلاح. عیدی هم میدن. قول می دم با عیدیاشون برای تو یک دستگاه سی دی خور بخرم اصلا یه کامپیوترمی خرم عزیزم! بسه دیگه. اگه از من بدت میاد، گه من رو مسئول می دونی  بایداین رو هم بدونی که الان جز راحتی تو هدف دیگه ای ندارم.

باید بدونی که اگه من نباشم، نتونم کار کنم باید بری تو یه آسایشگاه. با این اخلاقت هیشکی هم تحویلت نمی گیره.

 یادته اون وقتی که تو اون آرایشگاه معروفه کار می کردم چقدر وضعمون خوب بود. برات پرستار گرفته بودم، سفر می بردمت. هر چند، چه فایده! از اول تا آخر سفر یک کلمه حرف نمی زدی.لب آب نمیومدی.حق می دم بهت از آب و دریا و رودخونه،بدت میاد. باور کن از وقتی فهمیدم از ماهی بدت میاد بیرون یواشکی تو هم لب به ماهی نزدم. باور کن راست می گم .داری من رو نابود می کنی الان سه ساله که سرکار نمی رم و هر روز از مشتریام کم می شه. چقدر کار خطرناک کردی و مثل مشتریایی که داری می پرونی، همه ی پرستارات رو پروندی.

 تو پسر باهوشی هستی نقاشیهایی که می کشی رو ببین به هرکی می گم پسر من نقاشه باورشون نمی شه چرا؟ چون یه دونه رو هم نگه نداشتی.  همه رو می زنی خراب می کنی.  با چاقو به جونشون نمی افتی آتیششون نمی زنی.  آروم و با طمانینه تاشون می کنی و بعد با قیجی می بریشون . با خودت فکر کردی وسایل نقاشی رو کی می خره ؟ کی پولشو می ده؟  من می خرم.  با این که یه دونه شون رو هم نگه نداشتی یه دونشون رو هم به من تقدیم نکردی.

چند بار تصمیم گرفتم دیگه بوم و قلم مو و رنگ نخرم . دیگه کاغذ کاهی و مداد نخرم. اما دلم نیومد ،حتی با خودم گفتم اگه وسیله نقاشی نخرم، اون وقت مجبور می شه رو دیوار نقاشی بکشه اون وقت دیگه نمی شه دور بندازیمشون بعد دست و پات رو می بندم . مشتریا رو میارم تو اتاقت،  می گم ببینید! ایناهاش.  این هنر پسر منه! این پسر منه که شماها فکر می کنید خله، دیوونه س . ببینید!

 چند بار تصمیم گرفتم دیگه بوم و قلم مو و رنگ نخرم . دیگه کاغذ کاهی و مداد نخرم. اما دلم نیومد ،حتی با خودم گفتم اگه وسیله نقاشی نخرم، اون وقت مجبور می شه رو دیوار نقاشی بکشه اون وقت دیگه نمی شه دور بندازیمشون بعد دست و پات رو می بندم . مشتریا رو میارم تو اتاقت،  می گم ببینید! ایناهاش.  این هنر پسر منه! این پسر منه که شماها فکر می کنید خله، دیوونه س . ببینید! با هوشه ، نقاشه! اون وقت پزت رو می دم.  اما دلم نیومد  باز هم می رم و برات وسیله ی نقاشی می خرم . چون می دونم نقاشی تو خونته . نقاشی رو از مادرت به ارث بردی .... آه که اگه مادرت بود شاید این وضع پیش نمیومد .مادرت نقاش بود اما با وفا نبود ،به ساز نبود، اگه بود ول نمی کرد بره.  درک می کرد مریضی تو رو. این من بودم که باید می رفتم من مسبب بودم ولی نرفتم . شجاعانه وایسادم . اینا رو که می فهمی . تا چه حد باید مجازات بشم ؟ تا یک سال پیش مدام آهنگه مادرم غربت چرا؟ تو رو کرد از من جدا! مادر! مادر! ا رو میذاشتی برای مشتری ها. بعد که قصه ی گذاشتن و رفتنش رو گفتم بند کردی به این آهنگ آخری.

به این ماهیگیر کوفتی.  قبل از این که تو عقل رس بشی،  من خودم رو مجازات کردم. از کارم دست کشیدم.  دردنیا رو به روی خودم بستم . رفتم پادویی که آرایشگری یاد بگیرم .همه فکر می کنن این منم که خل شدم .بهترین آهنگسازی که دیگه کار نکرد .جواب هیچ شاعر و خواننده ای رو نداد.  دیگه آهنگ گوش نکرد.  بله! من خودم رو مجازات کردم حالا می خوای چی رو ثابت کنی؟ این که تو بچگی رفتیم شمال ، بردمت تو آب.  آب بازی کردیم که شنا یاد بگیری . که پسرم قوی بشه  حالا از شانس جفتمون آب تو گوشات موند.  این قدر آب تو گوشات موند که هنوزم شبها که می خوابی حوله برمی دارم میام تو گوشت رو خشک می کنم.  قسمت نبود که ارث آهنگسازی من به تو برسه  قسمت نبود که موسیقی بشنوی قسمت نبود که مث من موسیقی دان بشی حالا  هی آهنگی رو بذار که خودت نمی شنوی و عذاب روح منه.

مجتبی شاعری

بخش ادبیات تبیان

 

,ماهیگیر , خواننده ی قدیمی , آرایشگر ,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب
امسال عید، مالیه رو به راه است. شش ماهی است که کارمندی را کنار گذاشته ام. عموجان محبت کردند و راه تأسیس یک پیمانکاری را یادم دادند. آسفالت کاری، سخت است. زحمت دارد. مسئولیت کارگرها و سلامتشان و به همان قدر هم سلامت جاده یا بزرگراهی که آسفالت می کنیم، مهم
,ماهیگیر , خواننده ی قدیمی , آرایشگر ,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب

دلتنگی های یک دیوانه

برای آدمی مثل من زندگی در این آسایشگاه سخت است. نه دلبستگی به خانواده ام دارم و نه حتی دلم می خواهد که، در شهر آزادانه بگردم. در شهر آزادانه بگردم که چه بشود؟

منبع :

اخبار اکاایران

تبلیغات