یک جنایت شنیع - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد یک جنایت شنیع ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

یک جنایت شنیع
,دیویدسون,مارگریت,داستان,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب

آکاایران: یک جنایت شنیع

آکایران :راهبه از پلکان پایین آمد ، تا جایی که ردای بلندش اجازه می‌داد این کار را  آهسته و پنهانی انجام داد. صورتش در نور شعله‌ی ‌شمع می‌درخشید، عین فرشته‌ها. بعضی‌ها فکر می‌کردند شیطان روحش را دزدیده.

 

بنا به گزارش آکاایران : بالاخره کنجکاوی‌‌اش ‌به نتیجه رسید. همین امروز که پشت یکی از ستون‌های حیاط پنهان شده بود دید که پدر روحانی دارد حق السکوت می‌دهد، دقیقا پولی را  داد و جعبه‌ای را گرفت. شک نداشت که جنس قاچاقی بینشان رد و بدل شد.

 

راهبه‌ی ‌شیطان از جلوی در ورودی نمازخانه‌ای که راهبه‌های مومن تر از او آنجا غرق عبادت بودند گذشت و با کمی دلشوره به طرف اتاق پدر روحانی رفت، می‌دانست امشب نوبت اوست که وعظ کند. خواهر اینوسنسیا به نرمی به در ضربه زد، جوابی نیامد، دستگیره‌ی ‌در را چرخاند و به درون اتاق سر خورد.

 

شمعدان را روی کفپوش مرمری گذاشت و خم شد و با دقت زیر تخت پدر بیچاره را گشت. آها! خودش است. جعبه را بیرون کشید و با نگرانی به آن زل زد. خداراشکر! دو قطعه مانده بود. آنها را برداشت، توی دستمالش پیچید و داخل ردایش پنهان کرد. بعد از اتاق بیرون آمد، به نمازخانه برگشت و به باقی راهبه‌ها که مشغول عبادت بودند پیوست. عبادت آن روزش بیشتر از معمول طول کشید. دعا می‌کرد که هیچکس از وجود آن دو تا بویی نبرد: آن دو قطعه پیتزای پپرونی داخل ردایش.

 

مارگریت دیویدسون/ برگردان : مهسا ملک مرزبان

تهیه و تنظیم برای تبیان: زهره سمیعی - بخش ادبیات تبیان

 
,دیویدسون,مارگریت,داستان,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب

ادبیات داستانی

منبع :

یک جنایت شنیع گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات