عقاید یک دلقک - آکا

آکایران :این داستان انعکاسی از تنهایی و پوچ گرایی انسان قرن بیستم را نشان می دهد .

هاینریش بل در بیست و یک دسامبر 1917 در کلن متولد شد پدرش نجار بود و زندگی متوسطی داشت بل در محیطی خرده بورژوایی و کاتولیکی بزرگ شد . در سال 1937 دیپلم گرفت و شروع به یادگیری حرفه کتابفروشی کرد و بعد از آن به تحصیل در رشته ادبیات پرداخت ، اما با آغاز جنگ به خدمت سربازی خوانده شد . وی در روسیه ، فرانسه ، رومانی و مجارستان جنگید و چندین بار مجروح گردید . مدتی در زندان فرانسه به سر برد و پس از رهایی با دوست دوران جوانی اش ازدواج نمود . وی ابتدا به عنوان نویسنده آزاد مشغول فعالیت شد . در سال 1973 جایزه نوبل را از آن خود کرد . نوشته های وی اغلب داستان جنگ ،آلمان پس از جنگ و باز سازی آن است .

در داستان یک دلقک، بل وضعیت نابسامان و سرخورده جوانان و جامعه را نشان می دهد . کسانی که بعد از جنگ برای آرام کردن کردن وجدان خود دست به کارهای انسان دوستانه می زنند در حالی که همگی به فکر منافع شخصی خویش هستند و از وضعیت عامه مردم غافل هستند .

بل در این داستان بر این نکته تأکید می ورزد که حامی هیتلر در جنگ کلیسا ، کاتولیک ها و پروتستان ها هستند . چرا که آن ها با سکوت و همکاری پنهان خویش عملا به حمایت از وی پرداخته اند .

این داستان انعکاسی از تنهایی و پوچ گرایی انسان قرن بیستم را نشان می دهد .

خلاصه رمان

شنیر جوان بیست و هفت ساله از اهالی بن ( آلمان ) است . وی با این که در خانواده متمول و ثروتمندی به دنیا آمده در نهایت فقر و سادگی زندگی می کند . تقلید استادانه ی وی در انجام حرکات و رفتار دیگران باعث می شود که به حرفه ی دلقکی یا به قول خودش "عنوان رسمی کمدین" روی بیاورد . در حالی که پایان دوره ابتدایی را با درد سر فراوان طی کرده و تحصیل را رها کرده اما افکاری والا دارد . کودکی شنیر در زمان جنگ جهانی دوم و جوانی وی مصادف با پایان جنگ است . ماری نامزد وی و پدرش تنها کسانی هستند که شنیر به آن ها نظری مثبت دارد .درکوم پیر جزء معدود کسانی است که دارای ثبات شخصیت هستند و در قبل و بعد از جنگ تغییری نکرده اند .

تنهایی ، سهل انگاری و اعتراض نویسنده که با زبان شخصیت اول داستان به ذکر آلام و دردهای اجتماع بعد از جنگ پرداخته بسیار زیبا و هنری انجام شده است .

اگر چه از دید پروتستان ها و کاتولیک ها شنیر شخصیتی بی دین است اما تنها شخصیت سالم در فضای جامعه بعد از جنگ آلمان می باشد .

بعد از جنگ جهانی تمامی کسانی که به نفع هیتلر فعالیت داشتند اکنون خود را افرادی مذهبی و مدافع حقوق انسانی قلمداد می کنند . خانواده ی شنیر نمونه کامل این سخن است .

در آخرین نمایش شنیر که اکنون تنها به سر می برد و ماری وی را رها کرده به عمد باعث مصدومیت خود می گردد و این بهانه یی برای بازگشت به بن و جستجو برای یافتن نامزدش می شود . با ورود به بن در می یابد که ماری با تسوپفنر کاتولیک ازدواج نموده است . برای رهایی از این امر به مشروب پناه می برد تا درد همیشگی خویش – سردرد و مالخولیا – را مدتی تسکین بخشد . ولخرجی های وی باعث گردیده که حتی یک مارک هم برایش باقی نماند به همین دلیل به محض ورود به بن با خانواده و تمام دوستانش تماس می گیرد و از آن ها در خواست پول می کند و چون مأیوس می شود برای دیدن ماری که خیال می کند با همسرش از رم باز می گردد و هم چون گدایی نیازمند با سازش به ایستگاه قطار می رود .

خلاصه :

هاینریش بل در این رمان به زندگی انسان مدرن امروز با افکاری متزلزل و پوچ پرداخته است . شخصیت پردازی قوی این رمان نشان دهنده ی تبحر نویسنده است . تنهایی ، سهل انگاری و اعتراض نویسنده که با زبان شخصیت اول داستان به ذکر آلام و دردهای اجتماع بعد از جنگ پرداخته بسیار زیبا و هنری انجام شده است . بل معتقد است این عصر را باید عصر فحشا نامید که مردم به تدریج به آن فرهنگ عادت کرده اند .وی به حق جزو نویسندگان موفق آلمان محسوب می شود .

اکرم نعمت اللهی

بخش ادبیات تبیان

, عقاید یک دلقک , بل , شنیر ,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب
«آدمایی که مث ما تو مزرعه کار می کنند تنها ترین آدمای دنیان. قوم و خویش ندارن. مال هیچ دیاری نیستن. می رن تو مزرعه، یه پولی می سازن، بعد هم می رن تو شهر به بادش می دن. بعدش هم هنوز هیچی نشده دمشونو می زارن رو کولشون و می رن یه مزرعه ی دیگه. هیچ وقت هم هیچ
, عقاید یک دلقک , بل , شنیر ,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب

در جستجوی من ناشناخته

« دیگر جزیره ی ناشناخته ای وجود ندارد و اگر هم وجود داسته باشد باز هم حاضر نیستند آسایش موجود در خانه و راحتی کار کردن در کشتی های مسافربری را رها کنند و خود را در ماجراجویی های دریایی گرفتار سازند و چیزی را جستجو کنند که وجود ندارد.» این تنهایی مرد در یا
, عقاید یک دلقک , بل , شنیر ,شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب

خطاب به آدمها

خطاب به آدمها و اهداف پوچ و مسخره شان می گوید: همش هفتاد، هشتاد سال. یعنی اگه شانس بیارید، اگه خیلی زودتر ریق رحمت رو سر نکشید، خیلی که تو این خراب شده باشید هفتاد هشتاد سال بیشتر نیست. لامسبا اگه هفتصد سال می موندید چی کار می کردید؟

منبع :

اخبار اکاایران

تبلیغات