داستان یک بغل گل سرخ - آکا


داستانی کوتاه....
علی را خیلی وقت بود ندیده بودم.  دلم برایش تنگ شده بود. امروز مثل همه سالهای قبل آمد . همان آدرس قبلی.قطعه24 . باز هم یک بغل گل  سرخ هم برایم آورده بود. خدا برایش بسازد.

محمدرضا مهاجر
   


*با نگاهی به دعای ماه مبارک رمضان:اَللّـهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ/ اى خدا تو بر اهل قبرها نشاط و شادمانى عطا کن


منبع : seemorgh.com

داستان یک بغل گل سرخ گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات