نیما شاعری متعلق به همه فصول - آکا

, نیمایوشیج, قافیه در شعر نیما, زبان نیما ,شعر ،داستان و ادبیات
, نیمایوشیج, قافیه در شعر نیما, زبان نیما ,شعر ،داستان و ادبیات

وقتی شعر می‌سراید روبه‌روی مردم نشسته و آنها را مخاطب قرار می‌دهد


یکشنبه بیست و یکم آبان، سالروز تولد نیمایوشیج است، شاعری که زاده روستای یوش است، روستایی از بخش نور، شهرستان آمل در مازندران. نام فامیلی او اسفندیاری بود که از خاندان کهن و ریشه‌دار این بخش از کشورمان هستند.

نیما پرنده‌ای بود که می‌‌خواست در فضاهای تازه پرواز کند از دیرمانی در قفس محدود خسته شده بود البته هر شاعری نوگرا و نوجوست. دلش می‌خواهد حرف‌های تازه بزند. تقریبا هر شاعری مدعی این است که طرز بیان، اسلوب سرایش و مندرجات شعر و به طور کلی زبان و شیوه‌اش تازه است. اما نیما بیان تازه‌ای می‌خواست تا اندیشه‌های نو و دید خود را از دریچه آن بیان کند.

نیما می‌گفت: با دید استادان و شاعران کهن به طبیعت جهان نگاه نکنید حتی اگر مضامین و ترکیبات کهنه به کار گرفته می‌شود باید رنگ و بوی تازه داشته باشد و با نگرشی جدید سروده شود. نیما زاویه دید خود و شاعران همزمان و آینده خود را عوض کرد. دید شاعران کلاسیک معمولا یک دید بسته ذهنی بود؛ نگاه‌کردن با چشم‌های دیگران. نگریستن به چشم‌اندازهایی وسیع، اما در اتاق‌های در بسته تاریک.

من در شعر شاعران قدیم و جدید بهاریه‌ها یا توصیف‌هایی از طبیعت دیده‌ام که هرگز آن طبیعت برایم مجسم نشده. گاه این‌گونه شاعران از گل‌ها و پرندگانی حرف می‌زنند که در عمر خود حتی یک بار آنها را ندیده و صدایشان را نشنیده‌اند و طبعا نمی‌توانند ذهنیت خود را به عینیت مبدل سازند. در بعضی از بهاریه‌های میرزاحبیب قاآنی (که استاد این‌گونه توصیفات رنگین و بانشاط است) در آن واحد گل‌ها و پرندگانی با هم توصیف می‌شوند که در خیال هم نمی‌توان آنها را تجسم کرد یا از نظر جغرافیایی حضور آنها در آن مکان غیرممکن است.

نیما به «دید شاعر» و «زاویه دید شاعر» اهمیت زیادی می‌دهد. او نمی‌خواهد در شعر، کلمه تنها یک کلمه باشد، بلکه باید کلمه در شعر، جاندار و پویا و تجسم‌بخش باشد. یک حقیقت زنده و ملموس. حقیقتی که می‌تواند از ذهن و زبان شاعر به ذهن و ادراک خواننده یا شنونده منتقل شود.

نیما شاعری شجاع بود. او شجاعت نوآوری و قالب‌شکنی و دور ریختن حواشی و زوائد و دستیابی به حقیقت شعر را در شاعران به وجود آورد. شاعرانی که کلمات عامیانه و پیش پا افتاده را وارد عرصه شعر کردند یا مطالب غیرمتعارفی را شاعرانه بیان کردند، شاعران شجاعی بودند و نوآوری با شجاعت التزام ماهوی دارد. شاعر نوآور باید لزوما موضوعات و ژانرهای جدید را مطرح کند یا این‌که موضوعات و ژانرهای بیان‌شده توسط شاعران گذشته یا شاعران دیگر را تکمیل کند. شبکه بافتاری و ساختاری شعرش در بر‌گیرنده تصویرها، ترکیب‌ها، تشبیهات، ارائه‌های ادبی، واژگان زنده پویا، ترکیبات بدیع و رساننده باشد. هم موضوعات جدید را در نظر داشته باشد و هم آن موضوعات را با بیان جدید مطرح نماید. شعر شاعر باید بوی تازگی و طراوت داشته باشد.

مثل گلی که ابتدای بهار تازه روییده و عطر و بویش انسان را مست می‌کند، نیما یوشیج کوشید تا بین شاعر و مخاطب ارتباط و تفاهم نزدیکی ایجاد کند همان‌طور که هدف شعر ایجاد ارتباط است. شعر نوعی تخاطب و مکالمه است، در هم‌تنیدن فکر و حس و عاطفه و ادراک است.

شاید هیچ هنری به اندازه شعر در طول تاریخ کاربرد اجتماعی نداشته است. شعر همیشه توسط شاعر به خصوصی‌ترین شکل سروده شده، اما سپس به مردم سپرده شده است. گویی شاعر وقتی شعر می‌سراید روبه‌روی مردم نشسته و آنها را مخاطب قرار می‌دهد. وقتی نیما می‌گوید:

خشک آمد کشتگاه من/ در جوار کشت همسایه/ گرچه می‌گویند «می‌گریند روی ساحل نزدیک/ سوکواران در کنار سوگواران»/ قاصد روزان ابری‌ داروک کی می‌رسد باران!»


بدون تردید شاعر به یک مسأله مهم اجتماعی نظر داشته تحولی که باید در کشور او هم اتفاق می‌افتاد مثل تحولی که در کشور همسایه اتفاق افتاد. او به آن متحول‌شدگان حسرت می‌خورد و آنها را همدلان خود می‌داند. خشکی کشتگاه او گویای فقر اقتصادی وحشتناکی است که بر ایران آن زمان حاکم بوده. او چشم به راه باران است، بارانی که بتواند این مردم را زنده کند اقتصاد در هم شکسته کشور را شکوفا نماید. خطاب پرسشگرانه او به داروک همان امیدی است که مثلا در شعر بامداد به آینده کشور می‌بینیم:

شب‌/‌ با گلوی خونین‌/‌ خوانده‌ست دیرگاه‌/‌ دریا‌/‌ نشسته سرد‌/‌ یک شاخه در سیاهی جنگل‌/‌ به سوی نور‌/‌ فریادی می‌کشد‌/‌ (باغ آینه)

نیما یوشیج از سال 1332 تا سال 1338 ـ که سال مرگ اوست ـ شعرهای کوتاه، اما بسیار رسایی در فضای اجتماعی و سیاسی سروده است از جمله: دل فولادم، روی‌ بندرگاه، شب‌پره، ساحل نزدیک، هست شب، برف سیولیشه، در پس کومه‌ام، کک‌کی، بر سر قایقش پاس‌ها از شب گذشته‌ است، تو را من چشم در راهم و شب همه شب.

تقریبا همه اشعار کوتاه هستند و از روانی و روشنی بیشتری برخوردار. در شعر دل فولادم در همان سال 32 گفته: رسم از خطه دوری نه دلی شاد در آن‌/‌ سرزمین‌های دور‌/‌ جای آشوبگران‌/‌ کارشان کشتن و کشتار‌/‌ که از هر طرف و گوشه آن‌/‌ می‌نشانید بهارش گل با زخم جسدهای کسان‌/‌ وین زمان فکرم این است‌/‌ که دل فودلادم‌/‌ ناروا در خون پیچان‌/‌ بی‌گنه غلتان در خون برادرهایم‌/‌ دل فولادم را زنگ کند‌/‌ دیگرگون.

در آخرین شعرهای نیما هم با سمبل شب مواجهیم. او خود را «محبوس زندان شب» می‌داند.

هست شب یک شب دم کرده و خاک/ رنگ رخ باخته است/ باد نوباوه ابر از بر کوه/ سوی من تاخته است/ هست شب همچو ورم‌کرده تنی گَرَم در استاده هوا‌/‌ هم از این روست نمی‌بیند اگر گمشده‌ای راهش را.

می‌توان نتیجه گرفت و جمع‌بندی کرد و گفت:

1ـ نیما شاعر مبتکر و شجاعی است.

2ـ او قالب و قاب جدیدی برای شعر خود برگزیده یا ساخته و بین ظرف و مظروف، ارتباط ارگانیکی به وجود آورده است.

3ـ وزن در شعر نیما همان وزن عروضی است با عدم تساوی مصرع‌ها.

قافیه در شعر نیما رعایت شده و زنگ مطلب است.

5ـ نیما واحد شعر را بیت نمی‌داند، بلکه بند یا پاره است.

6ـ طبیعت در شعر نیما مورد توجه است.

7ـ لهجه محلی مازندرانی مورد استفاده است.

8ـ شعر نیما شعری اجتماعی است.

9ـ زبان نیما در عین سادگی، پیچیده و چند لایه است.

10ـ نگرش و زاویه دید نیما نسبت به شاعران دیگر متفاوت است هستی، انسان، هنر، شعر، تفکر، خیرگی به عمق اشیا و درونه و ذات معنویات در شعر او مطرح است.

11ـ شعر نیما، شعری سمبلیک و نمادگراست.

او در راهگشایی شعر، شاعری شجاع بود، اما در بیان مسائل سیاسی و اجتماعی به صراحت لهجه اعتقاد نداشت و از نمادها و سمبل‌ها استفاده می‌کرد. همین سمبلیک و نیز دیریابی و غموض محتاطانه شعرش به زیبایی جذابیت آن کمک کرد.

نیما شاعری است متعلق به همه فصول.

سیدمحمود سجادی ‌



منبع : seemorgh.com

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران